شهادتنامه علی (مستعار)
نام کامل: علی (مستعار)
شغل: آزاد
سازمان مصاحبهکننده: مرکز اسناد حقوق بشر ایران
تاریخ مصاحبه: ۱۶ اسفند ۱۴۰۲
مصاحبه کننده: مرکز اسناد حقوق بشر ایران
این شهادتنامه بر اساس مصاحبه صوتی با آقای علی (مستعار) تهیه و در ۱۹ پاراگراف تنظیم شده است.
نظرات شهود بازتابدهنده دیدگاههای مرکز اسناد حقوق بشر ایران نیست.
شهادتنامه
۱. اسمم علی (مستعار) است. دو مدرک دانشگاهی دارم، اما شغلم آزاد است. یک هفته بعد از عروسی، نامه مهریه به در خانه آمد. همسرم مهریه اش را به عنوان این که عندالمطالبه است به اجرا گذاشته بود. مهریه ۱۱۴ سکه بهار آزادی بود.
۲. در یک هفته ای که زندگی کردیم، از همان شب عروسی، درگیر بودیم. سر این که جهیزیه را کامل از وسایل دست دوم آورده بودند. وسایل کاملاً دست دوم بودن! فیلمش را دارم. کارشناسی هم شده و مدارکش موجود است! دقیقاً یک هفته قبل از عروسی، پدر خانم من را از خانه اش بیرون انداخت! وضع مالی شان بسیار خوب بود و بالا شهر سکونت داشتند.
۳. نامه ی مهریه یک هفته بعد از عروسی آمد؛ از طریق ثبت اسناد و پیگیری. وکیل گرفتم و معلوم شد که اینها قبل از عروسی اقدام کرده بودند. آمدم خانه و دیدم که تمام اسباب و اثاثیه با ارزش، طلا، یک سامسونت من، ارز خارجی، لپ تاپ، دوربین عکاسی و هر چیز مهمی که در خانه بود را جمع کرده و برده بودند. بعد از آن تقاضای استرداد جهیزیه زدند. یعنی یک کلاهبرداری محض! تنها کاری که توانستم بکنم، این بود که قفل در خانه را عوض کردم که ایشان نتواند بقیه وسایل را از طریق دادگاه و کلانتری ببرد! آن چیزهایی که برده بود را مجبور شدم بخرم و جایگزین کنم. ایشان استرداد جهیزیه کرد که تمام اموالش را بتواند کامل بعد از یک هفته زندگی مشترک ببرد؛ که آن هم چه زندگی ای بود! از من ششصد هزار تومان اجرت المثل گرفتند که هر جا که رفتم، اعتراض کردم که این غیر منطقی است! گفتند که باید نهصد هزار تومان به حساب دادگاه بریزید تا شکایت کنید. من نهصد هزارتومان را ندادم و مجبور شدم که ششصد هزار تومن را بدهم. بابت تمکین هم، چون خانه پدری خانم بالاشهر بود، می گفتند که در شأن خانم باید یک خانه بگیرید که بیاید زندگی کند. متأسفانه من دو تا خانه گرفتم که هر دو خانه رد شدند. مجبور شدم که نفقه بدهم. تا همین الان، ماهانه دو میلیون تومان نفقه می دهم.
۴. با وجود این که نه گردش مالی داشتم و نه چیزی به نامم بود، دقیقاً ۵۷ سکه برایم به عنوان پیش قسط مهریه تعیین کردند. تقاضای اعسار زدم. از دست قاضی شکایت کردم که چرا باید بیشتر از نصف مهریه را به عنوان پیش قسط بدهم. به صورت معمول ده تا سکه را پیش قسط می زنند. بعد متوجه شدم که قاضی با خانم روی هم ریخته! چون توانستم که با مستندات محکم ادعایم را ثابت کنم، قاضی از پرونده عزل شد و حکم تبدیل شد به ده سکه پیش قسط و هر چهار ماه یک سکه بهار آزادی؛ یعنی به صورت اقساطی. من البته همان را هم ندادم و گفتم نمی دهم و من را بندازید زندان!
۵. وکیل داشتم، ولی وکیلم را معرفی نکردم. چون که در ایران اگر وکیلت را بابت مهریه اعلام کنی می گویند که این طرف توانایی مالی دارد! اینها حتی همین خط موبایلم را توقیف کردند. با هزار تا شاهد و هزار جور ترفند توانستم آزادش کنم. می گویند جزو مستثنیات دین قرار گرفت که توانستم خط موبایلم را آزاد کنم. یک سال خط موبایلم توقیف بود. کارت ملی ام توقیف بود. حساب هایم کلاً توقیف شده و هیچ کاری نمی توانم انجام دهم. پول پیشش خانه ای که اجاره کرده بودم را نتوانست ببرد، چون رویش وام بود و شامل مستثنیات دین می شد. به جز این، فقط یک ماشین به نامم بود، که آن را قبل از ازدواج به نام مادرم کرده بودم.
