تحت کنترل و زیر ستم: فعالیت کارگری در ایران کنونی

مرکز اسناد حقوق بشر ایران ترجمۀ فارسی گزارش اخیر خود تحت عنوان «تحت کنترل و زیر ستم: فعالیت کارگری در ایران کنونی» را منتشر کرد. این گزارش به مسائل حقوق بشری کارگران در ایران و بالاخص وضعیت فعالان کارگری پرداخته و با شرح قانون کار ایران و موارد نقض تعهدات بین المللی ایران، گسترۀ وسیعی از مسائل نظیر عدم پرداخت دستمزدها، فقدان ایمنی در محل کار و مشکلات ناشی از قراردادهای موقت را بررسی میکند. این گزارش همچنین توضیح میدهد که دیدگاه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی چگونه مشارکت زنان در بازار کار را تحت تاثیر قرار داده است.
بخش بزرگی از گزارش به شهادتهای فعالان کارگری که در ایران بازداشت و زندانی شدهاند اختصاص دارد. حکومت ایران با محدود ساختن تشکلهای کارگری فعالان کارگری را متهم به با اتهامات مربوط به امنیت ملی نموده است. شرح حال این شاهدان نشان میدهد که الگوی نقض حقوق فعالان کارگری از سالهای ابتدای انقلاب تا کنون مشابه بوده است.
مرکز اسناد حقوق بشر ایران دادههایی را در مورد اعتراضات کارگری که در طی 23 ماه پس از اول ژانویۀ 2017 صورت گرفته جمع آوری کرده است. پژوهش مرکز اسناد حقوق بشر ایران نشان میدهد که شاغلان در صنایع مختلف در نقاط شهری و روستایی از مسئولان حکومتی خواسته اند که به مشکلاتشان از جمله فقدان ایمنی در محل کار و عدم پرداخت دستمزدهایشان رسیدگی کنند.
شاهین میلانی، مدیر حقوقی مرکز اسناد حقوق بشر ایران در این باره گفت: «با ادامه یافتن اعتراضات، تقاضای کارگران عموما بیپاسخ مانده است و در بعضی موارد هم با بازداشت و تهدید مواجه شده است.» وی اضافه کرد: «ایران به عنوان عضو میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و چند کنوانسیون سازمان بینالمللی کار موظف است حقوق شاغلان ایرانی در مورد دستمزد کافی و برابر و همچنین حقوق مربوط به تشکیل و عضویت در اتحادیههای مستقل صنفی را محترم شمارد.»
پیشگفتار
در 8 اسفند 1396 علی نقدی، کارگر فصلی شاغل در شرکت نیشکر هفت تپه در استان خوزستان، به دنبال ناموفق ماندن تلاشهای مکررش برای دریافت دستمزدهای معوقۀ خود، خودکشی کرد.[1] وی همان روز به همکارانش گفته بود دیگر از این وضعیت به ستوه آمده است و میخواهد برای جلب توجه مدیران شرکت به عدم پرداخت دستمزدهای معوقۀ کارگران، خودکشی کند.[2]

عدم پرداخت حقوق کارمندان توسط کارفرمایان در گسترۀ وسیعی از صنایع گوناگون مکرراً گزارش شده است. در سراسر ایران کارگرانی که چندین ماه است حقوق خود را دریافت نکردهاند برای مطالبۀ دستمزدهای معوقۀ خود دست به تظاهرات زدهاند. در بسیاری از موارد درخواستهای آنان مورد بی اعتنایی قرار گرفته است و در برخی موارد هم پاسخ آنها ارعاب و دستگیری بوده است. محدود ساختن سازماندهی کارگران و فساد و بی کفایتی در مدیریت اقتصادی در ایجاد وضعیت فعلی سهیم بودهاند. حکومت ایران فعالیتهای کارگری را یک تهدید امنیتی تلقی کرده و تلاش گستردهای میکند تا کارگرانی که قصد ایجاد تشکلهای کارگری دارند را محدود ساخته و آنها را کنترل کند. در نتیجه حکومت عملاً استقلال انجمنها و اتحادیههای صنفی را از بین برده است. علاوه بر آن، هر گاه فعالان حقوق کارگران سعی کردهاند سازمانهای مستقلی تشکیل دهند دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی غالباً با دستگیری و پیگرد رهبران فعالان تلاشهای آنها را متوقف ساختهاند.
گزارش حاضر بر اساس مصاحبههایی که پژوهشگران مرکز اسناد حقوق بشر ایران با فعالان کارگری انجام دادهاند و نیز با توجه به گزارشهای خبری و دادههای جمع آوری شده در مورد اعتراضات کارگری تنظیم شده است و مسائل کارگران در ایران کنونی را مورد کنکاش قرار میدهد. این گزارش ابتدا به تحلیل قانون کار ایران میپردازد و سپس سیاستهایی که برای حمایت از کارگران اتخاذ شده و همچنین تبعیضهای عقیدتی نهادینه شده در قوانین جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار میدهد. گزارش جاری سپس به تجارب سه تن از فعالان کارگری که حکومت ایران با آنان برخورد کرده است میپردازد. روایتهای این افراد برخورد سازش ناپذیر دستگاه امنیتی و قضایی حکومت با فعالیتهای مستقل کارگری را نشان میدهد. در پایان، گزارش حاضر عدم ایمنی در محل کار، عدم پرداخت دستمزدها و مزایا، خصوصی سازی و ایجاد محدودیت برای تشکلهای کارگری را مورد بحث قرار داده و توضیح میدهد که عملکرد حکومت ایران چگونه در گذشته و حال تعهدات بینالمللی حقوق بشری خود تحت میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و کنوانسیونهای سازمان بین المللی کار را نقض نموده است.

-
قانون کار
قانون کار جمهوری اسلامی ایران در 29 آبان 1369 یعنی یک دهه پس از تأسیس حکومت انقلابی جدید ایران در مجلس تشخیص مصلحت نظام[3] به تصویب رسید. قانون کار که مشتمل بر 203 ماده است اگر چه برخی از حمایتها را برای نیروی کار فراهم میکند اما در عین حال فعالیتهای کارگری را تنها به مواردی محدود کرده که مورد تأئید حکومت باشد. این بخش از گزارش همچنین شرح میدهد که چگونه تعدادی از مقررات مندرج در قانون کار برای تحمیل ارزشهای ایدئولوژیک وتحدید فعالیتهای کارگری طرح ریزی شدهاند.
1،1. حمایت های قانون کار از کارگران
در این بخش برخی از تدابیری که برای حمایت از کارگران ایرانی در نظر گرفته شده شرح داده خواهد شد. این بخش همچنین به ذکر نمونههایی میپردازد که نشان میدهد چگونه این حمایتها به طور کامل اجرا نمیشوند.
1،1،1. پایان دادن به قرارداد کار
یکی از مواد مهم قانون کار، ماده 21 است که شرایطی که تحت آن قرارداد استخدام میتواند خاتمه داده شود را مشخص میکند. این ماده میگوید:
«قرارداد کار به یکی از طرق زیر خاتمه مییابد: الف) فوت کارگر ب) بازنشستگی کارگر ج) از کار افتادگی کلی کارگر د) انقضاء مدت در قراردادهای کار با مدت موقت و عدم تجدید صریح یا ضمنی آن هـ) پایان کار در قراردادهایی که مربوط به کار معین است و) استعفای کارگر»[4]
همانطور که از فهرست فوق مشهود است، خواست کارفرما در ادامۀ استخدام یا توانایی مالی وی برای ابقای کارمندان به عنوان دلایل ممکن برای پایان دادن به استخدام کارگر مطرح نشده است. تبصرۀ 2 ماده 7 همین قانون میگوید: «در کارهایی که طبیعت آنها جنبه مستمر دارد، در صورتی که مدتی در قرارداد ذکر نشود، قرارداد دائمی تلقی میشود.»[5] به عبارت دیگر کارفرمایی که میخواست امکان اخراج یا معلق نمودن کارمندان از کار را برای خود محفوظ نگاه دارد چارهای به جز بستن قرارداد کاری برای دورهای معین نداشت. در غیر این صورت قرارداد استخدام، دائمی محسوب میگردید و معلق نمودن کارمند از کار میتوانست نقض قرارداد کار به حساب آید.
بسیاری از کارفرمایان معتقد بودند شرایط مندرج درقانون کار هزینههای زیادی را برای آنان تولید میکند.[6] به علاوه بر اساس یک بررسی، 39% مدیران و 42% کارگران معتقد بودند که مواد 21 تا 29 قانون کار برای کارفرمایان دست و پاگیربوده و سبب کاهش میزان استخدام میگردد.[7] در سال 1387 مجلس ایران قانون کار را اصلاح کرد و تبصرههای ذیل را به آن اضافه نمود: «ز) فسخ قرارداد به نحوی که در متن قرارداد پیش بینی گردیده است. ح) کاهش تولید و تغییرات ساختاری در شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و لزوم تغییرات گسترده در فن آوری مطابق مفاد ماده 9 قانون تنظیم بخشی از مقررات تسهیل و نوسازی صنایع کشور مصوب 1382.»[8]
اگرچه مقصود قانون کار فراهم نمودن امنیت شغلی برای کارگران بود اما این هدف در عمل تحقق نیافت. کارفرمایان غالباً برای اجتناب از اجرای الزامات قانون کار، به بستن قراردادهای کاری برای دورههای معین متوسل میشوند. به گفته علی اصلانی، یکی از اعضاء کانون عالی شوراهای اسلامی کار، %85 قراردادهای کاری در ایران موقت هستند.[9] فتح الله بیات، رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی ایران، این رقم را بالاتر دانسته و اظهار نمود بیش از %90 کارگران دارای قراردادهای کاری موقت میباشند.[10]
ماده 7 قانون کار که در اصل قرار بود قراردادهای کاری موقت را محدود نماید در عمل به اجرای این هدف نائل نشده است. ماده 7 تصریح میکند:
«قرارداد کار عبارت است از قرارداد کتبی یا شفاهی که به موجب آن کارگر در قبال دریافت حق السعی کاری را برای مدت موقت یا مدت غیر موقت برای کارفرما انجام میدهد.
تبصره 1) حد اکثر مدت موقت برای کارهایی که طبیعت آنها جنبه غیر مستمر دارد توسط وزارت کار و امور اجتماعی تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید.
تبصره 2) در کارهایی که طبیعت آنها جنبه مستمر دارد، در صورتی که مدتی در قرارداد ذکر نشود، قرارداد دائمی تلقی میشود.»[11]
مقررات مربوط به دو تبصرۀ این ماده هنوز به طور رسمی اعلان نگردیده است. تبصرۀ 2 به ویژه مورد اختلاف بوده است زیرا دولت ایران هنوز تعیین نکرده است چه نوع کارهایی دارای «ماهیت مستمر» هستند.
بر طبق ماده 2،3 کنوانسیون فسخ استخدام، مصوب سازمان بینالمللی کار، «باید به منظور پیشگیری از توسل به قراردادهای استخدامی موقتی که هدف آنها اجتناب از دستیابی به حمایتهای حاصل از این کنوانسیون میباشد، تدابیر لازم اتخاذ گردد.»[12] این کنوانسیون دلایلی که به موجب آن میتوان به استخدام افراد خاتمه داد را محدود مینماید. مثلاً به موجب این کنوانسیون خاتمه دادن به استخدام شخص به دلیل بیماری و یا مرخصی زایمان ممنوع میباشد.[13] ایران این کنوانسیون را تصویب نکرده است اما قانون کار شامل مقرراتی است که هدف آن هر چه سخت تر نمودن اخراج کارگران است.
قراردادهای استخدامی موقت، محافظتهای ذکر شده در کنوانسیون فسخ استخدام و قوانین مشابهی که هدف از آنها حمایت از کارگران است را بی تأثیر میسازند. برای مثال اخراج از کار به دنبال مرخصی زایمان در ایران بسیار معمول است. به گفتۀ یکی از مسئولان سازمان تأمین اجتماعی ایران، یک سوم زنانی که به مرخصی زایمان میروند شغل خود را از دست میدهند.[14] در پاسخ به این معضل وزارت کار بخشنامهای را صادر کرد که اخراج زنان از کار را تا دو سال پس از تولد فرزندشان ممنوع میکرد.[15] اما این بخشنامه با صدور رایی از طرف دیوان عدالت اداری لغو گردید. دیوان عدالت اداری علاوه بر ذکر دلایل دیگر، اظهار داشت قراردادهای استخدام موقت برطبق بند «د» ماده 21 قانون کار، مجاز میباشند و در نتیجه ممنوعیت اخراج زنان به مدت دو سال پس از به دنیا آوردن فرزندشان این قانون را نقض مینماید.[16]
1،1،2. اقدامات تنبیهی علیه کارگران
یکی از حمایتهای بسیار مهمی که بر طبق قانون کار به کارگران اعطا گردیده این است که کارفرما در صورت سوء رفتار و یا عدم اجرای تعهدات کاری نمیتواند به طور یک جانبه کارمند را از کار اخراج نماید. ماده 27 تصریح میکند:
«هرگاه کارگر در انجام وظایف محوله قصور ورزد و یا آیین نامههای انضباطی کارگاه را پس از تذکرات کتبی، نقض نماید کارفرما حق دارد در صورت اعلام نظر مثبت شورای اسلامی کار علاوه بر مطالبات وحقوق معوقه به نسبت هر سال سابقه کار معادل یک ماه آخرین حقوق کارگر را به عنوان «حق سنوات» به وی پرداخته و قرارداد کار را فسخ نماید.
در واحدهایی که فاقد شورای اسلامی کار هستند نظر مثبت انجمن صنفی لازم است. در هر مورد از موارد یاد شده اگر مسأله با توافق حل نشد به هیأت تشخیص ارجاع و در صورت عدم حل اختلاف از طریق هیأت حل اختلاف رسیدگی و اقدام خواهد شد.»[17]
استفاده گسترده از قراردادهای کاری موقت تأثیر این ماده قانون کار را از میان برده است. علی خدایی، یکی از اعضاء شورای عالی کار، اظهار داشت کارفرمایان به جای انجام مراحل انظباطی فقط صبر میکنند تا قرارداد موقت به پایان دورۀ خود برسد. سپس در آن مرحله، دیگر قرارداد را تمدید نمیکنند.[18] به گفتۀ مصطفی خضری، رئیس کمیته حقوقی مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران، بیش از 90 درصد قراردادهای کاریک تا سه ماهه هستند.[19] تحت چنین شرایطی کارفرمایان میتوانند از تمدید قرارداد کارگران امتناع ورزند و از اجرای دستورالعملهایی که در قانون کار و دیگر مقررات به منظور محافظت از کارگران در برابر اخراجهای غیر عادلانه در نظر گرفته شده اجتناب کنند.
1،1،3. دیون ممتازه (اولویت پرداخت مطالبات)
کارگران از جمله افرادی محسوب میشوند که بر طبق تبصره 1 ماده 13 قانون کار از جهت دریافت مطالبات خود در اولویت قرار دارند و هنگامی که پیمانکار نتواند حقوق کارمندان خود را پرداخت نماید کارفرما موظف است بدهی پیمانکار به کارمندانش را از محل مطالبات پیمانکار پرداخت نماید.[20] اما در عمل این قانون نتوانسته است پرداخت دستمزد کارگران برای کاری که انجام دادهاند را تضمین نماید. کارگران بسیاری از صنایع در ماههای اخیر به دلیل عدم دریافت مطالبات خود دست به اعتراض زدهاند. بسیاری از کارفرمایانی که دستمزد کارگرانشان را نپرداختهاند پیمانکاران مؤسسات دولتی از قبیل شهرداریها هستند. عدم پرداخت دستمزد نقض کنوانسیون حمایت از دستمزد کارگران سازمان بین المللی کار است. این موضوع در بخش 3،2 بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت.
1،2. اسلامی کردن محیط کار
پس از انقلاب اسلامی در سال 1357 حکومت ایران سعی کرد ارزشهای اسلامی را تا آنجا که ممکن بود در تمام جوانب زندگی به شهروندان تحمیل نماید. محیطهای کاری نیز از این قاعده مستثنی نبودند. افرادی که از نظر اخلاقی برای چنین سیستمی نامناسب تلقی میشدند مشمول «پاکسازی» شدند. افرادی که به سلسلۀ پهلوی وابسته بودند و یا به نظر میآمد وابسته باشند از کار اخراج شدند. اعضاء جامعۀ بهایی نیز از مشاغل خود اخراج گردیدند. به گقتۀ جامعۀ جهانی بهایی حدود 15000 تن از بهاییان مشاغل یا منابع تأمین مالی خود را از دست دادند.[21] این بخش به بررسی چگونگی تأثیر این سیاستها بر روی محیطهای کار در ایران میپردازد.
