
فهرست مطالب
۱. گرویدن به مذهبی دیگر از دیدگاه فقه شیعه
۲. اتهامات منتسب به نوکیشان مسیحی
۵.۲. اصلاحیه های قانون مجازات اسلامی
۴.۳. ممنوعیت عبادت به زبان فارسی و تعطیل کردن کلیساها
۵.۳. هدف قرار دادن رهبران کلیسا
۶.۳. دستگیری های جمعی و حبس نوکیشان مسیحی
۷.۴. منوچهر افغانی، قربان دردی تورانی و عباس امیری
۳.۵. دیگر موارد مجازات احتمالی اعدام
۶. موارد اعمال زندان، شکنجه و تبعید
۷. مصادره و تبدیل املاک متعلق به مسیحیان
۱.۱۰. آزادی اندیشه، وجدان و مذهب
۳.۱۰. دستگیری و بازداشت خودسرانه
۴.۱۰. شکنجه، رفتار یا تنبیه های ظالمانه، غیر انسانی و تحقیرآمیز
۶.۱۰. حق برخورداری از حمایت های قانونی برابر و دسترسی به عدالت
چکیده
از زمان انقلاب اسلامی سال 1357، نوکیشان مسیحی که در خانواده های مسلمان به دنیا آمده اند، هدف سیاست ها و اقدامات سرکوب گرانه و تبعیض آمیز دولت ایران بوده اند. آنها از حق اجرای مناسک مذهبی دین مورد نظرشان به صورتی آشكارا، آزادانه و بدون ترس از آزار و شكنجه، محروم شده اند. کلیساهایی که مراسم پرستش به زبان فارسی دارند، یا تعطیل شدند و یا از پذیرفتن نوکیشان مسیحی منع گردیدند. دارایی های متعلق به مسیحیان اغلب بدون پرداخت هیچ غرامتی مصادره شد. دعوت غیر مسیحیان به آیین مسیحیت و انتشار انجیل به زبان فارسی ممنوع گردید. علاوه بر این، تعدادی از رهبران کلیسا، از جمله چند نوکیش مسیحی، در شرایط مشکوکی به قتل رسیدند.
نوکیشان مسیحی برای در امان ماندن از اقدامات منزجرکننده حکومت شروع به گردهمایی در کلیساهای خانگی کردند؛ با این وجود، آنها هدف حمله حکومت جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتند. بسیاری از آنها به صورت خودسرانه دستگیر و با اتهامات ساختگی روانه زندان شدند و یا مجبور گردیدند که از فعالیت های مسیحی دست بکشند. در سال های اخیر نوکیشان مسیحی بیشتری، از جمله خادمین کلیسا، به جای جرائم مذهبی مانند ارتداد به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی متهم شده اند.
اصل 12 قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح می کند، که دین رسمی کشور اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و «این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است.»[1] اصل 13 زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان را به عنوان اقلیت های مذهبی رسمی ذکر می کند. بر این اساس آنها آزادی آن را دارند، که مراسم و مناسک مذهبی خود را به جای آورده و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل کنند.[2] همین حقوق به مسلمانان اهل سنت نیز داده شده است.
همان طور که در قانون اساسی به وضوح تصریح گردیده است، مسیحیان باید بدون در نظر گرفتن شاخۀ مذهبی، قومیت و زبانشان از آزادی مذهب برخوردار باشند. حکومت جمهوری اسلامی اما تعریف مضیقی از مسیحیِ به رسمیت شناخته شده دارد، که تنها شامل مسیحیان قومی (ارامنه و آشوریان/کلدانیان) و همچنین ظاهرا آن دسته از افراد می شود، که می توانند ثابت کنند که خود یا خانواده هایشان قبل از انقلاب سال 1357مسیحی بوده اند.[3] نوکیشان مسیحی در کنار بهائیان، دراویش، اهل حق، صائبه-منداییه، و افرادی که به عرفانِ نوپدید اعتقاد دارند، اقلیت های مذهبیِ غیر رسمی به شمار می روند.
آزادی اندیشه، وجدان و مذهب یکی از ویژگی های اساسی حاصل از ارزش و شرافت ذاتی انسان است.[4] جمهوری اسلامی بر طبق میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ملزم است، که آزادی اندیشه، وجدان و مذهب را تضمین نماید. حکومت ایران همچنین موظف است، که حق حیات شهروندان خود و برخورد انسانی با آنها، از جمله اجرای عدالت و برابری در مقابل قانون را محافظت نماید.[5] جمهوری اسلامی اما نوکیشان مسیحی را تهدیدی بالقوه به بنیان ایدئولوژیک خود می پندارد و به صورت ساختاری و به روش های گوناگون علیه آنها تبعیض اِعمال می کند.
پیشگفتار
یک روز بعد از ظهر، گروهی از نوکیشان مسیحی جمع شده بودند تا در خلوت خانه یک زوج مسیحی در شیراز به عبادت بپردازند. بیژن فرخ پور حقیقی و مرضیه راحمی که میزبان جلسه کلیسا بودند، هرگز فکر نمی کردند که آن روز زندگی آنها را تغییر دهد. ناگهان نیروهای امنیتی لباس شخصی به خانه آنها ریختند. ماموران هیچ حکمی نشان ندادند، با این حال همه افراد حاضر و همه جا را در آن خانه جستجو کردند. آنها وسایل حاضران از جمله تلفن های همراه، کارت های شناسایی، اشیا با ارزش و انجیل را توقیف کرده و نشانه های کلیسا مانند تصویر عیسی مسیح را تخریب نمودند. تعدادی از حاضران از جمله بیژن فرخ پور حقیقی بازداشت شدند، در حالی که سایرین مجبور به امضای تعهد عدم حضور در مراسم کلیسایی گردیدند. ماموران با خشونت رفتار کرده و اعضای کلیسا را مرعوب نمودند. بسیاری از نوکیشان مسیحی چنین صحنه هایی را دیده اند و تجربه های مشابهی دارند.