۶. بین من و خانمم یک درگیری فیزیکی پیش آمد. وقتی که آمده بودند جهیزیه رو ببرند. قبلش خود خانم و پدرش روی من دست بلند کردند، که متأسفانه مأموران کلانتری که حضور داشتند با آنها همکاری کردند. گفتم شهادت بدهید که اینها روی من دست بلند کردن، که گفتند ما شهادت نمی دهیم، چیزی ندیدیم. متأسفانه قانون مملکت بیشتر پشت خانم هاست!
۷. من طلاقش نمی دهم. حتی چند وقت پیش وکیلم با آنها تماس گرفت و گفت خانم ۵ سال از عمرتان رفته! شما نمی خواهید دو روز دیگر ازدواج کنید؟! خانم هم جواب داده که من تا ریال آخر مهریه ام را نگیرم ول کن نیستم! اینها دنبال پول اند! تا حالا یک سکه هم پرداخت نکردم! تمام دار و ندار من را بردند. به مهریه هیچ اعتقادی ندارم و حتی در دادگاه گفتم که شده خون در پرونده راه بیفتد، من یک سکه هم به عنوان مهریه نمی دهم. تمام زندگی من را بردند!
۸. از خانم به دلیل بردن ارز و وسایل شخصی ام شکایت کردم، اما دستم به جایی نرسید.
۹. من کاسب هستم. بعد از عقدمان یعنی قبل از عروسی، خانم آمد جنسی برای یکی از اقوامش خرید و گفت که قسطی می دهند. گفتم ما اصلاً قسطی نمی دهیم. من شریک دارم. پدرش یک سفته به من داد و خودش گفت این بابت ضمانت ۵ میلیون تومان خریدی که کردند! مبلغ کل خرید البته ۷ میلیون تومان بود. ۲ میلیون تومان را من دادم، ۵ میلیون تومان که مانده بود بابتش سفته دادند. گفتم چه کسی قسط های این سفته را می دهد؟ می گفتند می آورد می دهد، دستش تنگ است! دایم امروز و فردا می کردند. موقعی که به مشکل خوردیم، رفتم این سفته را اجرا گذاشتم. شد داستان جدید برای ما! وکیلم هم فکر نمی کرد که محکوم شوم. قاضی رای به نفع خانم داد. گفت چون که در یک خانه زندگی می کردید، شما سند رو دزدیدی! گفتم پدرش امضا کرده، خودش امضا کرده، اثر انگشت گذاشته! گفت ربطی ندارد. ایشان مفقودی زده! گفتم بعد از این که من گذاشتم اجرا مفقودی زده!؟ در نهایت هم سفته را پس دادم هم ۵ میلیون تومان جریمه شدم.
۱۰. خانم حتی بابت پیامکی که برایش گذاشته بودم و گفته بودم ببخشید، شما دختر نبودی و من رحم کردم و باهات ازدواج کردم و شما سر من کلاه گذاشتی، از من شکایت کرد! قاضی گفت حاشا نمی کنی؟ گفتم نه! به زنم پیامک دادم! به پدرش که ندادم! این رابطه زناشویی است. یعنی حق ندارم به زن خودم پیامک بدهم، که دیگر قاضی جمعش کرد. پرونده را بست.
۱۱. البته سر جمع، خانم ۴۸ تا پرونده بر علیه من باز کرد! ۴۸ تا پرونده! نفقه، اجرت المثل، شکایت های افترا، توهین، سفته، جهیزیه. ۴۸ تا پرونده! بعد از استرداد جهیزیه، من رفتم از خانم شکایت کردم گفتم طلاهای من را برده. گفتند که طلا کادو است! گفتم جهیزیه کادو نیست، طلا کادو است!؟ این خانم یک میلیارد و پانصد میلیون تومان طلا از من برده. فقط طلاهای کادوی عروسی، طلاهایی که توی کیف سامسونتم بود، ارزی که بسته صد دلاری توی سامسونتم بود، تمام اینا را برده! اصلاً نمی شود اینها را در دادگاه اثبات کرد! حتی لپ تابم را برده. لپ تاپ خودش را برده و اسم لپ تاپ توی جهیزیه آمده بود! گفت لپ تاپ را باید بخری! گفتم آقای قاضی ما دوتایی توی یک خانه با هم زندگی می کردیم! خانه مشترک! گفت نه تحویل شما بوده! گفتم من صبح می رفتم سر کار شب می آمدم. همه را غارت کرده و بردند! گفت مسئولیت با شماست و شما باید بخری بگذاری سر جاش!