1،2،1. تبعیض علیه زنان
یکی از نخستین اقدامات حکومت جدید مجبور کردن زنان به رعایت پوشش اسلامی بود. بر اساس کتاب خاطرات حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، وی مسئولیت یافت اجباری شدن رعایت حجاب اسلامی مناسب از سوی زنانی که در ستاد مشترک ارتش اشتغال داشتند را به اجرا درآورد. .[22] او میگوید به نگهبانان دستور داده بود از ورود بانوان شاغلی که دارای پوشش اسلامی مناسب نبودند ممانعت به عمل آورند.[23] خط مشیهای حکومت ایران از قبیل ممنوعیت زنان از اشتغال در سمت قضاوت سبب شد میزان مشارکت زنان در نیروی کار به شدت کاهش یابد. این میزان که در سال 1355، 8/14 درصد بود در سال 1365 به 2/10 درصد تقلیل یافت. تا سال 1375 میزان مشارکت زنان در نیروی کار به 7/12 درصد افزایش یافت که هنوز هم کمتر از میزان اشتغال زنان نسبت به دو دهۀ قبل بود.[24] در سال 1396 میزان مشارکت زنان در نیروی کار 8/16 درصد بوده است.[25]
اگرچه قانون کار تبعیض در پرداخت دستمزد به دلیل جنسیت افراد را ممنوع میداند،[26] اما تبعیض در نحوۀ استخدام افراد را نهادینه میکند زیرا آزادی فرد برای انتخاب حرفه را به مطابقت با اصول اسلامی مشروط میسازد.[27] این سیاست تأثیر نامطلوبی بر زنان دارد، زیرا حکومت بر این باور است که بعضی از مشاغل بر اساس ارزشهای مذهبی یا سنتی برای زنان نامناسب هستند. در سال 1371 شورای عالی انقلاب فرهنگی، ارگانی حکومتی که موظف است سیاستهای فرهنگی ایران را تعیین و تنظیم نماید، مصوبهای به نام «سیاستهای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران» را از تصویب گذراند.[28] این مصوبه اظهار میداشت که برخی از مشاغل به دلیل ممنوعیتهای مذهبی، شرایط سخت کاری، و یا ارزشهای اخلاقی برای زنان «نامناسب» هستند. این مصوبه مشاغل قضاوت و آتشنشانی را به عنوان نمونههایی از این حرفهها و مشاغل ذکر میکند. از طرف دیگر مصوبۀ مزبور اظهار میدارد که مشاغلی از قبیل مامایی، تدریس و «رشتههایی از پزشکی» بر طبق قانون شرع برای زنان مناسب هستند.[29]
ماده 75 قانون کار صراحتاً استخدام زنان در مشاغل و حرفههایی که از نظر جسمی شاق هستند را ممنوع میکند:
«انجام کارهای خطرناك، سخت و زیان آور و نیز حمل بار بیشتر از حد مجاز با دست و بدون استفاده از وسایل مکانیکی ، برای کارگران زن ممنوع است. دستورالعمل و تعیین نوع و میزان این قبیل موارد با پیشنهاد شورای عالی کار به تصویب وزیر کار و امور اجتماعی خواهد رسید.»[30]
در سال 1395 معاون فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی 13 گروه از مشاغل سخت و زیان آور را معرفی کرد.[31] کار در معادن، مدیریت زباله و کارخانههای تولید سموم و حشرهکشها در میان مشاغلی هستند که سخت و خطرناک قلمداد میشوند. این فهرست همچنین شامل مشاغلی است که مستلزم کار بر روی داربستهای مرتفع تر از 5 متر از سطح زمین هستند. در 31 خرداد 1395 وزیر نفت ایران بخشنامهای صادر کرد که به تبعیض جنسی در استخدام مشاغل وزارت نفت پایان داد. اما این دستورالعمل نیز شغلهایی که در چاههای نفت و گاز و همچنین در زیرمجموعههای این وزارتخانه بودند را از ملزمات این بخشنامه معاف نمود که بدان معناست که زنان هنوز هم از اشتغال در مشاغل خاصی در بخش نفت و گاز ایران محروم هستند.[32] رئیس دانشگاه صنعت نفت اظهار داشت که برخی از برنامههای دانشگاهی در این دانشگاه مانند حفاری «کاملاً مردانه» هستند و در این رشتهها دانشجوی زن پذیرفته نمیشود.[33] با وجود این معلوم نیست ممنوعیت زنان از کار در مشاغل سخت و زیان آور تا چه حد اجرا میشود. یکی از مسئولان سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرد که تا سال 1395 بیش از 3500 تن از زنان کارگر در مشاغل سخت و زیان آور بازنشسته شدهاند که نشان میدهد کارفرمایان در اجرای ممنوعیت از این مشاغل سختگیری چندانی نشان نمیدهند.[34]
مسائل مذهبی و اخلاقی همچنین سبب بروز نوع دیگری از تبعیض در استخدام زنان میشوند. مثلاً استخدام زنان در قهوه خانههای سنتی و کافی شاپها ممنوع است.[35] مقامات حکومتی همچنین اعلام کردهاند که زنان نمیتوانند در بنگاههای معاملات مسکن کار کنند.[36]موسیقیدانان و به ویژه خوانندگان زن با محدودیتهای گوناگونی روبرو هستند که به استانی که میخواهند در آن برنامه اجرا کنند بستگی دارد.[37] با توجه به محدودیتهای بیشماری که برای ورود زنان به بازار کار وجود دارد و همچنین میزان کم مشارکت زنان ایران در نیروی کار، اکثریت فعالان جنبش کارگری ایران را نیز مردان تشکیل میدهند.
1،2،2. محدودیت بر پایه اعتقادات مذهبی یا دیدگاههای سیاسی
ماده 6 قانون کار مقرر میکند که شخص حق دارد شغلی را انتخاب کند که «بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست.»[38] شرایط مندرج در قانون گزینش کشوری مقاصد حکومت ایران در قبال نیروی کار را، حد اقل در بخش دولتی، برآورده میکند. بر طبق این قانون هر فردی که توسط یک ارگان دولتی استخدام میشود باید از خصوصیات زیر برخوردار باشد:
- اعتقاد به دین مبین اسلام و یا یکی از ادیان رسمی مصرح در قانون جمهوری اسلامی ایران.
- التزام عملی به احکام اسلام.
- اعتقاد و التزام به ولایت فقیه، نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی.
- عدم اشتهار به فساد اخلاقی و تجاهر به فسق.
- عدم سابقه وابستگی تشکیلاتی، هواداری از احزاب و سازمانها و گروههایی که غیر قانونی بودن آنها از طرف مقامات صالحه اعلام شده و یا میشود مگر آنکه توبه ایشان احراز شود.
- عدم سابقۀ محکومیت کیفری مؤثر.
- عدم اعتیاد به مواد مخدر.[39]
کمیته آموزش و پرورش و کمیتۀ امور اداری و استخدامی مجلس ایران مشترکاً آییننامهای را در بارۀ مراحل گزینش اعلام نمودند.[40] مادۀ 3 این آیین نامه میگوید عمل به واجبات مذهبی از قبیل نماز و روزه از جملۀ این ضوابط است. همان ماده همچنین اجتناب از «معاصی کبیره» را به عنوان یکی دیگر از ملزمات عنوان مینماید.[41] یکی از آموزگاران یک مدرسۀ غیرانتفاعی که به دلیل نگرانی از برخورد حکومت مایل نبود هویتش فاش شود در گفتگویی با مرکز اسناد حقوق بشرایران تجربیات خود از مراحل گزینش را توصیف کرد. وی گفت پرسشهای کمیتۀ گزینش در بارۀ مفاهیم اسلامی از قبیل نماز، روزه و حجاب بود.[42] وی گفت در طول دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد او چندین بار به کمیته گزینش احضار گردید و او را دو بار از تدریس منع کردند. اما پس از حمایت مؤسس مدرسه وی توانست مجدداً به کار باز گردد.[43]
حتی داشتن نسبت خانوادگی با فردی که به نظر میرسد با ارزشهای حکومت جمهوری اسلامی همگام نیست میتواند فرصتهای آموزشی یا استخدامی شخص متقاضی را مختل نماید. یکی از فعالان سیاسی که هماکنون در تبعید به سر میبرد به مرکز اسناد حقوق بشر ایران گفت برادرش علیرغم دارا بودن شرایط لازم، هم از استخدام و هم از گرفتن پذیرش برای گذراندن دورۀ دکترا محروم شده است. این فعال سیاسی که مایل نبود نامش فاش شود اظهار داشت یکی از اساتید دانشگاه که با برادرش برای پذیرش در مقطع دکترا مصاحبه میکرد به او گفت وی باید «مشکل خانوادگی» خود با وزارت اطلاعات را حل کند.[44]
ماده 2،2 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مقرر میکند که عقاید مذهبی یا سیاسی نمیتواند دلیل نقض حقوق مطروحه در آن میثاق باشد.[45] مادۀ 6،1 این میثاق همچنین مقرر میکند:
« كشورهاي طرف اين ميثاق حق كاركردن را كه شامل حق هر كس است به اينكه فرصت يابد بوسيله و كاري كه آزادانه انتخاب يا قبول مينمايد معاش خود را تأمين كند ـ به رسميت ميشناسند و اقدامات مقتضي براي حفظ اين حق معمول خواهند داشت.»[46]
حکومت ایران سیاستهایی را به اجرا گذاشته است که با محروم ساختن افراد از فرصتهای شغلی به دلیل اعتقادات مذهبی یا سیاسی آنها، مادۀ 2،2 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نقض میکند. قانون گزینش کشوری به وضوح تصریح مینماید که دولت باید فقط افرادی را استخدام نماید که به یکی از ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت، یا آیین زرتشتی که تنها ادیان پذیرفته شده در قوانین ایران هستند، معتقد باشند. به علاوه، حکومت ایران عملاً در بارۀ میزان پایبندی افراد به اعتقادات دینی شان و وفاداری آنها به حکومت نیز تحقیق میکند. این شیوهها موانع عمدهای بر سر راه حقوق شهروندان برای اشتغال به کار بوده و نقض آشکار قوانین بینالمللی حقوق بشر است.
1،3. کنترل سازمانهای کارگری از سوی حکومت
مادۀ 8،1 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، که ایران به عضویت آن درآمده است، از حق تشکیل و یا پیوستن به اتحادیههای صنفی حمایت میکند و صراحتاً میگوید نمیتوان هیچگونه محدودیتی در مورد این حق قائل شد « مگر آنچه كه به موجب قانون تجويز شده و در يك جامعه دموكراتيك براي مصالح امنيت ملي يا نظم عمومي يا حفظ حقوق و آزاديهاي افراد ديگر ضرورت داشته باشد.»[47] در توضیح این مطلب که بر طبق حقوق بینالملل چه محدودیتهایی را میتوان برای این حق مجاز شمرد، میتوان به تفسیر عمومی شماره 34 کمیتۀ حقوق بشر مراجعه نمود. اگر چه این تفسیر در مورد حق آزادی عقیده و بیان است اما در مورد همان واژگانی که در مادۀ 8،1 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استفاده شده توضیحاتی را ارائه میدهد. کمیتۀ حقوق بشر اظهار میکند محدودیتهایی که به منظور حفظ نظم عمومی یا امنیت ملی در نظر گرفته شده «باید حتماً با اصول ضرورت و تناسب تطابق داشته باشد.»[48] تفسیر عمومی شماره 34 در مورد موضوع ضرورت میافزاید این محدودیتها تنها زمانی ضروری خواهند بود که چنین محدودیتهایی برای«یک هدف معقول» اِعمال شوند.[49] سپس کمیته مزبور ادامه میدهد که «رابطۀ میان حق و محدودیت و نیز رابطۀ میان ضوابط معمول و موارد استثنایی را نباید معکوس نمود.»[50] در ارتباط با موضوع تناسب این کمیته میگوید «اقدامات محدود کننده باید با اصل تناسب تطابق داشته باشند؛ این تدابیر باید با عملکرد حفاظتی خود تناسب داشته باشند؛ باید در میان تدابیری که به منظور حفاظت اتخاذ شدهاند ، کمترین مزاحمت ممکن را ایجاد نمایند؛ باید با منافعی که مورد محافظت قرار میدهند متناسب باشند…. باید نه تنها در قانونی که حدود و ثغور این محدودیتها را تعیین میکند بلکه از سوی مقامات اداری و قضایی که این قوانین را به اموقع اجرا میگذارند هم به اصل تناسب احترام گذاشته شود.»[51]
بخش 1،3 این گزارش در باره مقررات مندرج در قانون کار در بارۀ تأسیس و ادارۀ سازمانهای کارگری توضیح میدهد. همانطور که هم متن قانون کار و هم تجارب فعالان کارگری نشان میدهد این تدابیر به منظور کنترل سازمانهای کارگری در نظر گرفته شدهاند و نه تضمین امنیت ملی، نظم عمومی یا حقوق و آزادی دیگران به نحوی که در ماده 8،1 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ذکر گردیده است. در واقع قانون کار علت محدودیتهای تحمیل شده بر تشکلهای کارگری را امنیت ملی، نظم عمومی یا حفظ حقوق دیگران ذکر نمیکند، بلکه در عوض میخواهد اطمینان حاصل کند که سازمانهای کارگری در چارچوب سیاسی و ایدئولوژیکی حکومت فعالیت کنند.
تبصره 4 ماده 131 قانون کار میگوید کارگران فقط میتوانند یکی از سه تشکل زیر را به منظور نمایندگی خود و چانهزنی جمعی داشته باشند: 1) شوراهای اسلامی کار، 2) انجمنهای صنفی یا 3) نمایندگان کارگران.[52] این شرط عملاً تأسیس یک سازمان کارگری واقعاً مستقل را ممنوع مینماید. هر یک از سه نهاد کارگری مجازی که در این ماده از قانون کار تعریف شدهاند، ذیلاً به طور خلاصه توضیح داده خواهند شد.
1،3،1. شوراهای اسلامی کار
قانون تشکیل شوراهای اسلامی کاربه زمانی پیش از وضع قانون کار باز میگردد. این قانون که در 30 دی 1363 به تصویب مجلس ایران رسید، چارچوب شوراهای اسلامی کار را به منظور «تأمین قسط اسلامی و همکاری در تهیه برنامهها و ایجاد هماهنگی در پیشرفت امور در واحدهای تولیدی، صنعتی، کشاورزی وخدمات»[53] تعیین نمود. بر طبق این قانون کارگران در محل استخدام خود میتوانند شورای اسلامی کار تشکیل دهند. یکی از وظایف این شوراها رسیدگی به شکایات کارگران و پیگیری مواردی است که در آن حقوق کارگران تضییع گردیده است.[54]
این قانون نحوه انتخاب شوراهای اسلامی کار را تعیین میکند. معیارهای برخورداری از صلاحیت برای انتخاب شدن در شوراهای اسلامی کار به شرح زیر است:
الف – حداقل سن 22 سال.
ب – حداقل سابقه کار یک سال در همان واحد.
ج – اعتقاد و التزام عملی به اسلام و ولایت فقیه و وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
د – عدم گرایش به احزاب و سازمانها و گروههای غیر قانونی و گروههای مخالف جمهوری اسلامی.
هـ – دارا بودن سواد خواندن و نوشتن و داشتن آگاهی به امور محوله.
و – تابعیت ایران.
ز – برخورداری از صداقت و امانت و عدم اشتهار به فساد اخلاق.
ح – عدم وابستگی به رژیم سابق و نداشتن سابقه محکومیت کیفری که به حکم دادگاه موجب
محرومیت از حقوق اجتماعی شده باشد.[55]
در پاسخ به این سؤال که چه کسی تعیین میکند آیا نامزد انتخابات از صلاحیت لازم برخوردار است یا خیر، قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار مقرر میکند که یک هیئت سه نفره مسئول تأئید صلاحیت کاندیداها است. این هیئت متشکل است از 1) یک نماینده از وزارت کار، 2) یک نماینده از وزارتخانهای که بر کار کارگاه مزبور نظارت دارد، و 3) یک نماینده منتخب کارگران.[56] بنابراین مقامات دولتی در این هیئت از اکثریت آراء برخوردار بوده و عملاً عضویت در شوراهای اسلامی کار را کنترل میکنند. هم داشتن صلاحیتهای لازم و هم ترکیب هیئت مسئول تأئید کاندیداها نشان میدهد که شوراهای اسلامی کار برای افزایش توان کارگران در چانهزنی جمعی طراحی نشده و ابزاری برای اِعمال کنترل حکومت بر نیروی کار هستند.
1،3،2. انجمنهای صنفی
آئین نامهای که در سال 1384 ابلاغ شد چارچوب فعالیتهای انجمنهای صنفی را تشریح میکند. این آئین نامه نحوۀ انتخاب هیئت مدیره و بازرسان را تعیین میکند. شخصی که برای چنین سمتهایی نامزد میشود باید از شرایطی مانند «التزام عملی» به قانون اساسی ایران و داشتن «حسن شهرت» برخوردار باشد.[57] وزارت کار مسئول نظارت بر مراحل انتخاب انجمنهای صنفی است.[58] با توجه به الزامات اخلاقی و ایدئولوژیکی مربوط به انتخابات انجمنهای صنفی، این انجمنها نه مستقل هستند و نه آزاد. از نمونههای رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی برای هیئت مدیره انجمنهای صنفی میتوان از انجمن خبازان استان کردستان[59] و انجمن صنفی کارگران ساختمانی شیراز[60] نام برد. یکی از نامزدهای انجمن صنفی خبازان استان کردستان گفت که رد صلاحیت وی انگیزۀ سیاسی داشته است.[61] نامزدهای رد صلاحیت شدۀ انجمن کارگران ساختمانی شیراز طی انتشار بیانیهای از مقامات به دلیل ناتوانی شان در ارائۀ هر گونه توضیح پیرامون رد صلاحیت ایشان انتقاد نمودند.[62]
این مطلب قابل توجه است که برخی از انجمنهای صنفی حرفهای از قبیل سازمان نظام پزشکی[63] تحت قوانین خاص اداره میشوند. مداخلۀ دولت در انتخابات انجمنهای صنفی حرفهای هم شایع است. برای مثال هیئت ناظر بر انتخابات سازمان نظام پزشکی که توسط وزیر بهداشت منصوب میشود، پس از آنکه چند تن از کاندیداها نامۀ سرگشادهای به بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، نوشته و از او به دلیل نقض سوگند پزشکیاش و آسیب رساندن به تظاهرکنندگان انتقاد نمودند، آنها را رد صلاحیت کرد.[64]
1،3،3. نمایندگان کارگران
نماینده کارگران یکی از شاغلان در یک واحد کاری است که توسط همکارانش به منظور دفاع از حقوق و مزایای کارگران انتخاب میشود. صلاحیتهای لازم برای شخصی که داوطلب است به عنوان نمایندۀ کارگران انتخاب شود به شرح زیر است:
الف) تابعیت جمهوری اسلامی ایران
ب) التزام عملی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
ج) عدم وابستکی به احزاب و گروههای سیاسی غیر قانونی
د) عدم اشتهار به فساد اخلاق
هـ) عدم اعتیاد به مواد مخدر
و) حد اقل 18 سال سن
ز) دست کم مدرک تحصیلی پایان دوره راهنمایی و آشنایی به امور محوله، مگر در کارگاههایی که بیش از نیمی از کارگران فاقد مدرک تحصیلی فوق باشند.
ح) نداشتن سابقۀ محکومیت کیفری که موجب محرومیت از حقوق اجتماعی باشد.
هیئت مسئول رسیدگی به صلاحیت کاندیداها مستقیماً توسط کارگران و بدون دخالت دولت انتخاب میگردد.[65] مقررات حاکم بر این انتخابات معیارهایی که بر طبق آن صلاحیت کاندیداها باید ارزیابی شود را تعیین نمیکند. برای مثال معلوم نیست چگونه تعیین میشود که آیا شخص به مواد مخدر اعتیاد دارد یا خیر.