مسیحیان در ایران شامل جوامع بومی ارامنه، آشوریان و کلدانیان، و نیز جمعیت روزافزونی از نوکیشانی است که از اسلام به مسیحیت می گروند.[6] اکثر مسیحیان قومی پیرو فِرَقِ ارتدکس یا کاتولیک هستند، مراسم مذهبی خود را به زبان های نیایشی خودشان برگزار می کنند و در میان مسلمانان تبلیغ نمی نمایند.[7] این اقوام از جهت فرهنگی، مسیحی شناخته می شوند. اگر چه وفق قوانین ایران مسیحیان قومی با مسلمانان برابر نیستند، قانون اساسی اشعار می دارد که آنها در انجام وظایف دینی خود آزاد هستند و به اتهام ارتداد مورد هجمه قرار نمی گیرند.[8]
کسانی که از اسلام به مسیحیت گرویده اند معمولاً از فرقه های پروتستان پیروی می کنند، که از آن جمله اند کلیساهای انگلیکن، پنطیکاستی، پروتستان لوتری، باپتیست [تعمیدیون] و پرسبیتری [مشایخی]. در همین حال، برخی از نوکیشان از کلیساهای غیر فرقه ای پیروی می کنند.[9] ایرانیان نوکیش مسیحی غالباً تفسیر عقیدتی خودشان را از اصل تثلیث دارند،که با تفاسیر کلیساهای پروتستان تبشیری در غرب متفاوت است.[10] آنها در میان مسلمانان تبلیغ می کنند و مراسم کلیساهایشان به زبان فارسی برگزار می شود.[11] اگرچه آمار دقیقی از تعداد نوکیشان مسیحی وجود ندارد، اما گمان میرود که جمعیت آنها به سرعت رو به افزایش است.[12] علیرغم این وضعیت، حکومت ایران برای این افراد هیچ گونه جایگاه اجتماعی به عنوان مسیحی قائل نمی شود. تعدادی از این افراد متهم به جرایمی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی یا ارتداد شده و در محاکماتی بسیار غیر عادلانه محکوم گردیده اند.
این گزارش ابتدا به گفتگو دربارۀ گرویدن از اسلام به مذهبی دیگر از دیدگاه فقه شیعه می پردازد. در بخش دوم، این گزارش اتهاماتی را که وفق قوانین ایران علیه نوکیشان مسیحی مطرح شده است، بررسی می کند. در بخش سوم، این گزارش امواج سرکوب جامعه مسیحیان نوکیش توسط دولت را از سال های اولیه جمهوری اسلامی توضیح می دهد. موارد قتل فراقضایی رهبران کلیسا و مواردی که نوکیشان مسیحی به ارتداد متهم شده اند، به ترتیب در بخش های چهارم و پنجم بررسی می شوند. در بخش ششم، شرح حال شهودی که با مرکز اسناد حقوق بشر ایران مصاحبه کرده اند، وضعیت حاضر را نشان می دهد، که در آن نوکیشان مسیحی از حقوق بشر ابتدایی خود محروم گردیده اند. گزارش حاضر سپس به بررسی دقیقی از سیاست حکومت در جهت مصادرۀ اموال مسیحیان و تقلیلِ حضور آنان در ایران خواهد پرداخت. در پایان، این گزارش در مورد چگونگی سیاست ها و اقدامات دولت در ارتباط با نوکیشان مسیحی که ناقض قوانین ایران و تعهدات بین المللی این کشور در زمینه حقوق بشر است، گفتگو خواهد کرد.