۱۲. همه اینها در همان یک هفته اتفاق افتاد! ولی پرونده ها به مرور زمان باز شد. یک هفته بعد از این که کلید در خانه را عوض کردم، نامه های شکایت سرازیر شدند. در سامانه ثنا پیامک هایشان می آمد! در سامانه ثنا برای دریافت ابلاغیه ها حساب باز کردم. تا قبل از آن سامانه ثنا نداشتم، چون اصلاً پرونده ای نداشتم! اصلاً کار خلافی انجام نداده بودم!
۱۳. در حال حاضر، ماهانه دو میلیون تومان نفقه می دهم. این جدا از اجرت المثل است. آن قدر ما را دادگاه و پاسگاه بردند که خودمان یک پا وکیل شدیم! اجرت المثل را بابت کارهایی مثل لباس شستن، ظرف شستن، جارو کردن و اینها به زن می دهند. نفقه حکم پول توجیبی زن را دارد، برای لباس خریدن و آرایشگاه رفتن و غیره. مهریه هم که ببخشید برای هم خوابی با مرد است! یعنی بابت هر چیزی این زن داخل ایران پول می گیرد!
۱۴. به خاطر مهریه ممنوع الخروج شدم. بورسیه قبول شده بودم و کتابم در حال چاپ بود. هنوز هم ممنوع الخروجم. شکایت هم کردم، اما گفتند که تا پیش قسط مهریه را ندهی نمیتوانی ممنوع الخروجی را برداری.
۱۵. رفتم دستم را محکم روی میز قاضی کوبیدم و گفتم حکم جلبم را صادر کنید! همین الان من را بندازید زندان! نمی دانم از چه می ترسند که من را زندان نمی اندازند! حکم مهریه سال ۹۹ آمد. از ۹۹ تا الان یک سکه هم ندادم و کافی ست حکم جلبم را بدهند! خودم می روم خودم را معرفی می کنم. الان که برای توافق در مورد نفقه به دادگاه می رویم، نه صحبتی از مهریه می شود، هیچی! گفتم که مهریه بده نیستم! اگر دوست داری من را بنداز زندان! همین جوری پا در هوا ماندم.
۱۶. افزایش میزان نفقه کلاً سالانه ۲۰ درصد است و بر اساس میزان درآمد، تحصیلات زن، شان و شئونات زن، زیبایی زن و محل زندگی پدری زن تعیین می شود. شنیدم که بالاترین رقم نفقه در منطقه ۱ تهران بوده، برای زوج بدون بچه ماهی ۴ میلیون تومان. این نفقه را که پرداخت کنید، زن حق طلاق ازش سلب می شود و نمی تواند مدعی عسر و حرج شود! خانم نمی تواند راهکاری پیدا کند که برود یک طرفه غیابی طلاق بگیرد. زن باید یک بهانه محکمه پسند داشته باشد. به صورت مثال مرد یا حبس کیفری بگیرد که بیشتر از ۵ سال باشد، یا به صورت بد دست بزن داشته باشد، یا اعتیاد و این موارد. از طریق این چیزها زن می تواند طلاق بگیرد. در غیر این صورت نمی تواند.
۱۷. در قبالنامه ازدواج، حقوقی از جمله حق مسکن و حق تحصیل و حق خروج از کشور را به خانم ندادم. شب نامزدی از من شیربها گرفتند. حدود سی میلیون تومان، زمانی که یک دلار معادل ۱۰ هزار تومان بود. لیست جهیزیه خیلی خنده دار است! مرغ داخل یخچال دو عدد! تن ماهی، سه کیلو لوبیا، چهار کیلو موز! اینها داخل لیست جهیزیه نوشته شده بود!
۱۸. هنوز بابت تمام وسایلی که خانم برد، ماهانه ۸ میلیون تومان قسط می دهم! ۷۰ میلیون هزینه عروسی ام شد. طلاهایی که خریده بودم، تمام اینها را با وام گرفتم که هنوز دارم قسط آن ها را می دهم! قسط وام ازدواجم دو ماه دیگر تمام می شود!
۱۹. من نگران خودم نیستم. این را داخل دادگاه هم اعلام کردم. من نگران نسل بعدی ام که داخل این مخمصه گیر نکنند. من زندگیم، جوانیم، همه اش سوخت! موقعیت کاری و تحصیلی، مهاجرت همه را از دست دادم! اینها برنمی گردد. این کارها را انجام می دهم برای نفر بعدی که این بلا به سرش نیاید! متأسفانه تا این حکومت هست فکر نمی کنم قانون مهریه تغییر کند! این واقعا مرد ستیزی است که متأسفانه خانم ها تغییرش می دهند و می گویند نه زن ستیزی است!