اگرچه دولت مستقیماً انتخاب نمایندگان کارگران را کنترل نمیکند، اما نمایندۀ منتخب کارگران را هنوز میتوان توسط هیئت دیگری که بر طبق ماده 22 قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار تشکیل یافته، از سمت خود برکنار نمود.[66] اعضاء این هیئت هفت نفره شامل افراد ذیل میباشند: الف) سه نفر از نمایندگان شوراهای اسلامی کار به انتخاب شوراهای واحدهای منطقه، ب) سه نفر از مدیران واحدهای منطقه به انتخاب خود آنان، ج) یک نفر نماینده از وزارت کار و امور اجتماعی.[67] بنابراین هیئتی که هیچیک از اعضاء آن از کارگران استخدامی در آن محل نیست میتواند نمایندۀ انتخابی را از سمت خود برکنار نماید. بنابراین اگرچه در مقایسه با شوراهای اسلامی کار دولت در این مورد مستقیماً کنترلی بر اوضاع ندارد اما نمایندۀ کارگران هنوز هم نمیتواند مستقلاً عمل کند.
-
ارعاب و پیگرد فعالان کارگری
حکومت ایران از تشکیل و فعالیت اتحادیههای مستقل کارگری جلوگیری میکند و فعالان کارگری را با ارعاب و دستگیری هدف قرار میدهد. در این بخش سرگذشت چند تن از فعالان کارگری شرح داده میشود تا نحوۀ اجرای سیاست جمهوری اسلامی در این باره نشان داده شود. وقایعی که شرح آنها در زیر آمده روال مداومی از نقض حقوق را نشان میدهد که از چهار دهه پیش یعنی از آغاز حکومت جمهوری اسلامی تا کنون تفاوت چندانی نکرده است. حکومت حق کارگران برای ایجاد تشکلهای کارگری را هم از طریق به اجرا گذاشتن قوانین سخت و محدودیت زا و هم ترفند های ارعاب فراقضایی محدود کرده است. اتهامات بیاساس مربوط به امنیت ملی که به فعالان کارگری نسبت داده میشود در بسیاری از موارد به مجازات حبسهای طویل المدت میانجامد. حکومت ایران از طریق محدود ساختن حق کارگران برای تشکیل انجمنها و سازماندهی و نیز با تهدید سیاسی شمردن جنبشهای کارگری، سعی نموده فعالیتهای کارگری را سرکوب نماید. از طرفی دیگر رهبران کارگری حتی گاهی اوقات با استفاده از همان فضای محدودی که بر طبق قانون ایران در اختیار آنها گذارده شده است به تلاش خود برای هر چه بهتر سازماندهی کردن این تشکیلات ادامه دادهاند. این کشمکشهای مداوم سبب بروز موارد بیشماری از نقض تعهدات بینالمللی ایران در قبال حقوق بشر شده است. حکومت ایران که هم به عضویت میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و هم میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در آمده است، بر طبق ماده 22،1 میثاق حقوق مدنی و سیاسی، ونیز ماده 8،1 میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، ملزم است که به حق آزادی کارگران برای تشکیل و پیوستن به اتحادیههای کارگری احترام بگذارد. همچنین حکومت ایران با وارد کردن اتهامات مربوط به امنیت ملی به فعالان حقوق کارگران، ماده 15،1 میثاق حقوق مدنی و سیاسی را نقض میکند. این ماده میگوید:
«هیچکس به علت فعل یا ترک فعلی که در زمان ارتکاب بر طبق قوانین ملی یا بینالمللی جرم نبوده، محکوم نمیشود.»[68]
این ماده عموما عطف به ما سَبَق در مورد محکومیتهای کیفری را ممنوع میداند و شمول قوانین کیفری جدید نسبت به آنچه در گذشته صورت گرفته را منع میکند. همچنین، از قانون فوق میتوان این برداشت را هم نمود که قوانین کیفری موضوعه باید واضح و دقیق باشند. همانگونه که کمیتۀ حقوق بشر سازمان ملل نیز تصریح نموده است تشخیص جرم و تعیین مجازات باید به «مقررات واضح و دقیق در قانون»[69] محدود شود. دادگاه حقوق بشر اروپا در تفسیر این اصل توضیح میدهد که: «این شرط در صورتی تحقق مییابد که شخص بتواند با توجه به عبارات مندرج در قانون مربوطه، شخصاً و در صورت لزوم با کمک تفسیر دادگاه از آن عبارات، درک کند که چه عمل یا ترک عملی وی را مجرم خواهد ساخت.»[70] مفاد قانون مجازات اسلامی ایران که فعالان کارگری اغلب بر حسب آن محکوم میشوند، مبهم و نامشخص هستند. برای مثال ماده 500 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی ایران مقرر میکند: «هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.»[71] بر اساس این تعریف، هر گونه انتقاد از عملکرد حکومت را میتوان جرم تلقی نمود و در عمل فعالان مدنی و سیاسی مرتباً به این جرم تحت پیگرد قانونی قرار میگیرند. موارد مشابه دیگر مواد 498 و 499 هستند که جرمی که عموما تحت عنوان «اقدام علیه امنیت ملی» از آن یاد میشود و مجازات آن را توضیح میدهند:
ماده 498- «هر کس با هر مرامی، دسته، جمعیت یا شعبه جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوانی تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن بر هم زدن امنیت کشور باشد و محارب[72] شناخته نشود به حبس از دو تا ده سال محکوم میشود.»
ماده 499 – « هرکس در یکی از دستهها یا جمعیتها یا شعب جمعیتهای مذکور در ماده (۴۹۸) عضویت یابد، به سه ماه تا پنج سال حبس محکوم میگردد مگر اینکه ثابت شود از اهداف آن بیاطلاع بوده است.»[73]
دستگاه امنیتی و قضایی ایران برهم زدن امنیت ملی را بسیار کلی تعریف میکنند و با استناد به دو ماده فوق طیف وسیعی از افراد را برای اقدامات مسالمت آمیزشان متهم ، دستگیر و تحت پیگرد قرار میدهند. روزنامه نگاران، اقلیتهای مذهبی، و فعالان کارگری از جمله گروههایی هستند که با توسل به این دو ماده هدف قرار داده میشوند. افرادی که شرح حالشان ذیلاً آمده، فعالان کارگری هستند که در این چارچوب قانونی مورد اذیت و آزار یا پیگرد قرار گرفتهاند.
2،1. محمود صالحی
محمود صالحی، فعال کارگری از شهر سقز در استان کردستان، در مصاحبهای با مرکز اسناد حقوق بشر ایران شرحی از تجارب سخت خود را ارائه کرد. صالحی که به علت ارتباط با گروههای مخالف کرد در دهۀ 1360 چندین بار دستگیر شده بود، به خاطر سازماندهی تشکلهای کارگری نیز به زندان افتاد. در سال 1383 صالحی و تعدادی از دیگر فعالان به دلیل شرکت در راهپیمایی آرام روز کارگر دستگیر شدند.[74] وی سپس به اتهام جرایم امنیت ملی به تحمل پنج سال حبس محکوم شد.[75] وی سه سال و نیم از دوره محکومیت خود را در زندان گذراند.[76]
2،1،1. کمیتۀ هماهنگی برای تشکیل سازمانهای کارگری
در سال 1384 صالحی به همراه چند تن دیگر از فعالان کارگری یک کمیتۀ هماهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری تأسیس کرد. صالحی میگوید کمیتۀ هماهنگی بر طبق قوانین حاکم در آن زمان تأسیس شد.
همراه تعدادی از فعالین کارگری در ایران یک کمیته تشکیل دادیم به نام کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری. این کمیته هماهنگی که تشکیل دادیم بر اساس قوانینی که در ایران حاکم است و ماده ۱۳۱ قانون کار، ما بعد از اینکه مجمع عمومی تشکیل دادیم و انتخابات کردیم ، اعضایی که انتخاب شده بودند تحت رهبری همان تشکل ما با اسامی و مشخصات معین آن را به وزارت کار و وزرات اطلاعات تقدیم کردیم که تشکلی که ما ثبت کردهایم را به ثبت برسانند. اما متأسفانه نه اینکه به ثبت نرساندند اعلام جرم کردند علیه ما.[77]
به گفتۀ صالحی در سال 1390 شصت تن از اعضاء کمیتۀ هماهنگ کننده که در جلسهای در کرج گرد هم آمده بودند، با وجود آنکه قبلاً تقاضای مجوز کرده بودند، دستگیر شدند.[78] اگرچه ماموران امنیتی آنها را پس از یک روز آزاد کردند اما بر علیه چندین نفر از شرکت کنندگان در این تجمع اعلام جرم نمودند. بازجوهایی که از صالحی بازجویی میکردند وی را تحت فشار گذاشتند که از کمیتۀ هماهنگی استعفا دهد. صالحی در پاسخ اصرار میورزید که اقدامات آنها غیرقانونی نبوده است:
اگر تشکلی که ما تشکیل دادیم غیر قانونی است یا تبانی است ، خوب معمولاً تبانی در جایی ایجاد میشود که انسانها دزدکی یا زیرزمینی کاری انجام بدهند. وقتی ما رسماً مجمع عمومی گرفتیم و اعضاء خود را با مشخصات کامل، با محل کار ،با محل زندگی خود به وزارت معرفی کردیم تا تشکل ما را ثبت کنند ، دیگر این تشکل غیر قانونی نیست .[79]
به گفتۀ صالحی افرادی که از وی بازجویی میکردند اصرار داشتند کمیتۀ هماهنگی را به عنوان یک گروه مخالف نظام تعریف کنند تا یک سازمان کارگری.[80] افرادی که از کمیتۀ هماهنگی استعفا دادند تحت پیگرد قرار نگرفتند اما آنهایی که چنین نکردند بعداً مورد اتهام قرار گرفتند.[81]

2،1،2. حبس اخیر
صالحی مجدداً در روز 8 اردیبهشت 1394 در منزل خود در سقز دستگیر شد.[82] ماموران وزارت اطلاعات بسیاری از لوازم شخصی وی را توقیف کردند و صالحی را با خود به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در سنندج بردند. صالحی در هفتۀ نخست بازداشت مورد بازجویی قرار نگرفت. پرس و جو از وی در هفتۀ دوم آغاز گردید. به گفتۀ صالحی عوامل اطلاعات سؤالهایی را مکرراً از وی میپرسیدند و سعی داشتند صالحی را با پیشمرگه های کرد مربوط نمایند.
این بار نیز اتهاماتی که به صالحی زده شده بود جنبه سیاسی داشت. نخست آنکه به گفتۀ صالحی یکی از مقامات قضایی به او اطلاع داد که او را به داشتن ارتباط با گروههای مخالف کرد متهم نمودهاند. صالحی قاطعانه این اتهام را رد کرد. سپس مقام قضایی مزبور بر روی تشکیل کمیته هماهنگی تمرکز نمود. نهایتاً صالحی به دلیل نقشی که در تشکیل کمیتۀ هماهنگی داشت به عضویت در گروههای مخالف حکومت متهم گردید.[83]
بر طبق اظهارات صالحی در بازداشتگاه آب نوشیدنی تمیز وجود نداشت. علاوه بر آن، مقامات امنیتی امکانات پزشکی مورد نیاز برای صالحی را در اختیار وی قرار نمیدادند:
من دیالیز دارویی میکردم و همان اولین روزی که بازداشت شدم وقتی تفهیم اتهام شدم من رسماً به دادگاه اعلام کردم که من دیالیز دارویی میکنم باید داروهایم در دستانم باشد اما متاسفانه آنجا به مدت ۳۲ ساعت داروهایم را قطع کردند که فشار خونم رفت بالا ، خون دماغ شدم بعد از این کلیههایم دیگر از کار افتادند . من حالا از اون روز هر هفته دوبار دیالیز میکنم در بیمارستان یعنی کلیههایم را از دست دادم .
صالحی پس از آنکه بر روی صندلی و در حال بازجویی از هوش رفت، به بیمارستان منتقل شد. بعداً وی را با قرار وثیقه آزاد کردند و این پایان مرحلۀ بازداشت پیش از محاکمۀ وی بود.[84]
2،1،3. محاکمه
محاکمۀ صالحی در مرداد 1394 در شعبۀ 1 دادگاه انقلاب سنندج برگزار شد. صالحی وکیل مدافع نداشت چون معتقد بود که او هیچ عمل نادرستی انجام نداده است. وی به علت عدم سلامت جسمانی در کمیتۀ هماهنگی که تأسیس نموده بود، فعال نبود.[85] صالحی در روز 25 شهریور 1394 برای دریافت حکم به دادگاه احضار شد.[86] صالحی اظهار داشت دادگاه وی را در مورد تبلیغ علیه نظام و عضویت در گروه مخالف حکومت مجرم شناخته و به تحمل نه سال حبس محکوم نمود.[87] نسخۀ دادنامه را به صالحی ندادند. به جای آن به وی شمارۀ دادنامه داده شد و به او گفتند که در تقاضای تجدید نظر فقط شمارۀ این دادنامه را بنویسد. صالحی پاسخ داد:
آقای عزیز من نه سال حبس خوردم . من باید این دادنامه را داشته باشم ببینم توی دادنامه چه چیزی نوشته شده من چه جوری دفاع کنم ؟[88]
صالحی بدون دسترسی داشتن به حکم دادگاه بدوی، نسبت به محکومیت خود به دادگاه تجدید نظر استان کردستان درخواست تجدید نظر نمود. صالحی شرح میدهد که مراحل دادرسی دادگاه تجدید نظر به قانونی بودن اتهامات وارده به وی بر اساس پروندۀ موجود نپرداخت بلکه قضات دادگاه تجدید نظر به پرسش در بارۀ فعالیتهای صالحی در سه دهۀ قبل پرداختند:
[قاضی] میگوید من یک مطلب برایت میخوانم. میگویم بفرما بخوان. میگوید تو سال ۶۷ (یعنی ۳۰ سال پیش) توی زندان بودی ، حبس را تمام کردی . روز ۲۲بهمن میخواستند تو را آزاد کنند، گفتند این پلاکارد را بردار ببر توی خیابان با زندانیان.[89] گفتی من بسیجی نیستم[90] من پلاکارد را برنمیدارم . این حرف شماست؟ گفتم بله این حرف من است ، من که بسیجی نیستم . من زندانی بودم وقتی زندانم را تمام کردم باید آزاد بشوم، من دیگر چرا پلاکارد بردارم؟ یعنی سه نفر قاضی تجدید نظر استان چیزی را از من سؤال میکردند که سی سال پیش رخ داده بود.[91]صالحی چند حکم قضایی را که به عنوان فعال کارگری به نفع کارگران از دادگاه گرفته بود به دادگاه نشان داد که ثابت میکرد تمام فعالیتهای وی در چارچوب قانون بوده است. در پاسخ به وی گفته شد او نباید به عنوان فعال حقوق کارگران خود را در اینگونه امور درگیر میکرد. در دادگاه تجدید نظر از او پرسیدند چرا شما به دفاع از حقوق کارگران میپردازید، و صالحی پاسخ داد اگر دفاع از حقوق کارگران جرم است پس من مجرم هستم.[92]
نتیجه دادگاه تجدید نظر را مستقیماً به صالحی اطلاع ندادند. در عوض در روز 12 خرداد 1396 احضاریهای به ضامن صالحی فرستاده شد. احضاریۀ مزبور حاکی از آن بود که صالحی باید خود را برای گذراندن دورۀ مجازاتش معرفی نماید. این برگه حتی توضیح نمیداد آیا حکم نه سال حبس وی کاهش یافته و یا تایید گردیده است.[93] صالحی از حضور و معرفی خود امتناع ورزید.[94]
در 6 آبان 1396 ماموران وزارت اطلاعات صالحی را در بیمارستانی که در آن در حال انجام دیالیز بود دستگیر نموده و به زندان سقز بردند.[95] دادگاه تجدید نظر حکم صالحی را به تحمل یک سال حبس کاهش داده بود.[96] اما این تصمیم به صالحی ابلاغ نشد. شش روز پس از دستگیری صالحی وی را به علت مشکلات قلبی به بیمارستان انتقال دادند.[97] نهایتاً صالحی در 2 آذر 1396 از زندان آزاد شد.
2،2. صادق کار
صادق کار، متولد 1334، مکانیک صنعتی و یک فعال کارگری است. کار در مصاحبهای که با مرکز اسناد حقوق بشر ایران انجام داد در مورد چگونگی نگاه مقامات ایرانی به فعالیت کارگری در سالهای نخست جمهوری اسلامی صحبت کرد. کار دبیر سندیکای کارگری مکانیکهای صنعتی بود. وی اظهار داشت حدود دو سال پس از انقلاب نیروهای طرفدار حکومت بیش از 100 تن از شرکت کنندگان در یک جلسۀ سندیکا را بازداشت کردند.[98] افراد دستگیر شده به کمیته ای[99] در رباط کریم منتقل شدند. اگرچه کار و دیگر بازداشت شدگان در این جلسه به زودی آزاد شدند، اما مسئولان حکومتی سندیکا را تعطیل نموده و دارایی آن را مصادره نمودند.[100] با وجود این اعضاء سندیکا کماکان جلسات خود را در مکانهایی که توسط گروههای صنفی دیگر استفاده میشد و نیز در مکانهای عمومی از قبیل کوهها، پارکها و حتی زیارتگاهها برگزار میکردند.[101]منازل خصوصی فعالان کارگری نیز به این منظور مورد استفاده قرار میگرفت.[102]
سخنان کار شباهتهای قابل ملاحظهای را میان نحوۀ برخورد حکومت ایران با فعالیت کارگری در سالهای نخست حکومت جمهوری اسلامی و زمان حاضر نشان داد. هم در آن زمان و هم در حال حاضر نگرانیهای امنیتی ویژگی اصلی رویکرد مقامات ایرانی به جنبشهای کارگری بوده است.