۱. گرویدن به مذهبی دیگر از دیدگاه فقه شیعه
اسلام یهودیان و مسیحیان را اهل کتاب به شمار می آورد، یعنی مردمی که دارای کتاب آسمانی و وحی الهی هستند.[13] اگر یکی از پیروان ادیان ابراهیمی مسلمان شود، وی نه تنها با هیچ گونه عواقب ناگواری روبرو نخواهد شد، بلکه از جهت قانونی محافظت هایی خواهد داشت، که قبلاً شامل حال وی نمی گردید.[14] از طرف دیگر اما اگر یک مسلمان دین خود را از اسلام به آیین دیگری تغییر دهد و توبه ننماید، ممکن است به ارتداد متهم شود.[15] قرآن به صراحت نمی گوید، که ارتداد جرمی قابل مجازات است.[16] چندین حدیث منتسب به امامان شیعه پایه و اساس تعیین مجازات مرگ برای افراد مرتد در فقه شیعه را شکل داده است.[17]
علیرغم بعضی از اختلاف نظرها، اکثر فقهای محافظه کار شیعه از جمله آیت الله روح الله خمینی بنیان گذار و اولین رهبر جمهوری اسلامی اظهار داشته اند، که گرویدن از اسلام به دیانتی دیگر یا الحاد (خدا ناباوری) ارتداد محسوب می شود.[18] فقه شیعه میان مرتدی که در خانوادۀ مسلمان زاده شود (مرتد فطری) و مرتدی که در خانوادۀ غیر مسلمان به دنیا می آید (مرتد ملی)، تمایز میگذارد. از دیدگاه آیت الله خمینی، توبۀ مردی که مرتد فطری باشد، پذیرفته نیست و وی باید کشته شود.[19] اما به مرتد ملی سه روز فرصت داده می شود تا توبه نماید و تنها در صورتی که توبه نکند، باید اعدام شود.[20] زن مرتد را اما نباید کشت.[21] باید او را مادام العمر حبس نموده و در هنگام وعده های نماز او را کتک بزنند و فقط مقدار کمی به وی غذا بدهند. البته اگر توبه کند، میتواند آزاد شود.[22]
علی خامنه ای رهبر جموری اسلامی در پاسخ به یک پرسش دینی (استفتاء) اظهار داشت، اگر شخصی مسلمان زاده شود، اما بعداً تصمیم بگیرد که از یکی دیگر از ادیان ابراهیمی پیروی نمایند، آن شخص مرتد است.[23] خامنه ای اما همچنین تصریح نمود، که اگر چنین شخصی با کسی که سابقاً مسلمان بوده بر طبق آئین جدید خود ازدواج کند، فرزندان حاصل از این ازدواج، مرتد نخواهند بود.[24] این فرزندان بسته به دین خود میتوانند از حقوقی که مطابق قانون اساسی برای اقلیت های مذهبی رسمی کشور در نظر گرفته شده، بهره مند شوند.[25]
آیت الله ناصر مکارم شیرازی روحانی محافظه کار شیعه نیز گفته است، کسی که قبلاً مسلمان بوده و دین جدیدی اختیار کرده و مصرانه به مذهب جدید خود پایبند باشد، محکوم به ارتداد است.[26] آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی، یکی دیگر از روحانیون عالی رتبۀ شیعه حکم کرده است، که شخص را نمیتوان مرتد دانست مگر آن که شواهد موجود بر آن دلالت نماید که وی منکر رسالت حضرت محمد شده است.[27] وی تصریح نمود که قتل چنین شخصی واجب است و نیازی به صدور حکم قاضی ندارد.[28] به صورت مشابهی، آیت الله محمد صادق روحانی که یک فقیه تندرو شیعه است، فتوی داده که قتل فراقضایی شخصی که به حضرت محمد و ائمۀ شیعه اهانت کرده باشد، مجاز بوده و نیازمند مراحل قضایی نیست.[29]
آیت الله حسینعلی منتظری که یکی از عالی رتبه ترین فقهای شیعه بود، اظهار داشت که صِرفِ شک کردن یا تغییر عقیده دادن دربارۀ دین نباید به جرم ارتداد که مجازاتش اعدام باشد منجر گردد، به شرط آن که چنین عملی در نتیجۀ تحقیقات شخص حاصل شود.[30] آیت الله یوسف صانعی یکی دیگر از روحانیون برجسته شیعه شخص مرتد را فردی میدانست، که به طور اهانت آمیز خداوند یا رسالت حضرت محمد را پس از آن که به اسلام ایمان آورده است، انکار نماید. بنابراین فردی که در مورد ادیان تحقیق می کند، نباید به ارتداد محکوم گردد.[31] محسن کدیور، استاد مطالعات اسلامی نیز اظهار داشته است، که حکم قرآن در مخالفت با اجبار افراد به پذیرش دین، به آن معناست که افراد هم در پذیرفتن اسلام و هم در ترک کردن آن آزادند.[32]
۲. اتهامات منتسب به نوکیشان مسیحی
جمهوری اسلامی تعداد قابل توجهی از نوکیشان مسیحی را به جرایم زیر متهم کرده و بر این اساس آنها را محاکمه نموده است. این بخش جزئیات و زمینه این جرایم را بررسی می کند.
۱.۲. ارتداد
در ساختار قانون مدنی ایران، در مقایسه با ساختار قوانین عرفی، فقدان تعاریف دقیق قانونی مشکلات بیشتری را ایجاد می کند. ارتداد یک جرم جدی محسوب می شود، که مجازات آن مرگ است. با وجود این، جرم مزبور در قانون ایران به طور دقیق تعریف نشده است.[33] در پرونده های ارتداد دادگاه ها به اصل 167 قانون اساسی استناد کرده اند، که تصریح می کند، اگر قاضی حکم هر دعوا را در قوانین مدوّنه نیابد، باید با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر، حکم قضیه را صادر نماید.[34] ماده 220 قانون مجازات اسلامی هم به همین ترتیب تصریح می کند، که در مواردی که قانون سکوت اختیار کرده به ویژه در مورد مجازات حدودی [جمع حد] که در قانون ذکر نگردیده، دادگاه ها باید مطابق اصل 167 قانون اساسی عمل کرده و به منابع معتبر اسلامی استناد نمایند.[35] بر طبق ماده 15 قانون مجازات اسلامی، مقصود از حدود، مجازاتهایی است که جزییات آنها در قانون شرع تعیین شده است.[36]
لازم به ذکر است، که فقهای شیعه درباره ارتداد نظرات متفاوت و گاه متناقضی دارند. به همین دلیل، پیروی قضات از فتاوای آنها ممکن است که منجر به صدور آرای متفاوتی در پرونده های ارتداد شود. ثانیاً، قانون مجازات اسلامی هیچ حکم صریحی درباره نحوه اثبات اتهام ارتداد ندارد. این قانون انواع ادله را که به موجب آنها ارتکاب هر جرمی از جمله ارتداد می تواند قابل اثبات باشد، توضیح می دهد، که شامل اقرار متهم، شهادت دو شاهد مرد و علم قاضی است.[37] سوم این که، قاعده دراء در مجازات های حدود قضات را از صدور حکم در صورت داشتن هر گونه شک یا عدم قطعیت در مورد عناصر جرم، برحذر می دارد.[38] بدون داشتن تعریفی یکسان از ارتداد و عناصر مجرمانه آن، چارچوب قانونی ای که در آن پرونده های ارتداد مورد بررسی قرار می گیرند، نامشخص است. به همین دلیل، مجازات های اعمال شده در این پرونده ها از احکام زندان تا اعدام متغیر است، بدون این که دستورالعمل مشخصی وجود داشته باشد که زمان اعمال مجازات شدیدتر را تعیین کند.
