شهادتنامه جوکر (مستعار)

شهادتنامه جوکر (مستعار)
نام کامل: جوکر (مستعار)
سازمان مصاحبهکننده: مرکز اسناد حقوق بشر ایران
تاریخ مصاحبه: ۲۲ فروردین ۱۴۰۳
مصاحبه کننده: مرکز اسناد حقوق بشر ایران
این شهادتنامه بر اساس مصاحبه صوتی با آقای جوکر (مستعار) تهیه و در ۹ پاراگراف تنظیم شده است.
نظرات شهود بازتابدهنده دیدگاههای مرکز اسناد حقوق بشر ایران نیست.
شهادتنامه
۱. من در اصفهان هستم٬ حدودا ۳۸ ساله هستم. خانوم فوت شده است. حالا مادرش افتاده دنبال کار مهریه. حدودا ۴۰۰ تا سکه مهر کردیم حدودا ۱۰ سال بود عروسی کرده بودیم. یک هفته بعد از اینکه فوت شد برایم پیام آمد که بروم ثبت اسناد و دادگاه. همسرم مریض که بودند و کلیه هایشان درگیر بود و بعد گفتند مشکوک به کرونا است و دیالیز می شد.
۲. اول به اداره ثبت اصفهان رفتند و از من خواستند که بروم مال خودم را به اداره ثبت معرفی کنم و من نرفتم. پرونده آنجا مختومه شد و آمدند دادگستری شکایت کردند٬ یک ماشین هم زده بودم به نامش٬ ماشین را آمدند بردند و من هم نتوانستم کاری بکنم و الان بدون وسیله هستم. بعد هم حکم جلب گرفتند و من را انداختند زندان، ستاد دیه یک سکه داد و آمدم بیرون. همین. کل ۴۰۰ سکه را اجرا گذاشتند. چند مثقال طلا هم در قباله اش هست. همه را اجرا گذاشتند. از یک وکیلی هم پرسیدم که گفت وقتی بچه ندارید این مادرش مهریه را برای کجا می خواهد؟ ! دیگر نمی دانم.
۳. در دادگاه تقاضای اعسار زدم و پیش قسط یک سکه و ماهی ۳ میلیون. ما ۵۰ میلیون نقدا زده بودیم داخل قباله. غیر سکه و مثقال طلا ۵۰ میلیون هم باید می دادم. ۵۰ میلیون را ماهی ۳ میلیون زدند که این مبلغ تمام شود٬ البته نمی دانم این ۵۰ میلیون به روز حساب می شود یا نه. من برای همین یک سکه پیش قسط دادم و برای همین بعد ماهی ۳ میلیون تومن. که اول نقدی ام تمام شود. بعد آن تمام شود می روند دنبال سکه ها و طلاها. نوشته و پس از آن هر چهار ماه یک مثقال طلا و بعد از آن هر یک سال یک سکه طلا.
۴. برای اثبات اینکه نمی توانم و تقاضای اعسار زدم، دوتا شاهد بردم. گفتم من فعلا بیکار هستم و ماشین را بردند. نامه هم نوشتم که ماشین وسیله دستم است٬ البته ماشین هم سواری بود و زیاد ارزشی نداشت و حدود ۷۰ تا ۸۰ تومان بود. دادگاه اعسارم را قبول کرد اما بعد یک سال که رفتم زندان و آمدم٬ تعدیل را رد کردند.
۵. اعسار که زدم یک سکه پیش قسط بود و ماهی ۳ میلیون٬ بعد یک سکه را ندادم و انداختنم زندان و یک سکه را ستاد برایم داد و آمدم بیرون٬ الان که دو سه ماه است آمدم بیرون. در این مدت یکبار تعدیل زدم و آن را رد کردند. حدود یک ماه زندان بودم. وکیل نداشتم چون پولش رو نداشتم.
۶. این ناح است! همین که مهریه می خواهند چون فوت شده همین ناحق است. مادر همسرم گفت من مهریه را می خواهم! و همین. می خواهم و می گیرم. نمی دانم چرا این کار را می کند. حالا موندم که باقی اش را از کجا می خواهم بدهم.
۷. ما سال ۹۱ عقد کردیم و سال ۹۲ یا ۹۳ عروسی کردیم و حدودا ۹ سال ۱۰ سال باهم بودیم و آخرهای ۱۴۰۰ فوت شد.
۸. تعدیل برای اعسار را می گویند سالی یکبار است. من الان مثلا یک آپارتمان دارم از این مسکن مهر. این به نام خودم است٬ مادرش می گوید این آپارتمان را به من بده٬ من رضایت می دهم. به او گفتم من خودم کجا بروم؟ چشمش دنبال این خانه است. یعنی حاضر هستند کل مهریه و موارد دیگر را ببخشند در صورتی که این آپارتمان را بدهم. خانه هم ارزشی ندارد و در محله های پایین اصفهان است. یک میلیارد اگر بیارزد.
۹. قاضی که ما هرچی حرف زدیم٬ انگار نه انگار و همش پشت آنها بودند و به حرف ما توجه نکرد. خیلی پشت آنها بودند. آشنای خانواده همسرم نبود، اما مثلا به او گفتم بیکار هستم و ماشین را بردید٬ ماشین را بدهید به من و خودم با ماشین می روم سرکار٬ مسافت خانه تا محل کارم حدودا ۲۰ الی ۳۰ کیلومتر بود. بیشتر ۳۰ تا ۳۵ کیلومتر بود. گفتم آن را بدهید باشه من مهریه می دهم. کلا انگار نه انگار! هرجور حساب کنید پشت آن ها بودند.