جمهوری اسلامی به سندیکا و فعالین سندیکایی از همان ابتدا نگاه امنیتی داشت: سندیکا اصلا وظیفه اش دفاع از حقوق کارگر در چارچوب همان قوانین و مقررات بود، به علاوه تلاش برای پیاده شدن قانون کار در محیط های کارگری و نظارت بر حسن اجرایش، همینطور [اینکه] تلاش بکند آن قوانین را بهبود ببخشد، بعد هم برود در صورت بروز اختلافاتی بین کارگرها و کارفرماها، از طریق کمیسیون حل اختلاف،اختلافات را به شکلی حل بکند که دو طرف راضی باشند. کار ما همین چیزها بود، نه کار خطرناکی بود نه چیزی بود که به کسی بر بخورد ولی خوب حاکمیت یک تصور غلط واغراق آمیزی از سندیکا ساخته بود که توی سندیکا میخواهند بزنند حکومت را داغان کنند.[103]
کار اظهار داشت آنها در نشستهای سندیکا در مورد امور سیاسی سخن نمیگفتند. در عوض در مورد مسائلی از قبیل بیمۀ کارگران، بیانیههای سازمان جهانی کار، و شرایط کارگران در کشورهای دیگر سخن میگفتند.[104] به گفتۀ کار، ماموران حکومتی واقعاً به اینکه چه مطالبی در این نشستها مطرح میشد و یا اینکه هدف سندیکاها چه بود وقعی نمیگذاشتند.
هر وقت بازداشت میکردند نمیپرسیدند آقا مثلا شما برای چی تو سندیکا فعالیت میکنید؟ سندیکا چه کاره است ؟ چی میخواهد؟ کارش چی است ؟ شما چی میخواهید؟ اینها را اصلا نمیپرسیدند بلکه میگفتند شما ضد انقلاب هستید و فعالیتهایتان توطئه است.»[105]
در شهریور 1359 ارتش ترکیه دولت این کشور را سرنگون کرد و بسیاری از دگراندیشان از جمله اعضاء کنفدراسیون اتحادیههای صنفی پیشرو در ترکیه را دستگیر نمود.[106] کار میگوید سندیکای وی نامۀ سرگشادهای منتشر نموده و در آن نسبت به دستگیری فعالان کارگری در ترکیه اعتراض نمود. این نامه تأکید کرد که اتحادیههای کارگری باید بتوانند بر طبق حقوق بین الملل به فعالیت خود ادامه دهند و درخواست نمود دستگیر شدگان آزاد شوند.[107] در طی دوران بازداشت کار و فعالان دیگر حکومت آنها را به جاسوسی به نفع ترکیه متهم نمود با وجود آنکه این نامه در حقیقت از سیاست دولت ترکیه انتقاد مینمود. کار و دیگر فعالان باید مسئولان را قانع میکردند که هیچگونه فعالیت جاسوسی صورت نگرفته است و اینکه آنها این نامه را در اعتراض به عمل دولت ترکیه نوشتهاند.[108]
کار گفت هنگامی که برای ایران خودرو، یکی از سازندگان اصلی خودرو در ایران، کار میکرد، حکومت در بارۀ وی تحقیق میکرد که آیا وی قصد دارد اعتصاباتی را سازماندهی کند.[109] کار که همچنین یکی از طرفداران سازمان سیاسی چپگرای فداییان خلق بود احساس کرد در خطر دستگیری قرار دارد و تهران را به مقصد زرند در استان کرمان ترک کرد. کار نهایتاً در سال 1370 از ایران خارج شد.[110]
2،4. منصور اسانلو
منصور اسانلو، زادۀ تهران در 4 اسفند 1338 ، یکی از شناخته شده ترین فعالان کارگری در ایران است. وی در مصاحبهای با مرکز اسناد حقوق بشر ایران، دستگیریها و حبسهای متعدد خود را اینگونه شرح داد.
2،4،1. شروع فعالیت
اسانلو، که به رانندگی اشتغال داشت، آغاز فعالیت خود را سال 1364 میداند یعنی زمانی که اصغر طباطبایی، یکی از همکاران وی، توسط حکومت جریمه شد. طباطبایی به این دلیل جریمه شده بود که تانکر وی که آب حمل میکرد در طی جنگ ایران و عراق در حالی که هدف تیراندازی قرار گرفته بود، از جاده منحرف شده بود.[111] طباطبایی 12000 تومان جریمه شد که بر اساس نرخ مبادلات ارزی در 1364 تقریبا معادل 197 دلار بود.[112] اسانلو و رانندگان دیگر در شرکت اتوبوسرانی تهران یک صندوق خیریه برای کمک به پرداخت مبلغ جریمه طباطبایی گذاشتند. این صندوق در کنار دو صندوق دیگر قرار گرفته بود که یکی برای کمک به جبهه جنگ بود و دیگری برای شورای اسلامی کار، که گروه کارگری مورد حمایت حکومت بود.[113] به گفتۀ اسانلو هنگامی که رانندهای میخواست مبلغی پول نقد به داخل صندوقی که برای پشتیبانی از جبهۀ جنگ بود بیاندازد، دیگران به او اصرار میکردند که به جای آن پول را به صندوق کمک به طباطبایی بیاندازد. این سبب برخوردهایی میان چند تن از رانندگان و اعضاء شورای اسلامی کار شد و نهایتاً رانندگان صندوق حمایت از جبهه را از ساختمان خارج کردند.[114] مبلغی که برای طباطبایی جمع آوری گردید از میزان جریمهاش بیشتر شده بود و رانندگان تصمیم گرفتند صندوقی برای کمک به رانندگان محتاج تأسیس نمایند.
همراهی و همکاری رانندگان با یکدیگر برای جمع آوری اعانات تبدیل به تشکیل یک سندیکای غیر رسمی شد. به گفتۀ اسانلو رانندگان ترتیب دادن ملاقاتهایی هفتگی در میان خود و در منازلشان را آغاز کردند.[115] هم مدیر بخش اتوبوسرانی تهران و هم ادارۀ حراست رانندگان را احضار و در بارۀ این ملاقاتها از آنان پرس و جو نمود.[116] مدیر بخش شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به اسانلو گفت اینگونه ملاقاتها غیر قانونی است و برگزاری اینگونه جلسات کاری است که کمونیستها انجام میدهند.[117] از طرف دیگر عوامل حراست نیز میدانستند که یک چنین اعمال جسورانهای از قبیل حذف صندوق کمک به جبهه جنگ نمیتواند کار مخالفان سیاسی مجرب باشد و بنابراین چنین اعمالی نشان از فعالیت کارگری دارد. با وجود این آنها شروع به تهدید رانندهها کردند که چنین اعمالی خطر دستگیری و حبس دارد. برخی از رانندهها دیگر در این جلسات شرکت نکردند اما بقیه به تجمع خود ادامه دادند اگرچه بیشتر مراقب بودند.[118]
در سال 1365 اسانلو شروع به جمع آوری امضاهای430 تن از رانندگان اتوبوس نمود بدین منظور که بتوانند به طور جمعی با دولت وارد مذاکره شوند. رانندگان خواهان تجهیزات بهتر، دستمزد بالاتر، و مزایای دیگر بودند. حراست شرکت اتوبوسرانی تهران بار دیگر اسانلو را احضار نمود.[119]آنها از او خواستند تعهد بدهد که دیگر به چنین اقداماتی ادامه ندهد.[120] اسانلو نپذیرفت و تأکید نمود که آنچه وی از آن حمایت میکند ماهیت سیاسی ندارد.[121]
اسانلو به دلیل کمر درد دیگر بیش از این قادر به رانندگی نبود. وی را به باجۀ فروش بلیت فرستادند که او در آنجا به مدت دو سال به فروش بلیت اتوبوس مشغول بود. اسانلو به یاد دارد که در طی این مدت وی به گونهای آشکار به خواندن کتاب میپرداخت تا توجه عابرین را به خود جلب نموده و در مورد مسائل کارگران با ایشان به گفتگو بپردازد.[122] اسانلو را بار دیگر منتقل نمودند. این بار او به بخش تعمیر تایر منتقل شد، که به اعتقاد اسانلو این عمل تلاشی برای سد نمودن ارتباط او با مردم بود.[123] کمی بعد اسانلو به بخش اداری منتقل گردید که حقوق بالاتری داشت. اسانلو معتقد بود که هدف از این کار خاموش ساختن وی بود.[124]
2،4،2. افزایش فعالیتهای کارگری در اواخر دهۀ 1370 و 1380
به دنبال انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری در سال 1376، شدت سختگیریها در مورد فعالیتهای سیاسی و مدنی کاهش یافت. در سال 1378 چند تن از فعالان کارگری تصمیم گرفتند مراسم روز جهانی کارگر را پس از بیش از یک دهه برگزار نمایند. این مراسم که در تالار یاقوت در تهران برگزار گردید جنب و جوش دوبارهای به وجود آورده و به همکاری بیشتری میان فعالان کارگری در زمینههای گوناگون شغلی منجر شد. اسانلو که در مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر شرکت کرده بود میگوید در عرض چند هفته پس از آن وی در یک تجمع کارگری در شهر جاجرود در حومۀ تهران نیز شرکت کرد.[125]
در اوایل دهه 1380 اسانلو و دیگر فعالان شروع به برگزاری جلسات خود در محلی معروف به حسینیه خبازان کردند. این محل که متعلق به اتحادیه صنفی خبازان بود کانون اصلی فعالیتهای کارگری برای رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی و بسیاری از گروههای کارگری دیگر شد.[126]
در سال 1382 اسانلو که هنوز در مرخصی پزشکی بود سفری به آلمان کرد. در این سفر وی با فعالان مخالف حکومت ملاقات نمود. اسانلو پس از بازگشت به ایران حمایت خود از حقوق کارگران را با شدت بیشتری ادامه داد زیرا وی اکنون میدانست که از حمایت افراد دیگری در خارج از کشور نیز برخوردار است.[127] در سال 1383 پس از بازگشت اسانلو به کار وی را به بهانۀ غیبت از محل کار اخراج نمودند اما او نسبت به این حکم اعتراض نمود و اظهار داشت که غیبتش بر اساس مرخصی پزشکی تأئید شده بوده است و در نتیجه او توانست به کار خود باز گردد.[128]به دنبال آن حراست وی را در بارۀ سفرش به آلمان مورد بازجویی قرار داد. اما این سبب نشد که وی فعالیتهای خود را کاهش دهد. او سپس به جمع آوری بیش از 8000 امضاء برای بازگشایی سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه پرداخت. یک نامۀ سرگشاده که حاوی این درخواست بود به دفتر رئیس جمهور خاتمی ارسال شد. خاتمی در پاسخ به وی از عبارت «سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی» استفاده کرد.[129] این به عنوان نوعی به رسمیت شناختن غیر رسمی و تأئید موجودیت این سندیکا تلقی شد.
2،4،3. حملات به سندیکا
در 15 اردیبهشت 1384 اسانلو و فعالان دیگری که در جلسهای در حسینیه خبازان گرد آمده بودند مورد حمله قرار گرفتند. حمله کنندگان اعضاء سازمانهای کارگری تحت حمایت دولت بودند.[130] به گفته اسانلو، اکبر عیوضی یکی از اعضاء شورای اسلامی کار در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و نیز نمایندۀ خانۀ کارگر[131] و علیرضا محجوب یکی از اعضاء مجلس شورای اسلامی و رئیس خانۀ کارگر، در این حمله حضور داشتند.[132]بر طبق نامهای که از جانب سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به اجلاس سازمان جهانی کار فرستاده شد، «پلیس و نیروهای امنیتی این اعمال غیر قانونی را نظاره میکردند.»[133] در طی این حمله اسانلو مورد حمله فردی مسلح به چاقو قرار گرفته و از ناحیه صورت و زبان مجروح گردید.[134] سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه این حمله را به عنوان بخشی از اقدامات حکومت برای سرکوب سازمانهای مستقل کارگری میدانست.[135] اسانلو گفت در طی این حادثه یک نانوا به نام خلیل گودرزی از بالای پلهها به پایین پرتاب شده، دچار حملۀ قلبی گردید و درگذشت.[136]

در روز 13 خرداد 1384 سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه اولین نشست مجمع عمومی خود را برگزار کرد.[137] انتخابات هیئت مدیرۀ سندیکا از ساعت 8 صبح تا 2 صبح روز بعد به طول انجامید.[138] هشت تا نه هزار کارگر در این انتخابات شرکت نمودند.[139] اسانلو به عنوان یکی از اعضاء هیئت مدیره انتخاب گردید. به گفتۀ اسانلو پنج یا شش روز پس از برگزاری مجمع عمومی پرتاب بمب آتشزا به ساختمان سندیکا سبب بروز آسیب به این ساختمان گردید.[140] اعضاء سندیکا این حمله را به مهاجمان تحت حمایت گروههایی در داخل حکومت ایران نسبت دادند.[141]
پس از برگزاری مجمع عمومی سندیکای شرکت واحد، هیئت مدیرۀ این سندیکا در مورد مزایای کارمندان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران با این شرکت به مذاکره نشست. علیرغم وعدههای اولیه، مقامات شرکت اتوبوسرانی تهران مزایایی را که سندیکا از آنان درخواست کرده بود فراهم نکردند. در پاسخ به این وضعیت، رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در روز 16 شهریور 1384 با روشن کردن چراغ اتوبوسهای خود در حین رانندگی، نسبت به شرایط موجود اعتراض کردند.[142] این روش اعتراض از آن زمان تا کنون به دفعات مورد استفاده قرار گرفته است.
2،4،4. دستگیری و حبس
در روز اول دی 1384 ماموران حکومتی اسانلو و شماری دیگر از فعالان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه را دستگیر کردند.[143] اسانلو در هنگام دستگیری ابتدا در برابر مأموران امنیتی مقاومت نمود. او به خاطر دارد که ساعت 6 صبح عوامل حکومتی به خانۀ وی آمدند و او و خانوادهاش چندین ساعت با آنها مشغول جر و بحث شدند. اسانلو به نیروی انتظامی تلفن کرد تا هویت مأموران را تأئید کنند. بالاخره ساعت 9 صبح او سوار اتومبیل مأموران شد.[144] اسانلو را به مجتمع دادگاه انقلاب در خیابان معلم بردند. مأمورانی که وی را دستگیر کرده بودند حکم بازداشت همراه خود نداشتند و به دنبال یک قاضی میگشتند که حکم بازداشت را برایشان امضاء کند. به گفتۀ اسانلو هیچیک از قضات مایل نبودند این کار را انجام دهند. در نتیجه مأموران مجبور شدند تا نیمه شب منتظر بمانند و بالاخره قاضی کشیک قبول کرد حکم بازداشت وی را امضاء نماید.[145] اسانلو گفتگوی خود با قاضی مزبور را برای مرکز اسناد حقوق بشر ایران اینگونه تعریف میکند:
گفت اسمت چیست؟ گفتم من اسم ندارم. گفت یعنی چی؟ گفتم من اسم ندارم! بعد گفت یعنی چی؟ گفتم یعنی چی ندارد! شما من را آوردید اینجا! اسم من را نمی دانید که آوردید اینجا؟ پس برای چی و به چه جرمی دستبند زدید و دستانم باد کرده و لمس شده. به چه جرمی مرا آوردید اینجا؟ همه دنیا من را می شناسند. تو برای چه من را آوردی اینجا؟ اسم من را نمی دانی؟[146]
پس از آنکه قاضی حکم بازداشت اسانلو را امضاء کرد، وی را به بند 209 زندان اوین که تحت کنترل وزارت اطلاعات است انتقال دادند. سپس در بند 209 پنج یا شش مأمور اسانلو را مورد ضرب و جرح قرار دادند.[147] اسانلو به خاطر دارد که آنها به وی مشت و لگد میزدند و اینکه وی تقریباً بیهوش شد.[148] پس از آن وی را به سلول انفرادی بردند.