بر اساس قوانین ایران، قتل فراقضایی شخصی که گمان می رود مرتد باشد، مانند یک قتل معمولی پیگرد قانونی نخواهد داشت. برخلاف سایر موارد قتل، مرتکب قتل به مجازات اعدام (قصاص) محکوم نمی شود، اگر فرد مقتول مرتد بوده باشد.[39] در عوض، مرتکب قتل به مجازات های تعزیری محکوم خواهد شد.[40] تعزیر مجازات برای عملی است که از نظر شرعی ممنوع می باشد، اما مجازات خاصی برای آن در متون دینی قید نشده است.[41] بر این اساس، یک فرد متهم به قتل می تواند به سه تا ده سال زندان محکوم شود.
۲.۲. توهین به پیامبر اسلام
جرم سب النبی یا توهین به پیامبر اسلام در مواد 262 و 263 قانون مجازات اسلامی مدون شده است. وفق ماده 262، شخصی که به پیامبر اسلام یا سایر پیامبران توهین کند، می تواند به اعدام محکوم گردد. توهین به امامان شیعه و فاطمه دختر پیامبر اسلام نیز مجازات اعدام در پی دارد. در ماده 263 آمده است، که اظهارات گفته شده در شرایط خاص مانند خشم یا مستی نمی تواند مبنای اتهام جرم سب النبی قرار بگیرد.[42]
۳.۲. توهین به مقدسات اسلام
بر اساس ماده 513 قانون مجازات اسلامی، هر کسی که به ارزش های مقدس دین اسلام ، پیامبر اسلام یا شخصیت های مقدس شیعه توهین کند، در صورتی که عمل او مصداق سب النبی باشد، اعدام می گردد. در غیر این صورت، این فرد به یک تا پنج سال حبس محکوم می شود.[43]جرم توهین به ارزش های مقدس اسلام اما در قانون مجازات اسلامی به روشنی تعریف نشده است.[44] ادله اثبات این جرم همانند سایر جرایم است: اعتراف متهم، شهادت دو شاهد مرد یا علم قاضی.[45]
تعدادی از نوکیشان مسیحی به اتهام مبهم توهین به ارزش های مقدس اسلام به حبس محکوم شده اند. مشارکت آنها در فعالیت های کلیسایی اغلب به عنوان مبنای این اتهام ذکر شده است. امین افشار نادری نوکیش مسیحی به اتهام «توهین به مقدسات اسلام» و «تاسیس و اداره یک سازمان غیرقانونی» در سال 2017 محاکمه شد. دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی ماشاالله احمدزاده، وی را به پانزده سال حبس محکوم کرد که پنج سال آن به اتهام «توهین به مقدسات اسلام» بود.[46]
۴.۲. اقدام علیه امنیت ملی
بر طبق مادۀ 498 از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، هر کس با «هر مرامی» که گروهی بیش از دو نفر تشکیل دهد یا اداره نماید، «که هدف آن بر هم زدن امنیت کشور باشد» و محارب شناخته نشود، به حبس از دو تا ده سال محکوم می شود.[47] همچنین هر کسی که به چنین گروههایی بپیوندد ممکن است، به حبس از سه ماه تا پنج سال محکوم میگردد، «مگر این که ثابت شود از اهداف آن بی اطلاع بوده است.»[48] در طول دهه های گذشته چندین نوکیش مسیحی به دلیل راه اندازی و شرکت در کلیساهای خانگی به اقدام علیه امنیت ملی متهم شده اند.[49] برای مثال، هادی عسگری و کاویان فلاح محمدی به اتهام تشکیل و رهبری یک سازمان [کلیسای خانگی] با هدف اخلال در امنیت ملی به ده سال حبس محکوم گردیدند.[50]
قضات در موارد متعددی به مادۀ 500 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی استناد می کنند، که تصریح می کند «هر کسی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران … به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید،» به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.[51] در سال 1397 حداقل دوازه نوکیش مسیحی در بوشهر به اتهام تبلیغ علیه جمهوری اسلامی به تحمل یک سال حبس محکوم شدند.[52] دادگاه های ایران هر گونه شرکت در کلیساهای خانگی، تبلیغ مسیحیت در میان مسلمانان، و انتشار پیام مسیحیت تبشیری را به عنوان اقدام علیه امنیت ملی تعبیر می کنند.