بازجویان اسانلو وی را تهدید کردند که اعضاء خانوادهاش را دستگیر کرده و به آنها تجاوز خواهند کرد.[149]
اسانلو که دستگیری خود را پیش بینی میکرد پیشاپیش وکلای مدافع خود را تعیین کرده بود. اما ماموران به آنها اجازه ندادند در طول دوران بازداشت با اسانلو ملاقات کنند.[150] بالاخره در 23 مرداد 1385 اسانلو به قید وثیقه 200 میلیون تومانی[151] آزاد شد، اما در آن زمان هیچ اعلام جرمی علیه وی صورت نگرفت.[152]
اسانلو مجدداً در اول آبان ماه 1385 دستگیر شد. این بار در طول بازداشت، قاضی حداد، یکی از قضات دادگاه انقلاب تهران، به ملاقات اسانلو رفت و از وی پرسید او کی میخواهد به فعالیت کارگری خود پایان دهد.[153] اسانلو هم در پاسخ از قاضی پرسید به چه اتهامی وی را بازداشت نمودهاند. باز هم به او نگفتند وی را به چه جرمی دستگیر کردهاند. اما وی پس از یک ماه آزاد شد.[154]
محاکمۀ اسانلو چند ماه بعد یعنی در 5 اسفند 1385 برگزار گردید. دو وکیل اسانلو را همراهی میکردند. محمدی، قاضی این دادگاه، به اسانلو اجازه صحبت کردن نداد.[155] دادگاه حکم خود را در اردیبهشت ماه 1386 صادر نمود که بر اساس آن اسانلو به تحمل پنج سال حبس محکوم شد. چهار سال حبس به جرم تجمع و تبانی علیه امنیت ملی و یک سال حبس هم به جرم تبلیغ علیه نظام صادر شده بود.[156] هنگامی که این حکم صادر شد اسانلو برای شرکت در جلسات فدراسیون بینالمللی کارگران حمل و نقل و کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای صنفی در اروپا به سر میبرد.[157]
اسانلو با آنکه میدانست یک مجازات حبس پنج ساله در انتظار اوست، به ایران بازگشت. با وجود این، وی را بلافاصله پس از بازگشت دستگیر نکردند. اسانلو پس از بازگشت به ایران به فعالیتهای خود ادامه داد و برای تشکیل دومین مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه فراخوان داد. در طی آن مدت سندیکا فعالیت خود را در دفتر ناصر زرافشان،یکی از وکلای شناخته شده ، انجام میداد. پس از آنکه زرافشان به علت انجام تحقیقاتی در مورد قتلهای زنجیرهای دهۀ 1370 به زندان افتاد، دفتر وی برای چند سال بسته شده بود.[158] اعضای سندیکا این دفتر را نوسازی کرده و از آن برای توزیع جزوات به رانندههای اتوبوس استفاده میکردند.[159] اسانلو گفت بازگشایی این دفتر خشم عوامل اطلاعات را برافروخت.[160] اسانلو عاقبت دوباره در 19 تیر 1386 دستگیر شد.[161] او پس از اتمام کار یکی از اتوبوسها را به خانه میبرد که مأموران اطلاعات سوار اتوبوس شده و وی را دستگیر کردند. آنها او را دستبند زده و در صندلی عقب یک خودرو نشاندند.[162] اسانلو گفت مأموران وی را مجبور کردند طوری بنشیند که صورتش به طرف پایین باشد و یکی از مأموران روی گردن وی و دیگری روی پشت وی نشست.[163] آنها در طول راه و نیز وقتی به زندان اوین رسیدند اسانلو را میزدند. در حالی که وی را کتک زده و فحاشی میکردند به وی میگفتند «فلان فلان شده ما که گذاشتیم بروی خارج. چرا برگشتی؟»[164] اسانلو را علیرغم زخمهایی که برداشته بود به زندان انفرادی بردند.[165] چون شانههایش آسیب دیده بود او قادر نبود لباسهایش را عوض کند. پس از سه روز او را به درمانگاه زندان بردند.[166] اسانلو همچنین اظهار داشت که در نتیجۀ ضرب و جرحی که به وی وارد شده بود نمیتوانست با یکی از چشمهایش ببیند. نهایتاً پس از چهار ماه او را به بیمارستان لبافی نژاد منتقل نمودند.[167]
اسانلو پس از دو تا سه ماه بستری بودن در بیمارستان به زندان اوین بازگشت[168] و در تابستان 1387 به زندان رجایی شهر انتقال داده شد.[169] اسانلو این انتقال را نوعی «تبعید» میداند و معتقد است که علت آن، تلاشهای وی برای تشویق نگهبانان زندان اوین به عضویت در اتحادیههای صنفی بوده است.[170]
در طی دوران حبس در زندان رجایی شهراسانلو در مورد قاچاق مواد مخدر به داخل زندان شکایتی تسلیم مسئولان زندان نمود. وی شکایت خود را همراه با شواهد و مدارک لازم ارائه داد. به گفتۀ اسانلو به جای رسیدگی به موضوع، مسئولان زندان علیه اسانلو شکایت کرده و وی را به شعبۀ 1 دادگاه انقلاب کرج ارجاع دادند. قاضی حسینی اسانلو را به جرم تبلیغ علیه نظام به تحمل یک سال حبس دیگر محکوم نمود.[171]
اسانلو پیش از طی دوران مجموعاً شش سالۀ حبس خود در خرداد 1390 آزاد شد.[172] اما آزادی وی یا قرار کفالت بود. وی میگوید آزادی پیش از هنگام وی به علت فشارهای بینالمللی به ویژه از جانب سازمان بینالمللی کار بود.[173]
اسانلو اشاره کرد که وی پس از آزادی از زندان، تهدید به مرگ شد.[174] در نتیجه او تصمیم گرفت ایران را ترک نماید. وی در بهمن ماه 1391 با عبور غیر قانونی از مرز ایران به ترکیه رسید و سپس در مرداد ماه سال بعد وارد ایالات متحده امریکا شد.[175]
-
وقایع جاری و موارد نقض حقوق بشر
روند رو به وخامت وضعیت اقتصادی و استفادۀ گسترده از رسانههای اجتماعی منجر به افزایش شمار گزارشها در مورد مسائل و مشکلات کارگری در ایران گردیده است. در این بخش از گزارش به تعدادی از موضوعات اخیر و موارد نقض حقوق بشر خواهیم پرداخت.
3،1. فقدان ایمنی در محل کار
در 13 اردیبهشت 1396 وقوع انفجاری در معدن زغال سنگ زمستان یورت در استان گلستان سبب مرگ 43 تن از معدنچیان گردید.[176] رئیس جمهور روحانی در روز 17 اردیبهشت از این معدن بازدید نمود. چندین تن از معدنچیان در طی بازدید روحانی نسبت به وضعیت این معدن نگرانیهای خود را ابراز نمودند و چند تن نیز به خودروهای او و همراهانش حمله کردند.[177] پس از این حادثه ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران، یک نامۀ عذرخواهی از رئیس جمهور که به امضای معدنچیان رسیده بود را منتشر نمود.[178] حمید رضا امامقلی تبار، بازرس شورای عالی نمایندگان کارگران، اظهار داشت احتمال دارد که معدنچیان را مجبور به امضاء چنین نامهای نموده باشند.[179] وی اضافه نمود امضاء مدارک توسط کارگران برای از دست ندادن شغل شان امری متداول است. وی اظهار داشت به عنوان مثال این امری معمول است که کارفرماها پیش از پرداخت دستمزد، اظهارنامههای امضا شدهای از کارگران جمع آوری نمایند که طی آن کارگران اظهار میکنند که دستمزد خود را دریافت نمودهاند.[180] امامقلی تبار همچنین اظهار نمود دو روز پیش از انفجار، دو تن از کارگران معدن متوجه نشت گاز شده بودند اما هیچ اقدامی در ارتباط با آن صورت نگرفت. وی اضافه کرد غالباً از بازرسانی که فاقد صلاحیت بوده استفاده میشود و روند بازرسی به طور فرمالیته انجام میگیرد.[181]
سه نهاد دولتی ارقامی را در مورد تعداد تلفات کارگران در محل کار منتشر میکنند: 1) وزارت کار 2) سازمان تأمین اجتماعی و 3) پزشکی قانونی. نحوۀ جمع آوری دادهها در این سه نهاد به طور قابل ملاحظهای با یکدیگر متفاوت است که سبب دریافت نتایجی بسیار متفاوت با یکدیگر می گردد.[182] شمار تلفات گزارش شده در محل کار از سوی این سه ارگان در طول سال 1394 به شرح زیر است:
| وزارت کار[183] | 903 |
| سازمان تأمین اجتماعی[184] | 108 |
| پزشکی قانونی[185] | 1494 |
تصویر 5 – شمار تلفات کاری در سال شمسی 1394 (از 1/1/1394 تا 29/12/1394)
وزارت کار توضیح میدهد علت اختلاف میان ارقام این وزارتخانه و اعداد منتشرشده توسط پزشکی قانونی این است که اعداد پزشکی قانونی شامل تلفات در مشاغلی که تحت پوشش قانون کار نیستند هم میشود.[186] قانون کار کارگاههایی که تعداد کارگران آن کمتر از ده نفر باشد، کسبهای خانوادگی که در آن فقط بستگان درجه اول (والدین، فرزندان، و همسران) کار میکنند، ونیز رانندگان شخصی (خویش فرما) را تحت پوشش قرار نمیدهد.[187] همچنین کارگران خارجی غیر مجاز هم تحت پوشش قانون کار قرار ندارند.[188]
بر اساس ارقام وزارت کار میزان حوادث منجر به فوت در محل کار در سال 1394، 7 نفر در هر 100000 نفر بوده است.[189] در مقایسه، میزان چنین تلفاتی در سال 2015 (از 11 دی 1393 تا 10 دی 1394) بر اساس آمار اتحادیه اروپا[190] 8/1 نفر در 100000 و در ایالات متحده[191] هم 38/3 نفر بوده است.
احمد شوکت، رئیس کانون کارگران ساختمانی ایران اعداد بالاتری را ارائه داد و گفت که در سال 1394، 2000 تن از کارگران به علت سوانح کاری جان خود را از دست دادهاند که از این میان 1200 تن، کارگران ساختمانی بودهاند. وزیر بهداری ایران نیز اعلام نموده است هر سال 2000 تن در حوادث مربوط به کار جان خود را از دست میدهند. وی همچنین افزوده است که 40 درصد کارگاهها در کشور از استانداردهای ایمنی لازم برخوردار نیستند.[192] به گفتۀ یکی از مقامات وزارت کار 48 درصد حوادث محل کار در بخش ساختمان سازی روی میدهند.[193]
ایران هنوز کنوانسیونهای سازمان بینالمللی کار در مورد ایمنی محل کار را تصویب ننموده است. اما مادۀ 7 (ب) میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تصریح میکند که هر فردی باید از شرایط کاری سالم و امن برخوردار باشد.[194] مقامات ایران اذعان میکنند که 40 درصد از کارگاهها در سراسر کشور از استانداردهای ایمنی لازم برخوردار نیستند. ناتوانی حکومت ایران در تضمین شرایط امن کاری ناقض تعهدات این کشور بر طبق مادۀ 7 (ب) میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.
3،2. عدم پرداخت دستمزدها و مزایا و خصوصی سازی
در ماههای اخیر برگزاری اعتراضات در سراسر ایران از سوی کارگرانی که دستمزدهایشان پرداخت نشده بسیارشایع بوده است. مرکز اسناد حقوق بشر ایران از 12 دی 1395 تا 9 آذر 1397 حداقل 1257 مورد تظاهرات را ثبت نموده است که تظاهرکنندگان در آنها خواستار دریافت دستمزدها یا مزایای معوقۀ خویش بودهاند.[195] این اعتراضات در شهرهای گوناگون و توسط کارگران شاغل در طیف وسیعی از صنایع و خدمات، هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی، صورت گرفته است. در شهر اهواز، مرکز استان خوزستان، بیش از 100 کارگر شرکت آب و فاضلاب روستایی خوزستان به دلیل تأخیر مکرر در پرداخت دستمزدهایشان، دست به اعتراض زدند.[196] به گفتۀ یکی از کارگرانی که با ایسنا مصاحبه نموده است، حقوق کارگران هر سه یا چهار ماه پرداخت شده و خانههای برخی از کارکنان نیز مصادره شده است.[197] کارگران شرکت آب در لنده در کهگیلویه و بویراحمد اظهار داشتند که 13 ماه است حقوقی دریافت نکردهاند.[198] از دیگر کارگران دیگر بخشهای دولتی هم که برای دریافت دستمزدهای معوقۀ خود اعتراض کردهاند میتوان از کارکنان آتشنشانی رودبار جنوبی (در استان کرمان)[199] و ساوه (در استان مرکزی)[200] یاد کرد.
بازنشستگان در سراسر کشور نیز دست به اعتراض زدند زیرا مزایایی که به آنها تعلق میگیرد را دریافت نکردهاند. برای مثال در فروردین 1396 کارکنان بازنشسته صنعت فولاد اصفهان به علت عدم دریافت حقوق معوقۀ خود دست به اعتراض زدند. به علاوه، آنها اظهار داشتند که مقادیر افزایش سالانۀ مزایای بازنشستگی آنها نیز از سال 1389 به آنها پرداخت نشده است.[201]
کارکنان بخش بهداشت نیز چند راهپیمایی برگزار نمودهاند و خواستار پرداخت دستمزدهای معوقه شان شدهاند. در یاسوج پرستاران و دیگر کارمندان بیمارستان امام سجاد در اردیبهشت 1396 تجمع اعتراضی برپا نمودند زیرا شش ماه بود که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده بودند.[202] در جزیرۀ قشم نیز 17 تن از کارمندان بیمارستان پیامبر اعظم به علت عدم دریافت حقوق خود به مدت هشت ماه، دست به اعتصاب زدند.[203] یکی از پرستاران این بیمارستان گفت که هیچیک از اعتصاب کنندگان قراردادی امضاء نکردهاند و بیمه هم نشدهاند. وی افزود « برای ارگانی دولتی کار میکنیم اما تا به حال هیچ ارگانی زیر بار مسئولیت ما نمی رود.»[204]
حتی آنهایی که برای صنعت پر سود نفت و گاز در ایران کار میکنند از عدم پرداخت دستمزد در امان نیستند. کارگرهای پیمانی در چندین پالایشگاه برای دریافت دستمزدشان دست به اعتراض زدهاند. هشتاد تن از کارگران پالایشگاه آبادان در بهمن ماه 1395 یک تجمع اعتراضی برپا کرده و در آن خواستار دریافت دو ماه دستمزد، عیدی و مزایای دیگر خویش گردیدند.[205] در اسفند 1395 کارگران پالایشگاه بیدبلند در اعتراض به عدم دریافت حقوق خود به مدت سه ماه، دست به اعتصاب زدند.[206]
بسیاری از شرکتهای متعلق به دولت که در سالهای اخیر خصوصی شدهاند کانون مشکلات کارگران هستند. پس از انقلاب اسلامی در سال 1357 بسیاری از شرکتهای خصوصی مصادره و ملی شدند. دولت یک نهاد جدید به نام سازمان صنایع ملی ایران تشکیل داد تا این منابع کسب تازه به دست آمده را سرپرستی نماید.[207] این روال در طول دهۀ نخست جمهوری اسلامی ادامه یافت و به عنوان اقدامی لازم برای مدیریت اقتصاد در زمان جنگ محسوب میشد. با پایان یافتن جنگ ایران و عراق در سال 1367 حکومت ایران به تدریج رویکرد خود را تغییر داده و شروع به خصوصی سازی برخی از صنایع نمود. بالاخره در سال 1379 سازمان صنایع ملی ایران منحل گردید.[208] حکومت ایران در سال 1380 سازمان خصوصی سازی ایران را تأسیس نمود که مسئولیت آن خصوصی سازی صنایع دولتی ایران بود.[209] اما این تلاش با موانع بزرگی مواجه شد. از یک طرف بخش خصوصی ضعیف بوده و توان ادارۀ چنین صنایعی را نداشت. ازطرف دیگر مدیران شرکتهای دولتی مایل نبودند مزایایی که تا آن زمان به آنان تعلق میگرفت را از دست بدهند.[210] با توجه به چنین شرایطی هنگامی که دولت ایران با کسر بودجه مواجه شد، به فروختن شرکتهای دولتی به سازمانهایی از قبیل صندوق بازنشستگی کشوری، بنیادهایی چون ستاد اجرایی فرمان امام،[211] و نهادهای تحت فرمان نیروهای مسلح ایران روی آورد.[212] این نهادها در واقعیت مانند شرکتهای خصوصی عمل نمیکنند و تحت کنترل حکومت و یا عناصر وابسته به آن قرار دارند.
فقدان یک چارچوب قانونی روشن برای مراحل خصوصی سازی، همراه با فقدان نیروی متخصص صنعتی در نهادهایی که این صنایع را خریداری میکنند، سبب سوء مدیریت و بروز خسارتهای هنگفتی در این صنایع خصوصی شده است.[213]
وضعیت هپکو، کارخانۀ ساخت ماشین آلات سنگین در اراک، نمونهای از مشکلاتی است که در بالا توضیح داده شد. این شرکت در سال 1386 فروخته شد. به گفتۀ مقامات دولتی شرکتی که هپکو را خرید فقط 20 درصد از ارزش تخمینی هپکو در زمان خرید را پرداخت کرده بود. اما بر خلاف وعدهای که داده شده بود ، شرکت خریداری کننده باقیماندۀ مبلغ را در طی سالهای بعد پرداخت نکرد.[214] بنا به گزارشها، سهامدار اصلی این شرکت به نام علی اصغر عطاریان سهام هپکو را به نام خود منتقل کرد.[215] حقوق کارکنان هپکو هم پس از خریداری این شرکت به طور نامرتب پرداخت میشد. عطاریان در 20 بهمن 1395 دستگیر شد.[216] هپکو مجدداً به یک شرکت دیگر فروخته شد و تصاحب آن منوط به پرداخت حقوق معوقۀ چهار ماه و نیم کارکنان هپکو گردید.[217] اما مشکل هپکو کماکان باقی است و کارگران به اعتراض خود برای دریافت معوقات شان ادامه دادهاند.
مادۀ 7 (الف) (1) میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مقرر میکند که کشورهای عضو این پیمان باید حقوق افراد نسبت به دریافت دستمزد منصفانه و پاداش کار بدون هیچگونه تمایز را به رسمیت بشناسد.[218] ایران همچنین عضو کنوانسیون سازمان بینالمللی کار در مورد محافظت از دستمزدها است. مادۀ 12 این کنوانسیون مقرر میکند که:
- دستمزدها باید به طور مرتب پرداخت شود. به جز در مواردی که ترتیبات مناسب دیگری داده شده که پرداخت مرتب و به موقع دستمزدها را تضمین مینماید، موعد پرداخت دستمزدها باید بر اساس قوانین کشوری و یا مقرراتی تعیین شود که بر اساس یک توافق جمعی یا تصمیم یک هیئت حل اختلاف تعیین گردد.
- بلافاصله پس از اتمام دورۀ یک قرارداد کاری، باید در مورد تسویه نهایی تمام دستمزدهای پرداخت نشده، بر اساس قوانین یا مقررات کشوری، توافق جمعی یا تصمیم هیئت حل اختلاف اقدام شود و یا در صورت فقدان هر گونه قانون، مقررات، توافق یا داوری مربوط به این امر، در طی یک مدت زمان معقول با توجه به شرایط قرارداد عمل شود.[219]
دولت ایران مداوما در پرداخت به موقع حقوق افراد شاغل درنهادهای دولتی و یا پیمانکاران این نهادها ناموفق عمل کرده است.عدم توانایی کارفرمایان دولتی در پرداخت به موقع حقوق به کارمندان و یا افراد طرف قراردادشان، نقض مشخص تعهدات بینالمللی ایران بر اساس مادۀ 7 (الف) (1) میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و مادۀ 12 کنوانسیون سازمان بینالمللی کار در مورد محافظت از دستمزدها است. به علاوه، دولت ایران باید سیاستها و راهکارهایی را به اجرا گذارد که اطمینان حاصل کند کارفرمایان خصوصی دستمزد کافی و به موقع به کارکنانشان پرداخت مینمایند.
مشکل فوق به دلیل سقوط شدید و اخیر ارزش پول ایران تشدید میشود، به این معنا که هنگامی که کارمند حقوق خود را پس از چند ماه تأخیر دریافت مینماید، قدرت خرید وی به طور قابل ملاحظهای کاهش یافته است.[220]

3،3. محدودیتهای اِعمال شده بر تشکلهای کارگری
مادۀ 8،1 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تصریح میکند:
كشورهاي طرف اين ميثاق متعهد ميشوند كه مراتب زير را تضمين كنند:
الف ـ حق هر كس به اينكه به منظور پيشبرد و حفظ منافع اقتصادي و اجتماعي خود با رعايت مقررات سازمان ذيربط مبادرت به تشكيل اتحاديه نمايد و به اتحادية مورد انتخاب خود ملحق شود. اعمال اين حق را نميتوان تابع هيچ محدوديتي نمود مگر آنچه كه به موجب قانون تجويز شده و در يك جامعه دموكراتيك براي مصالح امنيت ملي يا نظم عمومي يا حفظ حقوق و آزاديهاي افراد ديگر ضرورت داشته باشد.
ب ـ حق اتحاديهها (سنديكاها) به تشكيل فدراسيونها يا كنفدراسيونهاي ملي و حق كنفدراسيونها به تشكيل سازمانهاي سنديكايي بينالمللي يا الحاق به آنها.
ج ـ حق اتحاديهها (سنديكاها) كه آزادانه به فعاليت خود مبادرت نمايند بدون هيچ محدوديتي جز آنچه به موجب قانون تجويز شده و در يك جامعه دموكراتيك براي مصالح امنيت ملي يا نظم عمومي يا براي حفظ حقوق و آزاديهاي ديگران ضرورت داشته باشد.
د ـ حق اعتصاب مشروط بر اينكه با رعايت مقررات كشور مربوط اعمال شود.[221]
همانطور که پیشتر در بخش 2 توضیح داده شد، حکومت ایران سابقهای طولانی در دستگیری فعالان کارگری و ممانعت از فعالیت اتحادیهها و انجمنهای صنفی دارد. تبصره 4 ماده 131 قانون کار انواع سازمانهای کارگری که کارگران میتوانند داشته باشند را به سه طبقۀ زیر محدود میکند: 1) شوراهای اسلامی کار 2) انجمنهای صنفی 3) نمایندگان کارگران.[222] دولت ایران با سختگیری کامل مراحل انتخابات این تشکلها را کنترل کرده و استقلال این سازمانها را سلب می کند. برای مثال شرایط انتخاب شدن در شوراهای اسلامی کار شامل اعتقاد و پایبندی به اسلام ، ولایت فقیه و قانون اساسی ایران است.[223] به علاوه هیئتی که صلاحیت کاندیداها را تأئید میکند متشکل از 1) یک نماینده از وزارت کار 2) یک نماینده از وزارتی که سرپرستی صنعتی را بر عهده دارد که کارگران در آن شاغل هستند، و 3) یک نماینده از میان کارگران است.[224] بدین ترتیب دولت به گونهای تفکیک ناپذیر در انتخاب و عملکرد سازمانهای کارگری دست داشته و استقلال آنها را از میان میبرد. همانطور که پیشتر در بخش 2 مورد بحث قرار گرفت، این محدودیتها چنان کلی و فراگیر است که نمیتوان گفت هدف آن توجه به یک جنبۀ معقول از منافع دولت در مورد امنیت ملی، نظم عمومی و یا حقوق دیگران است.
حق اعتصاب یکی از اصول شناخته شدۀ بینالمللی است که هدف آن کمک به کارگران برای حمایت از اآنها در برابر بدرفتاری و سوء استفاده است. ماینا کیای، گزارشگر ویژۀ سابق سازمان ملل در مورد حق آزادی تجمعات مسالمت آمیز و تشکل ، میگوید:
«حق اعتصاب همچنین بخشی ذاتی از حق بنیادین آزادی انجمن ماست. اینکه میلیونها زن و مرد در سراسر جهان بتوانند به طور جمعی حقوق خود در محل کارشان را ابراز نمایند بسیار حیاتی و مهم است. حق برخورداری از شرایط کاری عادلانه و مناسب و اینکه حرمت و شأن آنها در محیط کار حفظ شده و ترس و واهمهای از آزار و اذیت برایشان وجود نداشته باشد از جمله این حقوق است. ضمناً اقدام اعتراضی در ارتباط با سیاستهای اجتماعی و اقتصادی دولت و علیه عملکردهای منفی شرکتها بخشی از آزادیهای بنیادین مدنی را تشکیل میدهد که احترام به آن برای برخورداری واقعی از حقوق اتحادیۀ صنفی، ضرورت اساسی دارد.»[225]
قانون کار صراحتاً اشاره ای به حق اعتصاب نکرده است. اما مادۀ 142 این قانون به برگزاری اعتصاب در محل کار اشارهای غیر مستقیم میکند:
«در صورتی که اختلاف نظر در مورد مواد مختلف این قانون و یا پیمانهای قبلی و یا هر یک از موضوعات مورد درخواست طرفین برای انعقاد پیمان جدید، منجر به تعطیل کار ضمن حضور کارگر در کارگاه و یا کاهش عمدی تولید از سوی کارگران شود هیأت تشخیص موظف است بر اساس درخواست هر یکی از طرفین اختلاف و یا سازمانهای کارگری و کارفرمایی ، موضوع اختلاف را سریعاً مورد رسیدگی قرار داده و اعلام نظر نماید .
تبصره- در صورتی که هر یک از طرفین پیمان دسته جمعی نظر مذکور را نپذیرد میتواند ظرف مدت ده روز از تاریخ اعلام نظر هیأت تشخیص (موضوع ماده 158) به هیأت حل اختلاف مندرج در فصل نهم این قانون مراجعه و تقاضای رسیدگی و صدور رأی نماید .
هیأت حل اختلاف پس از دریافت تقاضا فوراً به موضوع اختلاف در پیمان دسته جمعی رسیدگی و رأی خود را نسبت به پیمان دسته جمعی کار اعلام میکند.»[226]
همان طور که از نحوۀ بیان مادۀ 142 پیداست، قانون کار میخواهد گسترۀ اعتصابات را کنترل کند. اما در عمل محدودیتهایی که حکومت ایران بر کارگران اعتصابی اِعمال میکند، بسیار شدیدتر است. در شهریور 1397 مقامات ایران بیش از 70 تن را به جرم شرکت در اعتراضات رانندگان کامیون و یا تشویق به انجام این کار در رسانههای اجتماعی دستگیر کردند.[227] محمد جعفر منتظری، دادستان کل کشور اعلام کرد افرادی را که رانندگان کامیون را از طریق «تهدید» یا «ارعاب» تحت فشار بگذارند میتوان به عنوان راهزن محسوب کرده و مجازات مرگ برای ایشان در نظر گرفت.[228]
در اردیبهشت 1395 رسانهها گزارش کردند که پس از اعتراضاتی که در معدن آق دره در استان آذربایجان غربی روی داد، مقامات ایران 17 کارگر معدن را شلاق زده و جریمه کردند.[229] این معدنچیان که به خاطر از دست دادن شغل خود دست به اعتراض زده بودند، پس از آنکه صاحبان معدن از آنها در دو پرونده جداگانه شکایت کردند، به جرائم گوناگونی متهم شدند. این معدنچیان در ابتدا مجازاتهای حبس دریافت کردند اما پس از آنکه صاحب معدن شکایت خود را پس گرفت، مشمول عفو شده و مجازاتهای حبس آنها به اجرا در نیامد. اما مجازات شلاق اجرا شد. علاوه بر آن چند تن از معدنچیان محکوم به جریمۀ نقدی گردیدند. شلاق و جریمۀ نقدی به دلیل اتهامات اخلال در نظم و آرامش عمومی (ماده 618 از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی)، توهین به نگهبان شرکت، تخریب لباس و توقیف غیر قانونی نگهبان، و تخریب عمدی تابلوی شرکت اجرا شد.[230]
بسیاری از فعالان کارگری به دلیل تلاش مسالمت آمیز برای احقاق حقوق کارگران مجازاتهای حبس طویل المدت دریافت کردهاند. شاهرخ زمانی، نقاش ساختمان از استان آذربایجان شرقی، مکرراً به دلیل فعالیتهای کارگریاش دستگیر شد. آخرین دستگیری وی در سال 1390 بود. سپس وی به جرم تلاش برای تشکیل گروهی به قصد بر هم زدن امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به تحمل 11 سال زندان محکوم گردید.[231] علت نسبت دادن این اتهامات به زمانی تلاشهای وی برای تأسیس اتحادیۀ نقاشان بود.[232] زمانی در حالی که مجازات حبس خود در زندان رجایی شهر را سپری میکرد، در 22 شهریور 1394 در زندان درگذشت.[233] رضا شهابی یکی از اعضاء سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در سال 1389 دستگیر شد. شهابی به تحمل شش سال حبس محکوم گردید.[234] بهنام ابراهیمزاده، فعال کارگری، از سال 1389 تا 1396 را در زندان گذراند. وی ابتدا به اتهام جرائم مربوط به امنیت ملی به پنج سال حبس محکوم گردید. سپس به علت فعالیتهایش در زندان، به تحمل دو سال حبس دیگر نیز محکوم شد.[235] ابراهیمزاده مجدداً در 26 مرداد 1397 در استان کرمانشاه دستگیر گردید. وی در 20 شهریور 1397 با گذراندن یک وثیقۀ 40 میلیون تومانی آزاد شد.[236] جعفر عظیمزاده، یک فعال کارگری دیگر، در تاریخ 10 اسفند 1393 به جرم اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به تحمل 6 سال حبس محکوم گردید.[237] او در 17 آبان 1394 دورۀ مجازات خود را آغاز کرد.[238] عظیمزاده در 10 اردیبهشت 1395 در اعتراض به حکم خود دست به اعتصاب غذا زد و در 10 تیر 1395 با سپردن وثیقه آزاد شد. عظیم زاده در مهر ماه 1395 بر اساس یک پروندۀ قضایی دیگر به جرم تأسیس اتحادیۀ آزاد کارگران ایران که یک سازمان طرفدار حقوق کارگران است و همچنین به جرم تبلیغ علیه نظام به تحمل 11 سال حبس محکوم گردید.[239] اما او پس از اعتراض به این حکم تبرئه گردید.[240] خالد حسینی، فعال کارگری، در تاریخ 20 شهریور 1397 در سنندج در استان کردستان دستگیر شد.[241] محمد رضا رمضانزاده، آموزگار و مسئول شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در 22 مهر 1397 پس از یک روز تحصن معلمان در سرسر ایران، دستگیر شد.[242]

حکومت ایران مداوما کارگرانی که مستقلاً تشکلها و اعتراضات کارگری را سازماندهی میکنند تهدید کرده و دستگیر میکند. از 12 دی 1395 تا 9 آذر 1397 که مرکز اسناد حقوق بشر ایران مشغول جمع آوری اطلاعات برای تهیه این گزارش بوده است، 34 مورد سرکوب تظاهرات کارگری اتفاق افتاد که منجر به دستگیری، ضرب و شتم و یا پیشگیری از تجمع افراد شده است. موارد ذیل تنها چند نمونه از این وقایع هستند:
- در 28 شهریور 1396 کارگران هپکو در اراک به منظور مطالبه معوقات خود دست به تظاهرات زدند. پلیس ضد شورش به برخورد با تظاهر کنندگان پرداخت و چندین نفر مصدوم شدند. این برخوردها در روز 29 شهریور نیز ادامه یافت.[243] اعتراضات کارگران هپکو تا سال 1397 ادامه یافت. در 16 بهمن 1396 تظاهرات دیگری برپا شد. به گفتۀ یکی از کارگران هپکو، برخی از کارگران علاوه بر دستمزدهای پرداخت نشدۀ سال قبل، دستمزد 106 روز خود را طلب داشتند.[244] در روز 24 اردیبهشت 1397 تعدادی از کارگران هپکو طی برپائی تظاهراتی یکی از خطوط آهن را مسدود نمودند. پنج کارگر به دلیل این عمل دستگیر شدند اما متعاقبا با سپردن وثیقه آزاد شدند.[245] در شهریور 1397 شانزده تن از کارگران هپکو برای حضور در دادگاه احضار گردیدند. جرائم مطروحه علیه آنان شرکت در اجتماعات غیر قانونی و تبلیغ علیه نظام بود.[246]
- در 15 بهمن 1396 نیروهای امنیتی حد اقل 30 کارگر در شرکت نیشکر هفت تپه در استان خوزستان را دستگیر کردند. این کارگران به عدم پرداخت دستمزدهایشان اعتراض داشتند. دستگیر شدگان پس از آنکه مقامات از آنها در مورد فعالیتهایشان در آینده تعهد گرفتند، آزاد شدند.[247]
- در شب 9 اسفند 1396 ده تن از کارگران فولاد در اهواز در خانههایشان دستگیر شدند. کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در مورد دستمزدهای معوقۀ خود معترض بودند.[248]
- در 27 آبان 1397 نیروهای امنیتی اسماعیل بخشی یکی از سازمان دهندگان اصلی کارگران در شرکت نیشکر هفت تپه را بازداشت کردند. آنها همچنین سپیده قلیان یکی از فعالان مدنی اهواز را نیز دستگیر کردند. گزارشها حاکی از آن است که هر دوی این افراد پس از دستگیری مورد آزار و اذیتهای جسمی قرار گرفتند.[249] در روز 8 آذر 1397 علی نجاتی، یکی دیگر از فعالان کارگری شرکت نیشکر هفت تپه دستگیر شد.[250]

نتیجه گیری
حکومت ایران در حالی که قادر به فراهم آوردن حمایتهای اولیه برای نیروی کار این کشور نبوده است، سعی کرده فعالیتهای کارگری را تحت کنترل درآورده و مدیریت کند. از مشکلات ایمنی گرفته تا عدم پرداخت دستمزدها چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، کارگران در بسیاری از بخشهای اقتصاد کشور با دشواریهای فراوانی مواجه هستند. در این میان، دستگیری و آزار فعالان کارگری نیروی کار ایران را از مزایای چانهزنی جمعی و سازمان یافته محروم نموده است. قانون کار ایران و چارچوب حقوقی مربوط به آن تبعیضهای عقیدتی را در ساختار کاری ایران نهادینه نموده و افرادی که دارای عقایدی مغایر با رهبران جمهوری اسلامی هستند را از استخدام محروم کرده و یا در خطر از دست دادن مشاغل خود قرار داده است. به علاوه، خط مشیهای ایران در ارتباط با چانهزنی جمعی و سازمان یافته، تعهدات بینالمللی این کشور را در قبال میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی و نیز کنوانسیونهای سازمان بینالمللی کار نقض میکند.
_ _
[1] «خودکشی کارگر فصلی در هفت تپه: کارفرما مطالباتش را پرداخت نکرده بود»، رادیو فردا (8 اسفند 1396)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/iran_haftapeh_worker_suicide/29066069.html.
[2] همان.
[3] بر طبق اصل 112 قانون اساسی ایران،هنگامی که شورای نگهبان مصوبهای را مغایر با قانون اساسی یا موازین شرع بداند، مجمع تشخیص مصلحت نظام مسئول است اختلاف میان مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان را حل کند. اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوی رهبر منصوب میشوند.
[4] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 21، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/04/87906_orig.pdf?t=635958861814543536
[5] همان، ماده 7.
[6] محمد باقر نوبخت، «نقش قانون کار در بازار کار و روابط کار در ایران»، 16، کار و جامعه، صص 4 و 15 (1391) قابل دسترسی در http://www.ensani.ir/storage/Files/20121212093656-9625-135.pdf
[7] همان.
[8] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 21، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/04/87906_orig.pdf?t=635958861814543536.
[9] «تعداد کارگران موقت چقدر است؟»، ایسنا (10 اسفند 1396، 3:15 صبح)، قابل دسترسی در https://www.isna.ir/news/96110804692.
[10] «90 درصد کارگران امنیت شغلی ندارند/ابهام در قراردادهای موقت»، مهر نیوز (27 شهریور 1395)، قابل دسترسی در https://www.mehrnews.com/news/3771028.
قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 7، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/04/87906_orig.pdf?t=635958861814543536 .
[12] «کنوانسیون پایان دادن به دوران خدمت توسط کارفرما»، مادۀ 2،3، 22 ژوئن 1982، معاهدات سازمان ملل، شماره 1412، بخش 158 [1412 U.N.T.S 158]، قابل دسترسی در https://www.ilo.org/dyn/normlex/en/f?p=NORMLEXPUB:12100:0::NO::P12100_ILO_CODE:C158.
[13] «کنوانسیون پایان دادن به دوران خدمت توسط کارفرما»، مادۀ 6،1، مادۀ 5 (هـ)، 22 ژوئن 1982، معاهدات سازمان ملل، شماره 1412، بخش 158 [1412 U.N.T.S 158]، قابل دسترسی در https://www.ilo.org/dyn/normlex/en/f?p=NORMLEXPUB:12100:0::NO::P12100_ILO_CODE:C158.
[14] «سازمان تأمین اجتماعی ایران: یک سوم زنان پس از مرخصی زایمان اخراج میشوند»، بی بی سی فارسی (23 آوریل 2014)، قابل دسترسی در http://www.bbc.com/persian/interactivity/2014/04/140413_l39_maternity_leave_iran.
[15] «ممنوعیت اخراج مادران کارگر لغو شد»، تسنیم نیوز (24 شهریور 1396، 10:47 صبح)، قابل دسترسی در https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/06/24/1517716/.
[16] همان.
[17] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 27، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/04/87906_orig.pdf?t=635958861814543536.
[18] «چرا 90 درصد قراردادهای کار موقت است؟»، دنیای اقتصاد (30 مهر 1396، 8:56 صبح)، قابل دسترسی در https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سایت-خوان-62/3303488-چرا-درصد-قراردادهای-کار-موقت-است.
[19] «بیش از نود درصد قراردادهای کار یک تا سه ماهه است/قانون کار باید اصلاح شود»، باشگاه خبرنگاران جوان، (2 شهریور 1396، 11:26 شب)، قابل دسترسی در https://www.yjc.ir/fa/news/6216895/.
[20] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 13، تبصره 1، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/04/87906_orig.pdf?t=635958861814543536.
[21] جامعه جهانی بهایی، «پرسش بهایی: پاکسازی فرهنگی در ایران»، ص 35، (2008)، قابل دسترسی در http://news.bahai.org/documentlibrary/TheBahaiQuestion.pdf.
[22] «خاطرات حسن روحانی در مورد حجاب»، پارسینه (13 اردیبهشت 1392، 2:05 عصر) قابل دسترسی در https://www.parsine.com/fa/news/187972
[23] همان.
[24] رکسانا بهرامیتاش وهادی صالحی اصفهانی، «پایان تحرّک! استخدام زنان در ایران»، ص. 26 (2008) [NIMBLE FINGERS NO LONGER! WOMEN’S EMPLOYMENT IN Iran]، قابل دسترسی در http://faculty.las.illinois.edu/esfahani/IndexFiles/Nimble%20Fingers%20No%20Longer.pdf.