۵.۲. اصلاحیه های قانون مجازات اسلامی
مجلس ایران در سال 1399 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی را اصلاح نمود. اصلاحیۀ مادۀ 499 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی تصریح می کند، هر فردی که موجب «ایجاد خشونت یا تنش» از طریق توهین یا نشر اکاذیب دربارۀ ادیان آسمانی گردد، چنانچه مشمول حد نباشد، به حبس و جزای نقدی محکوم خواهد شد. اگر چنین جرمی در قالب «گروه مجرمانۀ سازمان یافته» ارتکاب یابد یا «از طریق نطق در مجامع عمومی یا با استفاده از ابزارهای ارتباط جمعی در فضای واقعی یا مجازی» منتشر شود، مجازات مقرر تشدید خواهد شد. اصلاحیۀ مادۀ 500 «استفاده از شیوه های کنترل ذهن و القائات روانی» را جزء تخلفات قابل مجازات محسوب می کند.[53] با توجه به رویۀ قضایی دادگاه های ایران، این اصلاحات قدرت حکومت را برای محکوم نمودن نوکیشان مسیحی بر طبق عناوین مبهم گسترش می دهد.[54]
۳. زندگی در زیر سایۀ سرکوب (1357 تاکنون)
بیشتر کلیساهای پروتستان در ایران به وسیلۀ میسیونرهای اروپایی یا آمریکایی در طی قرون نوزدهم و بیستم تأسیس شدند.[55] حکومت ایران به میسیونرها اجازه داد تا در کشور به فعالیت بپردازند، و آنها نیز مدارس، کلیساها و بیمارستانهایی را در شهرهای مختلف تأسیس نمودند.[56] اما در بهمن 1357 آیت الله خمینی حکومت اسلامی بر پایۀ ولایت فقیه را بنیان گذاشت که تبعیض مذهبی را نهادینه می کرد.[57]
این حکومت تازه تأسیس به زودی شروع به تصاحب کلیساها، مدارس، و بیمارستانهایی نمود که توسط میسیونرها بنا شده بود.[58] کلیساهایی که با گروه های مسیحی خارج از کشور ارتباط داشتند، خطرناک تلقی شده و همکارانشان را «جاسوس های غرب» نامیدند.[59] اما علیرغم چنین فشارهایی تعدادی از کلیساهای ایرانی توانستند خود را مجدداَ به عنوان مؤسسۀ کلیسا رسماً به ثبت برسانند.[60]
کلیساهای پروتستان ایرانی در مقایسه با شاخه های کاتولیک، به دلیل تمایل به تبلیغ اعتقاداتشان در جامعه با برخوردهای خشونت آمیزتری روبرو شدند.[61] اما کلیساهای پروتستان گوناگون با سطوح متفاوتی از آزار و تعدی مواجه گردیدند. اگرچه کلیسای اسقفی به شدت مورد حمله قرار گرفت و مؤسسات آن در سال 1359 به اجبار تعطیل شدند اما دیگر کلیساهای پروتستان، از جمله کلیسای پرسبیتری و پنطیکاست در طی دهۀ 1360 توانستند بدون آزار و اذیت های متحد الشکل به خدمات خود ادامه بدهند.[62] این کلیساها که اکثراً متشکل از مسیحیان ارمنی و ایمانداران قدیمی بودند، فعال باقی مانده و برنامه های نیایش خود را به زبان فارسی اجرا کردند، اگر چه که حضور در کلیسا با محدودیت های بیشتری امکان پذیر بود.[63]
تبلیغ مسیحیت و نشر کتاب مقدس به زبان فارسی نیز ممنوع گردید.[64] انجمن انجیلی ایران در سال 1369تعطیل شد. این امر تا به امروز موجب کمبود شدید کتاب مقدس و کتاب های عقیدتی مسیحی به زبان فارسی شده است.[65] به علاوه، حکومت ایران جوامع مسیحی در کشور را از بقیه دنیا جدا و منزوی ساخت. میسیونرهای غربی اخراج شدند و ایمانداران ایرانی اجازه نیافتند که با هم آیینان خود در خارج از کشور تشریک مساعی داشته باشند.[66]
به دلیل سیاست دولت علیه حضور مسیحیان در ایران، تعدادی از کلیساها در شهرهای مختلف در سال های اخیر متروک گردیده و یا تخریب شدند. جمهوری اسلامی اجازه ساخت کلیساهای جدید یا بازسازی کلیساهای موجود را نداده و همچنین رهبری کلیساها در ایران را تضعیف کرده است.[67] برخی گزارش ها حاکی از آن است، که اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اخیراً نظارت بر کلیساهای مسیحی را که قبلاً توسط وزارت اطلاعات و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام می شد، به دست گرفته است.[68] کلیساهای به رسمیت شناخته شده از طرف دولت همواره تحت نظارت هستند. ماموران واحد اطلاعات سپاه پاسداران معمولا در جلسات نیایش این کلیساها شرکت می کنند و به صورت منظم اسامی اعضای کلیسا را بررسی می کنند تا هیچ مسیحی نوکیشی نتواند در آنها شرکت کند.[69]
۱.۳. کلیسای اسقفی
کلیسای اسقفی توسط جامعۀ مبلغین کلیسا در اوایل قرن بیستم در اصفهان تأسیس گردید.[70] در سال 1357 حسن دهقانی تفتی، اسقف این شاخۀ کلیسا در ایران بود. وی نخستین فرد ایرانی ای بود که در این سمت خدمت می کرد. در بحبوحۀ انقلاب، وی نامه ای به آیت الله خمینی نوشته و ضمن آن تعهد خود را مبنی بر حمایت در ساختن یک جامعۀ ایرانی آزاد و مبتنی بر عدالت ابراز داشت.[71] اما علیرغم این اقدام، دیری نپایید که ضربه های انقلاب 1357 وی، خانواده اش و کلیسای اسقفی را شدیداً تحت تأثیر قرار داد.