[25] درصد مشارکت در نیروی کار، زنان (درصد جمعیت زنان بالای 15 سال) (محاسبات سازمان جهانی کار) [Labor force participation rate, female (% of female population ages 15+) (modeled ILO estimate)]، بانک جهانی [World Bank]، قابل دسترسی در https://data.worldbank.org/indicator/SL.TLF.CACT.FE.ZS?locations=IR (تاریخ دسترسی: 24 اکتبر 2018).
[26] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 38، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/04/87906_orig.pdf?t=635958861814543536.
[27] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 6، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/04/87906_orig.pdf?t=635958861814543536.
[28] سیاستهای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران، مصوب 26 مرداد 1371 در شورای عالی انقلاب فرهنگی، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/100171.
[29] سیاستهای اشتغال زنان در جمهوری اسلامی ایران، مصوب 26 مرداد 1371 در شورای عالی انقلاب فرهنگی، ماده 6، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/100171.
[30] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 74، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/04/87906_orig.pdf?t=635958861814543536.
[31] «تعیین 110 شغل سخت و زیان آور در کشور»، ایسنا (31 مرداد 1395، 9:05 صبح)، قابل دسترسی در https://www.isna.ir/news/95050119440.
[32] «دستورالعمل رفع تبعیض در جذب و به کارگیری بانوان در صنعت نفت ابلاغ شد»، وزارت نفت، قابل دسترسی در https://bit.ly/2Ppb3Ey (تاریخ دسترسی: 24 اکتبر 2018).
[33] «ادامه انسداد حفاری نفت برای زنان»، تعادل (28 خرداد 1396)، قابل دسترسی در http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-نفت-انرژی-131/101445-ادامه-انسداد-حفاری-نفت-برای-زنان
[34] «منع استخدام زنان در مشاغل سخت و زیان آور»، اقتصاد آنلاین (28 آذر 1395، 10:08 صبح)، قابل دسترسی در ), http://www.eghtesadonline.com/بخش-عمومی-30/164948-منع-استخدام-زنان-در-مشاغل-سخت-زیان-آور.
[35] «اشتغال زنان در قهوه خانهها و کافی شاپها ممنوع است»، دویچه وله فارسی [DEUTSCHE WELLE PERSIAN] (31 اوت 2014)، قابل دسترسی در
https://www.dw.com/fa-ir/ اشتغال-زنان-در-قهوهخانهها-و-کافیشاپها-ممنوع-است/a-17891279
[36] «ممنوعیت فعالیت زنان به عنوان مباشر و مشاور املاک در ایران»، رادیو زمانه (26 آذر 1392 )، قابل دسترسی در https://www.radiozamaneh.com/114497.
[37] «وزارت ارشاد و مخالفان دولت در اجرای زنان نوازنده»، بی بی سی فارسی [BBC PERSIAN]، (20 ژانویه 2018)، قابل دسترسی در http://www.bbc.com/persian/arts-42732000.
[38] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 6، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/04/87906_orig.pdf?t=635958861814543536.
[39] قانون گزینش معلمان و کارمندان وزارت آموزش و پرورش، مصوب 28 شهریور 1374، قابل دسترسی در http://gozinesh.irantvto.ir/uploads/125_418_ganon%20gozinesh%206.pdf. همچنین نگاه کنید به قانون تسری قانون گزینش معلمان و کارکنان آموزش و پرورش به کارکنان سایر وزارت خانهها و سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی، مصوب 25 اردیبهشت 1375، قابل دسترسی در http://gozinesh.irantvto.ir/uploads/125_418_ganon%20gozinesh%206.pdf. قانون گزینش کشور بر اساس فرمانی از روح الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، صادر شد. خمینی در 15 دی 1361 فرمانی را در مورد اصول انتخاب افراد واجد شرایط برای مشاغل دولتی صادر کرد. این فرمان در پاسخ به پرس و جوی بیش از حد از متقاضیان توسط کمیتههای گزینش در مورد قوانین و اعتقادات اسلامی صادر شد. خمینی همچنین به ادارات دولتی دستور داد افرادی را که به علت عدم توانایی در پاسخگویی کافی به پرسشهای بیش از حد سخت یا نامربوط، اخراج و یا مردود شدهاند، دوباره استخدام نمایند. خمینی دستور داد یک ستاد مخصوص کمیتههای گزینش را تاسیس کرده و آزمونهای جدیدی را تهیه کنند. وی اضافه نمود باید از متقاضیان در مورد مطالبی سؤال نمود که قبلاً امکان مطالعۀ آن را داشتهاند. در سال 1374 مجلس شورای اسلامی قانون گزینش معلمان و دیگر کارکنان وزارت آموزش و پرورش را از تصویب گذراند. این قانون بر اساس مندرجات فرمان 15 دی 1361 خمینی تنظیم شد. یک سال بعد یعنی در 25 اردیبهشت 1375 مجلس ایران قانون دیگری را تصویب کرد و قانون گزینش کارکنان وزارت آموزش و پرورش را به تمام وزازتخانه ها و سازمانهای دولتی تسری داد.
[40] آیین نامه قانون گزینش کشوری، مصوب 25 مرداد 1377، قابل دسترسی در http://gozinesh.irantvto.ir/uploads/125_418_ganon%20gozinesh%206.pdf.
[41] همان.
[42] «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با آذر (نام مستعار)» (28 آوریل 2018) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[43] همان.
[44] «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با امید (نام مستعار)»، (28 آوریل 2018 و 30 مه 2018) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[45] «میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی»، ماده 2،2 ، 16 دسامبر 1966، معاهدات سازمان ملل، شماره 993، بخش 3 [993 U.N.T.S. 3]، قابل دسترسی در
http://www.unic-ir.org/hr/convenant-ec.htm.
[46] «میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی»، ماده 6،1 ، 16 دسامبر 1966، معاهدات سازمان ملل، شماره 993، بخش 3 [993 U.N.T.S. 3]، قابل دسترسی در
http://www.unic-ir.org/hr/convenant-ec.htm.
[47] میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، ماده 8،1 ، 16 دسامبر 1966، معاهدات سازمان ملل، شماره 993، بخش 3 [993 U.N.T.S. 3]، قابل دسترسی در https://www.ohchr.org/en/professionalinterest/pages/cescr.aspx.
[48] کمیتۀ حقوق بشر سازمان ملل متحد، تفسیر عمومی شماره 34، پاراگراف 22، سند سازمان ملل شماره CCPR/C/GC/34 (12 سپتامبر 2011)، قابل دسترسی در https://www2.ohchr.org/english/bodies/hrc/docs/gc34.pdf.
[49] کمیتۀ حقوق بشر سازمان ملل متحد، تفسیر عمومی شماره 34، پاراگراف 33، سند سازمان ملل شماره CCPR/C/GC/34 (12 سپتامبر 2011)، قابل دسترسی در https://www2.ohchr.org/english/bodies/hrc/docs/gc34.pdf.
[50] کمیتۀ حقوق بشر سازمان ملل متحد، تفسیر عمومی شماره 34، پاراگراف 21، سند سازمان ملل شماره CCPR/C/GC/34 (12 سپتامبر 2011)، قابل دسترسی در https://www2.ohchr.org/english/bodies/hrc/docs/gc34.pdf.
[51] کمیتۀ حقوق بشر سازمان ملل متحد، تفسیر عمومی شماره 27، پاراگراف 14، سند سازمان ملل شماره CCPR/C/21/Rev.1/Add.9 (2 نوامبر 1999)، قابل دسترسی در http://www.refworld.org/pdfid/45139c394.pdf
[52] ترجمه سازمان جهانی کار از این قانون میگوید «کارگران هر واحد میتوانند یک شورای اسلامی کار، یک انجمن صنفی و یا نمایندگان کارگران را تشکیل دهند». اما این ترجمه دقیق نیست زیرا کلمۀ «فقط» که در اصل متن فارسی به کار رفته را ذکر نکرده است. بنابراین ترجمه سازمان جهانی کار نشانگر ماهیت محدود کنندۀ تبصرۀ 4 ماده 131 که در حقیقت سازمانهای کارگری را به مؤسساتی تبدیل میکند که ساختکارشان تحت نظر دولت معین می گردد، نیست.
[53] قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، مصوب 30 دی 1363، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/91022.
[54] قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، مصوب 30 دی 1363، ماده 13(و)، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/91022.
[55] قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، مصوب 30 دی 1363، ماده 2، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/91022.
[56] قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، مصوب 30 دی 1363، تبصرۀ 3 مادۀ 2، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/91022.
[57] آیین نامۀ چگونگی تشکیل، حدود وظایف و اختیارات و نحوۀ عملکرد انجمنهای صنفی و کانونهای مربوط، مصوب 30 دی 1384، ماده 9، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/02/85407_orig.pdf?t=635913969234116226.
[58] آیین نامۀ چگونگی تشکیل، حدود وظایف و اختیارات و نحوۀ عملکرد انجمنهای صنفی و کانونهای مربوط، مصوب 30 دی 1384، ماده 14، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/02/85407_orig.pdf?t=635913969234116226.
[59] «احتمال مداخله اداره کار در انتخابات انجمن صنفی خبازان کردستان»، آفتاب (21 آبان 1394، 11:12 صبح)، قابل دسترسی در http://www.aftabir.com/news/article/view/2016/11/12/1547977.
[60] «رد صلاحیتها در انتخابات انجمن صنفی کارگران ساختمانی شیراز قانونی است»، ایلنا (6 خرداد 1392) قابل دسترسی در https://www.ilna.ir/.بخش-اخبار-38/76197-رد-صلاحیت-ها-در-انتخابات
[61] «احتمال مداخله اداره کار در انتخابات انجمن صنفی خبازان کردستان»، آفتاب (21 آبان 1394، 11:12 صبح)، قابل دسترسی در http://www.aftabir.com/news/article/view/2016/11/12/1547977.
[62] «رد صلاحیتها در انتخابات انجمن صنفی کارگران ساختمانی شیراز قانونی است»، ایلنا (6 خرداد 1392) قابل دسترسی در https://www.ilna.ir/.بخش-اخبار-38/76197-رد-صلاحیت-ها-در-انتخابات
[63] سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران مسئول صدور پروانه و ثبت متخصصین امور بهداشت در ایران است.
[64] «بیانیه پزشکان به بشار اسد رد صلاحیت آنان را رقم زد»، شبکه خبری دانشجویان (1 اسفند 1391) قابل دسترسی در http://snn.ir/fa/news/228600.
[65] آیین نامۀ چگونگی انتخاب، عملکرد، حدود وظایف و اختیارات نمایندگان کارگران در کارگاهها، مصوب 9 مرداد 1392، ماده 6، قابل دسترسی در https://qom.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/07/95355_orig.pdf.
[66] آیین نامۀ چگونگی انتخاب، عملکرد، حدود وظایف و اختیارات نمایندگان کارگران در کارگاهها، مصوب 9 مرداد 1392، ماده 16،3، قابل دسترسی در https://qom.mcls.gov.ir/icm_content/media/image/2016/07/95355_orig.pdf.
[67] قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، مصوب 30 دی 1363، ماده 22، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/91022.
[68] میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده 15،1، 16 دسامبر 1966، چکیدۀ گزارش صص 23-102، معاهدات سازمان ملل شماره 999 ، بخش 171 [999 U.N.T.S. 171]، قابل دسترسی در http://www.unic-ir.org/hr/convenant-cp.htm.
[69] کمیتۀ حقوق بشر سازمان ملل متحد، تفسیر عمومی شماره 29، پاراگراف 7، سند سازمان ملل شماره CCPR/C/21/Rev.1/Add.11 |(2001)، قابل دسترسی در http://www.refworld.org/docid/453883fd1f.html
[70] «کوکیناکیس علیه یونان» [Kokkinakis v. Greece]، دادگاه حقوق بشراروپا، شماره 17، بخش 397 (1994)، قابل دسترسی در http://hudoc.echr.coe.int/sites/eng/pages/search.aspx?i=001-57827.
[71] کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، مصوب 3 خرداد 1375، ماده 500، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/92683.
[72] اصطلاح محارب در مورد متهمان جرم محاربه به کار میرود. این اتهامی است که غالباً علیه افرادی مطرح میگردد که به مبارزۀ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی یا سرقت مسلحانه متهم شده باشند و مجازات آن مرگ است.
[73] کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، مصوب 3 خرداد 1375، مواد 498 و 499، قابل دسترسی در https://iranhrdc.org/islamic-penal-code-of-the-islamic-republic-of-iran-book-five/
[74] «ایران: دولت جدید در توجه به وضعیت اسف بار حقوق بشر ناتوان است»، سازمان عفو بین الملل [Iran: New Government Fails to Address Dire Human Rights Situation, AMNESTY INTERNATIONAL] (16 فوریه 2006)، قابل دسترسی در https://www.amnesty.org/en/documents/mde13/010/2006/en/.
[75] همان.
[76] شهادتنامۀ محمود صالحی، مرکز اسناد حقوق بشر ایران (11 ژوئن 2018)، قابل دسترسی در https://iranhrdc.org/witness-statement-of-mahmoud-salehi/.
[77] همان.
[78] همان.
[79] همان.
[80] همان.
[81] همان.
[82] همان.
[83] همان.
[84] همان.
[85] همان.
[86] «محمود صالحی، فعال کارگری: حکم 9 سال زندان را به من ابلاغ کردند»، کلمه (29 شهریور 1394)، قابل دسترسی در https://www.kaleme.com/1394/06/29/klm-224931/.
[87] همان.
[88] شهادتنامۀ محمود صالحی، مرکز اسناد حقوق بشر ایران (11 ژوئن 2018)، قابل دسترسی در https://iranhrdc.org/witness-statement-of-mahmoud-salehi/.
[89] در 22 بهمن هر سال راه پیماییهایی در سراسر ایران برای بزرگداشت انقلاب اسلامی سال 1358 صورت میگیرد. شرکت در این راهپیماییها عموماً به عنوان نشان وفاداری به حکومت ایران تلقی میگردد.
[90] اصطلاح بسیج به سازمان شبه نظامیان داوطلبی گفته میشود که در طی جنگ ایران و عراق تأسیس شد. اعضاء بسیج اغلب قوانین اخلاقی حکومت ایران را به اجرا در میآورند. همچنین برخی از اعضای بسیج که به عنوان عوامل لباس شخصی معروف هستند در سرکوب اعتراضات ضد حکومتی شرکت دارند.
[91] شهادتنامۀ محمود صالحی، مرکز اسناد حقوق بشر ایران (11 ژوئن 2018)، قابل دسترسی در https://iranhrdc.org/witness-statement-of-mahmoud-salehi/.
[92] همان.
[93] همان.
[94] همان.
[95] «فرزند محمود صالحی: در بازداشت قبل کلیههایش را از دست داد، این بار نگران جان اوئیم.»، مرکز حقوق بشر در ایران، قابل دسترسی در https://persian.iranhumanrights.org/1396/08/mahmoud-sahlehihe-lost-his-kidney/ (تاریخ دسترسی: 28 اکتبر 2018).
[96] همان.
[97] «محمود صالحی، فعال کارگری زندانی آزاد شد» رادیو فردا (2 آذر 1396)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/iran_mahmoud_salehi_prison_relased/28872181.html.
[98] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با صادق کار، (ژوئیه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[99] “کمیته” اصطلاحاً به گروههای انقلابی مسلحی اطلاق میشود که مجری قوانین اخلاقی سختگیرانۀ ایران و زیر نظر گرفتن و دستگیری افرادی بودند که گمان میرفت در فعالیتهای ضد انقلابی دست دارند. در سال 1370 کمیته ها در نیروی انتظامی کشور ادغام شدند. برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد کمیته نگاه کنید به “کمیته” درسایت دایرة المعارف، قابل دسترسی در https://www.encyclopedia.com/religion/encyclopedias-almanacs-transcripts-and-maps/komiteh (تاریخ دسترسی: 29 اکتبر 2018).
[100] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با صادق کار، (6 ژوئن 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[101] همان.
[102] همان.
[103] همان.
[104] همان.
[105] همان.
[106] «دیسک»، فردریک ابرت اشتیفتون [DISK, Friedrich Ebert Stiftung]، قابل دسترسی در https://www.fes.de/fulltext/bueros/istanbul/00253009.htm#LOCE9E9 (تاریخ دسترسی: 29 اکتبر 2018).
[107] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با صادق کار، (6 ژوئن 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[108] همان.
[109] همان.
[110] همان.
[111] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو، (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[112] همان.
[113] همان.
[114] همان.
[115] همان.
[116] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو، (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[117] همان.
[118] همان.
[119] همان.
[120] همان.
[121] همان.
[122] همان.
[123] همان.
[124] همان.
[125] همان.
[126] همان
[127] همان.
[128] همان.
[129] همان.
[130] همان.
[131] خانۀ کارگر یک نهاد حکومتی حمایت از کارگران است. علیرضا محجوب، یکی از اعضاء فعلی مجلس شورای اسلامی ایران چندین دهه است که ادارۀ این سازمان را بر عهده دارد.
[132] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو، (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[133] «نامۀ سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه به صد و پنجمین اجلاس سازمان جهانی کار»، (13 خرداد 1395)، رسانه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، قابل دسترسی در https://vahedsyndica.com/archive/2176.
[134] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو، (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[135] «نامۀ سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه به صد و پنجمین اجلاس سازمان جهانی کار»، رسانه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، (13 خرداد 1395)، قابل دسترسی در https://vahedsyndica.com/archive/2176.
[136] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو، (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[137] «برگزاری اولین مجمع سندیکای کارگران شرکت واحد در 13 خرداد 1384نقطه عطفی برای ایجاد دیگر سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری در کشور بوجود آورد»، رسانه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، (15 خرداد 1396)، قابل دسترسی در https://vahedsyndica.com/archive/2692.
[138] همان.
[139] «مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو» (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[140] همان.
[141] «برگزاری اولین مجمع سندیکای کارگران شرکت واحد در 13 خرداد 1384نقطه عطفی برای ایجاد دیگر سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری در کشور به وجود آورد.» رسانه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، (15 خرداد 1396)، قابل دسترسی در https://vahedsyndica.com/archive/2692.
[142] «مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو» (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[143] همان.
[144] همان.
[145] همان.
[146] همان
[147] همان.
[148] همان.
[149] همان.
[150] همان.
[151] این میزان بر طبق نرخ معاملات ارزی سال 1385 تقریباً معادل 217000 دلار است.
[152] «مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو» (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[153] همان.
[154] همان.
[155] همان.
[156] «منصور اسانلو به 5 سال زندان محکوم شد»، عصر ایران (7 خرداد 1386، 7:22 عصر)، قابل دسترسی در http://www.asriran.com/fa/news/18491 .
[157] «مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو» (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[158] مقصود از عبارت قتلهای زنجیرهای، کشتار تعدادی از نویسندگان و اندیشمندان دهۀ 1370 بود. در سال 1377 وزارت اطلاعات ایران اظهار کرد که عوامل «خودسر» در درون وزارت اطلاعات مسئول وقوع این قتلها بودهاند. سعید امامی، یکیز از معاونین وزارت اطلاعات، از بالاترین مقامات دستگیر شده در ارتباط با قتلهای زنجیرهای بود. بر طبق گزارشها وی در زندان با خوردن داروی نظافت خودکشی کرد.
[159] «مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو» (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[160] همان.
[161] «سندیکای کارگران شرکت واحد خواستار آزادی منصور اسانلو شدند.»، رادیو فردا (20 تیر 1387)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/455538.html.
[162] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو، (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[163] همان.
[164] همان.
[165] همان.
[166] همان.
[167] همان.
[168] همان.
[169] «نامۀ اسانلو به قوۀ قضائیه»، شهروند (2 بهمن 1387)، قابل دسترسی در http://shahrvand.com/archives/808.
[170] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو، (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[171] «یک سال زندان برای منصور اسانلو به اتهام تبلیغ علیه نظام»، رادیو فردا (21 مرداد 1389)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f6_Iran_Osanloo_Prison_Parvaneh/2126035.html.
[172] «منصور اسانلو به قید کفالت آزاد شد»، رادیو فردا (12 خرداد 1390)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f6_iran_osanlou/24213765.html.
[173] «مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو» (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[174] «اسانلو: تهدیدها باعث شد از ایران خارج شوم»، رادیو فردا (21 اردیبهشت 1392)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/o2_osanloo_why_left_iran/24983374.html .
[175] مصاحبۀ مرکز اسناد حقوق بشر ایران با منصور اسانلو، (26 مه 2017) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[176] «جسد آخرین معدنچی در معدن آزادشهر کشف شد/تعداد کشته شدگان به 43 نفر رسید»، تسنیم نیوز (19 اردیبهشت 1392، 12:56 عصر)، قابل دسترسی در https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/02/19/1402487/ .
[177] «شعارهای اعتراضی معدنچیان در جریان حضور روحانی در معدن یورت»، رادیو فردا (17 اردیبهشت 1396)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f6_iran_rouhani_golestan_mine_miners/28472784.html.
[178] «نامۀ کارگران معدن آزادشهر به رئیس جمهور»، ایرنا، 26 اردیبهشت 1396، 9:17 صبح)، قابل دسترسی در http://www.irna.ir/fa/News/82532394.
[179] «اجبار معدنچیان به امضاء نامۀ عذرخواهی دور از ذهن نیست/کارگران کاغذهای سفید زیادی امضاء کردهاند»، تسنیم نیوز (24 اردیبهشت 1396، 6:42 عصر)، قابل دسترسی در https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/02/24/1407145/.
[180] همان.
[181] «معدنکاران آزادشهر 17 ماه حقوق معوق داشتند و بیمه نبودند»، تسنیم نیوز (14 اردیبهشت 1396، 11:33 صبح)، قابل دسترسی در https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/02/14/1397492/.
[182] «وضعیت حوادث ناشی از کار در جمهوری اسلامی ایران»، اداره کل بازرسی کار، قابل دسترسی در https://bazresikar.mcls.gov.ir/fa/workaccident/statistics ،(تاریخ دسترسی: 29 اکتبر 2018).
[183] «آمار حوادث ناشی از کار، ثبت شده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، اداره کل بازرسی کار، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/filepool3/2016/12/6450.pdf، ،(تاریخ دسترسی: 29 اکتبر 2018).
[184] «آمار حوادث ناشی از کار اعلام شده توسط سازمان تأمین اجتماعی»، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/filepool3/2016/12/6451.pdf (تاریخ دسترسی: 29 اکتبر 2018).
[185] «آمار حوادث ناشی از کار اعلام شده توسط سازمان پزشکی قانونی»، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/filepool3/2016/12/6452.pdf، (تاریخ دسترسی: 29 اکتبر 2018).
[186] همان.
[187] «کدام کارگران شامل قانون کار نمیشوند»، ایسنا (23 خرداد 1393، 8:45 صبح)، قابل دسترسی در https://www.isna.ir/news/93032311992 .
[188] همان.
[189] «آمار حوادث ناشی از کار، ثبت شده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، (اداره کل بازرسی کار)، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، قابل دسترسی در https://www.mcls.gov.ir/icm_content/media/filepool3/2016/12/6450.pdf، (تاریخ دسترسی: 29 اکتبر 2018).
[190] «حوادث مهلک در محل کار، 2015 (میزان حوادث در هر 100000 نفر شاغل) یورواستات» [Fatal accidents at work, 2015 (incidence rates per 100 000 persons employed, EUROSTAT]، قابل دسترسی در https://ec.europa.eu/eurostat/statistics-explained/index.php/Accidents_at_work_statistics (تاریخ دسترسی: 5 نوامبر 2018).
[191] دفتر آمار نیروی کار، «آمار ملی آسیبهای مهلک کاری در سال 2015»، ص. 1، (2016) [Bureau of Labor Statistics, National Census of Fatal Occupational Injuries in 2015]، قابل دسترسی در https://www.bls.gov/news.release/archives/cfoi_12162016.pdf.
[192] «فوت سالیانه 2000 نفر به دلایل حوادث کار در کشور»، ایسنا (30 دی 1396، 5:51 عصر)، قابل دسترسی در https://www.isna.ir/news/96103016341.
[193] «آمار حوادث و سوانح از کار در کشور»، ایران استخدام (24 شهریور 1393)، قابل دسترسی در
, https://iranestekhdam.ir/ آمار-حوادث-و-سوانح-ناشی-از-کار-در-کشور/
[194] «میثاق بینالمللی حقوق مدنی وسیاسی»، مادۀ 7(ب)، 16 دسامبر 1966، چکیدۀ گزارش [International Covenant on Civil and Political Rights, art. 7(b), Dec. 16, 1966,]، صص. 23-102 معاهدات سازمان ملل، شماره 999، بخش 171، [999 U.N.T.S. 171]، قابل دسترسی در
http://www.unic-ir.org/hr/convenant-cp.htm.
[195] برای مقاصد مربوط به این گزارش، هنگامی که کارگران تظاهرات چند روزهای را برگزار میکنند، تظاهرات هر روز به عنوان یک مورد تظاهرات جداگانه شمرده میشود.
[196] «تجمع کارکنان آبفاری خوزستان در اعتراض به عدم پرداخت حقوق»، ایسنا (14 مرداد 1396، 12:08 عصر)، قابل دسترسی در https://www.isna.ir/news/96051408256/
[197] همان.
[198] «تجمع اعتراضی آبداران شهرستان لنده به عدم پرداخت حقوق معوقه یکساله»، ایران کارگر (23 دی 1396)، قابل دسترسی در https://www.irankargar.com/ تجمع-اعتراضی-آبداران-شهرستان-لنده/.
[199] «اعتصاب کارگران شهرداری رودبار جنوب در اعتراض به معوقات مزدی دو ساله»، رادیو زمانه (22 اسفند 1395)، قابل دسترسی در https://www.radiozamaneh.com/329511
[200] «تجمع آتشنشانان در ایستگاه مرکزی آتشنشانی ساوه/تأخیر در پرداخت اضافه کار و حقوق»، ایلنا (1 آذر 1396، 11:40 صبح)، قابل دسترسی در https://www.ilna.ir/ بخش-کارگری-9/561742-تجمع-آتش-نشانان-در-ایستگاه-مرکزی-آتش-نشانی-ساوه-تاخیر-در-پرداخت-اضافه-کار-حقوق
[201] «تجمع اعتراض آمیز بازنشستگان فولاد در اصفهان/کارگران: دست گدایی به سوی دولت دراز کردیم»، تسنیم نیوز (9 اردیبهشت 1396، 11:28 صبح)، قابل دسترسی در https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/02/09/1392290/.
[202] «عدم پرداخت مطالبات پرستاران و پرسنل بیمارستان امام سجاد یاسوج/بلاتکلیفی کارکنان بخش سرپایی در بیمارستان»، عصر دنا (4 تیر 1396، 6:54 عصر)، قابل دسترسی در http://asrdena.ir/fa/news/13833/
[203] «از تعویق در پرداخت هشت ماهۀ حقوق کارگران تا پیگیری نمایندگان هرمزگان در مجلس»، ایسنا (5 بهمن 1395، 1:39 عصر)، قابل دسترسی در http://khalijefars.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=37018 .
[204] همان.
[205] «اجتماع صنفی کارگران شرکت پیمانکاری پالایشگاه آبادان در اعتراض به پرداخت نشدن عیدی»، باشگاه خبرنگاران جوان (24 اسفند 1395، 11:41 صبح)، قابل دسترسی در https://www.yjc.ir/fa/news/6016785.
[206] «آه و نالۀ کارگران فازهای جدید بید بلند در آستانۀ عید نوروز / سه ماه است که حقوق نگرفتهایم»، عصر جهان (21 اسفند 1395، 8:23 عصر)، قابل دسترسی در http://asrjahan.ir/print/news/more/news/106777
[207] «خصوصی سازی یا خصولتی سازی»، بی بی سی فارسی [BBC PERSIAN] (27 ژانویه 2018)، قابل دسترسی در http://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-42803665.
[208] همان.
[209] همان.
[210] همان.
[211] این نهاد بر اساس دستور آیت الله خمینی تأسیس شد تا امور مربوط به داراییهای که در طول انقلاب بدون صاحب رها شده بود و یا توسط دولت انقلابی مصادره گردیده بود را سرپرستی نماید. این نهاد اکنون به مجموعه بزرگی از شرکتها تبدیل شده که در بخشهای گوناگونی از اقتصاد ایران دارای سهام است. برای کسب اطلاعات بیشتر، نگاه کنید به «خامنهای کنترل امپراطوری عظیمی را در دست دارد که از مصادرۀ اموال به دست آمده است»، رویتر (11 نوامبر 2013)، قابل دسترسی در https://www.reuters.com/investigates/iran/#article/part1.
[212] آرش آزرمی، «خصوصی سازی یا خصولتی سازی»، بی بی سی فارسی [BBC PERSIAN] (27 ژانویه 2018)، قابل دسترسی در http://www.bbc.com/persian/blog-viewpoints-42803665.
[213] همان.
[214] نیکی محجوب، «هپکو و آینده ناروشن»، بی بی سی فارسی [BBC PERSIAN] (10 ژانویه 2017)، قابل دسترسی در http://www.bbc.com/persian/iran-40557218.
[215] همان.
[216] «مالک هپکو دستگیر شد»، ایسنا (20 بهمن 1395)، قابل دسترسی در http://markazi.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=86430 .
[217] نیکی محجوب، «هپکو و آینده ناروشن»، بی بی سی فارسی [BBC PERSIAN] (10 ژانویه 2017)، قابل دسترسی در http://www.bbc.com/persian/iran-40557218 .
[218] «میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی»، ماده 7 (الف) (1)، 16 دسامبر 1966، معاهدات سازمان ملل، شماره 993، بخش 3 [993 U.N.T.S. 3]، قابل دسترسی در
http://www.unic-ir.org/hr/convenant-ec.htm.
[219] «کنوانسیون محافظت از دستمزدها» [Convention Concerning the Protection of Wages]، ماده 12، 1 ژوئیه 1949، معاهدات سازمان ملل، شماره 138، بخش 138 [138 U.N.T.S. 138]، قابل دسترسی در https://www.ilo.org/dyn/normlex/en/f?p=NORMLEXPUB:12100:0::NO::P12100_ILO_CODE:C095
[220] در اول ژوئیه 2017 (برابر10 تیر 1396)، 1 دلار معادل 3768 تومان بود و در اول ژوئیه 2018 (برابر 10 تیر1397) ارزش 1 دلار 8150 تومان بود که نشان میدهد واحد پول ایران در عرض فقط یک سال بیش از نیمی از ارزش خود را از دست داده است.
[221] «میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی»، ماده 8،1، 16 دسامبر 1966، معاهدات سازمان ملل، شماره 993، بخش 3 [993 U.N.T.S. 3]، قابل دسترسی در
http://www.unic-ir.org/hr/convenant-ec.htm.
[222] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 131، تبصره 4، قابل دسترسی در http://www.ilo.org/dyn/natlex/docs/WEBTEXT/21843/64830/E90IRN01.htm.
[223] [223] قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، مصوب 30 دی 1363، ماده 2 (ج)، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/91022.
[224] قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، مصوب 30 دی 1363، ماده 2، تبصره 3، قابل دسترسی در http://rc.majlis.ir/fa/law/show/91022.
[225] متخصص حقوق سازمان ملل: «حقوق اساسی اعتصاب باید محافظت شود»، دفتر کمیسریای عالی حقوق بشر سازمان ملل (9 مارس 2017)، قابل دسترسی در https://www.ohchr.org/EN/NewsEvents/Pages/DisplayNews.aspx?NewsID=21328&LangID=E.
[226] قانون کار،مصوب 29 آبان 1369، ماده 142، قابل دسترسی در http://www.ilo.org/dyn/natlex/docs/WEBTEXT/21843/64830/E90IRN01.htm
[227] «بازداشت بیش از 70 نفر در ارتباط با اعتصاب کامیون داران»، رادیو فردا (6 مهر 1397)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/arresting-iran-truck-drivers-/29515316.html.
[228] همان. بر طبق ماده 281 قانون مجازات اسلامی، راهزنها جزء افرادی محسوب میشوند که مرتکب محاربه شدهاند. محاربه بر طبق قانون ایران میتواند مجازات اعدام در بر داشته باشد.
[229] «اجرای حکم پرداخت جزای نقدی و شلاق 17 کارگر معدن»، ایلنا (5 خرداد 1395، 1:15 عصر)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2SIe4hz.
[230] همان.
[231] «شاهرخ زمانی، فعال کارگری، در زندان رجایی شهر درگذشت»، رادیو فردا (22 شهریور 1394)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/b32–sharoukh-zamani–prisoner-passed-away/27245362.html
[232] همان.
[233] همان.
[234] «نگرانی از سلامتی رضا شهابی، فعال سندیکایی زندانی» بی بی سی فارسی [BBC PERSIAN]، (16 ژوئن 2014)، قابل دسترسی در http://www.bbc.com/persian/iran/2014/06/140616_l45_reza_shahabi_workers.
[235] «بهنام ابراهیمزاده، فعال کارگری آزاد شد»، هرانا (11 اردیبهشت 1396)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2017/hranews/a-10594/.
[236] «بهنام ابراهیمزاده، فعال کارگری آزاد شد»، هرانا (20 شهریور 1397)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2018/hranews/a-16954 این مبلغ بر اساس نرخ معادلات ارزی در شهریور ماه 1397 تقریباً معادل 2857 دلار بود.
[237] «جعفر عظیم زاده آزاد شد»، رادیو فردا (9 مهر 1395)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/27831308.html.
[238] «جعفر عظیمزاده برای اجرای حکم شش سال زندان به اوین رفت»، رادیو زمانه (17 آبان 1394)، قابل دسترسی در https://www.radiozamaneh.com/245015.
[239] «جعفر عظیمزاده و شاپور احسانی راد به یازده سال زندان محکوم شدند»، رادیو فردا (24 مهر 1395)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/28055996.html .
[240] «صدور حکم نهایی برای دو فعال کارگری»، هرانا (21 مرداد 1396)، قابل دسترسی در https://ww.hra-news.org/2017/hranews/a-11920/.
[241] «خالد حسینی، فعال کارگری در سنندج بازداشت شد»، هرانا، (21 شهریور 1397)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2018/hranews/a-16964.
[242] «ادامۀ تحسن معلمان و بازداشت یک مسئول صنفی فرهنگیان»، رادیو فردا، (23 مهر 1397) قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/iranian-teachers-strike/29544022.html.
[243] «حملۀ مجدد پلیس ضد شورش به کارگران هپکو و آذرآب اراک»، بی بی سی فارسی [BBC PERSIAN] (20 سپتامبر 2017)، قابل دسترسی در http://www.bbc.com/persian/iran-41334873.
[244] «کارگران هپکو در اعتراض به وعده وزیر کار شعار «مرگ بر کارگر – درود بر ستمگر» سر دادند»، رادیو فردا (16 بهمن 1396)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/iran_arak_workers_hepco_wage/29020950.html.
[245] «کارگران بازداشتی شرکت هپکو با قرار وثیقه آزاد شدند/بیانیه جمعی از کارگران هپکو: اعتراضمان صنفی است»، کلمه (7 خرداد 1397)، قابل دسترسی در https://www.kaleme.com/1397/03/07/klm-266926/?theme=fast
[246] «۱۶ کارگر هپکو اراک به دادگاه احضار شدند»، رادیو زمانه (27 شهریور 1397)، قابل دسترسی در https://www.radiozamaneh.com/412483.
[247] «بیش از ۳۰ کارگر نیشکر هفت تپه با سپردن تعهد آزاد شدند»، بی بی سی فارسی [BBC Persian] (4 فوریه 2018)، قابل دسترسی در http://www.bbc.com/persian/iran-42940370.
[248] «بازداشت ۱۰ نفر از از کارگران گروه ملی صنعتی اهواز»، هرانا (11 اسفند 1396)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2018/hranews/a-14421/
[249] «فشارهای روحی و جسمی بر اسماعیل بخشی و سپیده قلیان»، رادیو فردا (13 آذر 1397)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/iran_bakhshi_gholian_prison_hafttapeh_sugar_factory_syndecate/29636531.html
[250] «بازداشت علی نجاتی از کارگران هفت تپه»، ایلنا، (8 آذر 1397، 11:08 صبح)، قابل دسترسی در https://www.ilna.ir/ بخش-کارگری-9/697171-بازداشت-علی-نجاتی-از-کارگران-هفت-تپه