در مرداد ماه 1358 چند مرد که اسقف دهقانی تفتی آنها را «گروهی از اشرار، اما مسلماً بسیار سازمان یافته» توصیف کرد، به خانه و دفتر کار وی در اصفهان یورش برده و آنها را غارت کردند.[72] اسقف دهقانی تفتی بعدها اظهار داشت، که گروهی از اعضا انجمن تبلیغات اسلامی مقصرین اصلی حمله بودند. آنها برای سالها وابستگان به کلیسا را مورد آزار و اذیت قرار داده بودند.[73] حکومت جدید شروع به تهدید دهقانی تفتی کرده بود تا او تمام اموال و دارایی کلیسا را در اختیار آنها قرار دهد.[74] وی مدت کوتاهی زندانی شد و مورد بازجویی قرار گرفت.[75] در آبان 1358 چند مرد مسلح سعی کردند که دهقانی تفتی و همسرش را هنگام شب در اطاق خوابشان به قتل برسانند، اما آنها در این حادثه زنده ماندند.[76] گروهی از رهبران کلیسای انگلیکن پیامی به آیت الله خمینی فرستادند و از او خواستند تا فرمانی مبنی بر تحقیق در مورد این حادثه صادر کند. اما آنها هرگز پاسخی دریافت نکردند و مرتکبین نیز هرگز شناسایی نشدند.[77] پس از این حادثه اسقف دهقانی تفتی ایران را ترک کرد.[78]
در مرداد 1359 اسقف دهقانی تفتی و تعدادی از اعضاء کلیسای اسقفی متهم به جاسوسی برای بریتانیا شدند. این گروه شامل افراد زیر می شد؛ ایرج کلیمی متحده (کشیش مسئول کلیسای لوقا در اصفهان)، نصرت الله شریفیان (کشیش مسئول کلیسای سنت آندره در کرمان)، کشیش خلیل رزم آرا، کشیش پاول هانت، دیمتری بلوس (متصدی اسقفی) و مارگارت جین وادال (منشی اسقف که قبلاً از یک سوء قصد در اردیبهشت 1358 جان به در برده بود). همۀ این افراد به جز حسن دهقانی تفتی که خارج از کشور بود، دستگیر شدند.[79] در نهایت مقامات رسمی شاخۀ کلیسای انگلستان توانستند در مورد آزادی این افراد با مقامات ایران مذاکرات موفقیت آمیزی داشته باشند.[80]
علیرغم تمام فشارهای وارده از جانب حکومت، کلیسای اسقفی به حیات خود ادامه داد البته اما در مقیاسی بسیار کوچک تر.[81] در سال 1369 ایرج متحده اسقف حوزۀ اسقفی ایران شد و تا سال 1383 او تنها کشیش شاخۀ کلیسای انگلیکن در ایران بود.[82] پس از بازنشستگی وی، آزاد مارشال که یک کشیش پاکستانی بود دعوت شد تا سرپرستی کلیسای اسقفی را بر عهده گیرد، زیرا هیچ نامزدی برای این سمت در ایران نبود.[83] در سال 1396 دکتر آلبرت سانداراراج والترز که اصلیت مالزیایی داشت معاون ارشد دایره اسقفی ایران شد. حکومت ایران ویزای کاری وی را در سال 1398 تمدید نکرد. حوزۀ اسقفی ایران که در حال حاضر اسقفی از خود ندارد، شامل کلیسای لوقا و کلیسای سنت پاول در اصفهان، کلیسای شمعون غیور در شیراز و کلیسای سنت پاول در تهران می شود.[84]
درب خروج و محراب کلیسای حضرت لوقا در محله عباس آباد اصفهان
۲.۳. کلیسای جماعت ربانی
کلیسای جماعت ربانی یکی از شاخه های کلیسای تبشیری است که اعضاء آن از پیشینه های گوناگون مذهبی و قومی در ایران هستند. این کلیسا توانست ثبت رسمی خود به عنوان مؤسسۀ کلیسایی را در سال 1358 تجدید نماید.[85] شاخۀ جماعت ربانی در سراسر کشور دارای چندین کلیسای فارسی زبان بود.[86] حداقل دو کلیسای ارامنه در تهران و همدان و یک کلیسای آشوریان در کرمانشاه نیز وابسته به کلیسای جماعت ربانی بودند.[87]
در طی سالهای پس از جنگ ایران و عراق، تعداد نوکیشان مسیحی که در مراسم دعای فارسی کلیساها شرکت می کردند، از جمله در جلسات نیایش کلیسای جماعت ربانی، افزایش یافت.[88] در واکنش نسبت به این جریان، حکومت ایران موج شدید تازه ای از سرکوب را علیه کلیساهای تبشیری و به ویژه جماعت ربانی آغاز کرد.[89] جلسات نیایشی به زبان فارسی جماعت ربانی در مشهد، ساری، کرمان، شیراز، گرگان، اهواز، تبریز، کرمانشاه و اراک از اواخر دهۀ 1360 تا اوایل دهۀ 1370 تعطیل گردید.[90]
کلیسای انجیلی مشهد (چپ) و کلیسای جماعت ربانی در گرگان (راست). هر دو کلیسا متروکه هستند.
جمهوری اسلامی با توسل به دست آویزهای قانونی، یک سیاست ریشه کن کردن تدریجی کلیساهای موجود و به ویژه کلیسای جماعت ربانی را آغاز کرد.[91] جلسات نیایش کلیسا به زبان فارسی، غسل تعمید اعضاء جدید، و چاپ و نشر کتاب مقدس و نشریات دیگر مسیحی به زبان فارسی همگی ممنوع شد. به علاوه، تلاش های کلیسا برای ثبت سازمان هایشان بی ثمر ماند و از گسترش رهبری این کلیساها نیز جلوگیری به عمل آمد.[92] نقطۀ عطف رویارویی حکومت با کلیسای جماعت ربانی، اعدام کشیش حسین سودمند به جرم ارتداد در سال 1369 و قتلهای فراقضایی چهار رهبر کلیسا در سالهای 1373 و 1375 بود.
گروهی از رهبران کلیسای جماعت ربانی (تاریخ عکس نامعلوم). محمد باقر یوسفی اولین نفر از سمت چپ است. حسین سودمند در ردیف اول در کنار او است. اسقف هایک هوسپیان مهر چهارمین نفر در ردیف اول است. سودمند به اتهام ارتداد اعدام شد. یوسفی و هوسپیان مهر در شرایط مشکوکی به قتل رسیدند.
۳.۳. جنبش کلیساهای خانگی
نوکیشان مسیحی به منظور اجتناب از محدودیت های اِعمال شده از جانب حکومت، شروع به تجمع در کلیساهای غیر رسمی که کلیساهای خانگی نامیده می شود، کرده اند. برخی از گزارش ها حکایت از آن دارند که جنبش کلیساهای خانگی یک پدیدۀ رو به رشد در ایران است.[93] اما حکومت ایران ادعا می کند که کلیساهای خانگی غیر قانونی هستند زیرا مجوزهای لازم را از مقامات به دست نیاورده اند و تشکیل آنها «غیر ضروری» است، چرا که در حال حاضر کلیساهایی در کشور موجود هست و مسیحیان نیز «درخواست مجوز برای ساخت کلیساهای جدید نکرده اند.»[94] اکثر کلیساهای خانگی مدت زیادی دوام نمی آورند و غالباً باید محل آنها را تغییر دهند.[95]
کلیسای ایران که با نام کلیسای پیغام نیز شناخته می شود، یک کلیسای خانگی است که به شاخۀ خاصی از مسیحیت تعلق ندارد.[96] اعضاء کلیسای ایران نیز همانند دیگر کلیساهای خانگی، دچار مزاحمت شده، تحت نظر قرار گرفته و هدف تبعیض و بازداشت های خودسرانه بوده اند. به گفتۀ کشیش بهروز صادق خانجانی ۱۲ تن از اعضاء کلیسای ایران در حال حاضر در زندان هستند.[97] نازلی مکاریان از کلیسای ایران در مصاحبه ای با مرکز اسناد حقوق بشر ایران تشریح کرد، که نوکیشان مسیحی دسترسی بسیار محدودی به کتاب مقدس و نشریات مسیحی به زبان فارسی دارند.[98] آنها همچنین نمی توانند در مراسم کلیساهای رسمی شرکت کنند، زیرا جلسات دعای آنها به زبان فارسی نیست و نیروهای امنیتی شدیداً بر آن نظارت دارند.[99]
پس از به قدرت رسیدن رئیس جمهور سابق، محمود احمدی نژاد، وضعیت کلیساهای خانگی بدتر شد.[100] در سال 1385 به شورای عالی انقلاب فرهنگی اختیاراتی مبنی بر به اجرا گذاشتن یک سری سیاستها داده شد، که هدف آن مقابله با گروه های انحرافی ای بود که چهرۀ خود را در قالب جنبش های عرفانی و معنوی پنهان می کنند.[101] اما حملات اصلی در آبان 1389 و پس از سخنرانی رهبر ایران علی خامنه ای اتفاق افتاد.[102] وی اظهار داشت که دشمنان اسلام هدفشان تضعیف مذهب در جامعه است و به همین دلیل هرزگی و بی بند و باری، عرفان کاذب، بهایی گری و کلیسای خانگی را رواج می دهند.[103]
سخنرانی وی موجی از انزجار علیه کلیساهای خانگی را به راه انداخت. تعدادی از روحانیون شیعه و مقامات دولتی ادعا کردند،که کلیساهای خانگی توسط قدرتهای غربی و صهیونیستها به منظور اخلال در آرامش و سکون کشور طراحی شده و انحراف از مسیحیت «اصیل» است.[104] آیت الله وحید خراسانی، یکی از متنفذترین روحانیون عالی رتبۀ شیعه به مقامات امنیتی هشدار داد، که اقدامات جدی تری علیه تبلیغ مسیحیت اتخاذ کنند زیرا این گونه افراد، جوانان را حتی در قم گمراه می کنند.[105] مرتضی تمدن، استاندار تهران نیز مسیحیان تبشیری را به تندروهای اهل سنت و طالبان تشبیه نمود.[106]
در سال های بعد، اتهامات مذهبی از قبیل ارتداد، جای خود را به اتهاماتی در ارتباط با اقدام علیه امنیت ملی داد.[107] دستگاه تبلیغاتی حکومت همچنین کمپینی را به منظور به تصویر کشاندن نوکیشان مسیحی و کلیساهای خانوادگی به عنوان فرقه های بیگانه ای که در ایران پایگاهی ندارند، به راه انداخت.[108] آنها سعی داشته اند که جامعۀ نوکیشان مسیحی را با عناوینی از قبیل فرقه گرایان، عوامل استعمارگران، و صهیونیستها غیر انسانی جلوه دهند.[109] اگرچه رئیس جمهور سابق حسن روحانی مقام جدیدی را در دولت خود تحت عنوان دستیار ویژه رئیس جمهور ایران در امور اقلیت های قومی و مذهبی ایجاد کرد، اما از سرکوب نوکیشان مسیحی کاسته نشد.[110]
نوکیشان مسیحی به صورت ساختاری مورد تبعیض قرار می گیرند، به ویژه در زمینه قوانین جزایی، حقوق خانواده و ارث. در میان سایر موضوعات، آنها نمی توانند مراسم ازدواج در کلیسا داشته باشند و ازدواج مسیحی خود را به صورت رسمی ثبت نمایند. به همین منوال، آنها قادر به انجام مراسم تشییع جنازۀ مسیحی نیز نیستند.[111]
۴.۳. ممنوعیت عبادت به زبان فارسی و تعطیل کردن کلیساها
در طی سالهای اخیر، کلیساهای تبشیری فارسی زبان یا توسط مقامات کشور تعطیل شده اند و یا مجبور شده اند فعالیت های خود را به طور قابل ملاحظه ای محدود نمایند. رهبران این کلیساها سالها تحت فشار بوده اند تا اسامی و اطلاعات مربوط به اعضاء کلیسای خود را در اختیار مقامات امنیتی قرار دهند.[112] به آنها گفته شد یا کشور و یا سمت خود را ترک کنند و یا این که تهدید شدند که عواقبی، از حبس های طویل المدت گرفته تا آسیب به عزیزانشان در انتظار آنها خواهد بود.[113]
مسئولان امنیتی مدیریت کلیسای اسقفی را به دست گرفتند تا از شرکت نوکیشان مسیحی در جلسات آن جلوگیری کنند.[114] در بهمن 1390 حکمت سلیمی که از نوکیشان مسیحی و شبان کلیسای سنت پاول در اصفهان بود، دستگیر شد.[115] مقامات به رهبران کلیسای سنت پاول دستور داده بودند، که از شرکت اعضاء فارسی زبانی که مسیحی زاده نیستند، ممانعت به عمل آورند.[116] پس از 70 روز حبس، حکمت سلیمی که به فعالیت های تبشیری متهم شده بود با گذاشتن وثیقه آزاد شد.[117] در حال حاضر گزارشی از نتیجۀ این پرونده در دست نیست.
به صورت مشابهی، مأموران وزارت اطلاعات از نصرالله شریفیان که یک نوکیش مسیحی و کشیش کلیسای لوقای اصفهان بود، خواستند که اسامی و اطلاعات مربوط به اعضاء کلیسا را در اختیار آنها قرار دهد. کشیش اشرفی، شبان کلیسای شمعون غیور در شیراز نیز به تعطیل دائمی کلیسا تهدید شد، تا از دستورات نیروهای امنیتی اطاعت نماید. به دلیل این گونه تهدیدها، بسیاری از نوکیشان مسیحی، دیگر در مراسم دعای کلیسا شرکت نکردند.[118]
رهبران کلیسای جماعت ربانی و کلیسای عمانوئل پرسبیتری را به ترتیب در سالهای 1388 و 1392مجبور کردند که مراسم دعای جمعۀ خود را تعطیل کنند.[119] از آن جا که در ایران روز جمعه تعطیل آخر هفته است، برای کلیساها راحت تر است که مراسم عبادی خود را در این روز برگزار نمایند. در سال 1391 به کلیسای عمانوئل پرسبیتری و کلیسای تبشیری پطرس مقدس که هر دو در تهران واقع هستند، گفته شد که مراسم دعای خود به زبان فارسی را متوقف نمایند.[120]حتی کتاب فروشی های داخل کلیساها نیز تعطیل شدند.[121] آن کتاب فروشی ها عرضه کننده انجیل و متون مسیحی به زبان فارسی بودند. مقامات نمی خواستند که ادبیات مسیحی در دسترس عموم قرار گیرد. در حال حاضر، آموزش و انتشار کتاب مقدس و سایر ادبیات مسیحی به زبان فارسی ممنوع است.[122]

رهبران کلیسای حواری ارامنه در تهران نیز تهدید و مجبور شدند، که مراسم دعای کلیسا به زبان فارسی را خاتمه دهند.[123] در سال 1392 مسیحیان فارسی زبان و افرادی که غسل تعمید داده نشده بودند، از ورود به کلیسای کاتولیک حضرت ابراهیم در تهران ممنوع گردیدند. مقامات امنیتی اسقف کلیسا را تهدید کردند، که در صورتی که مسیحیان فارسی زبان به حضور در کلیسا ادامه بدهند، ویزای وی را تمدید نخواهند کرد و وی را فوراً از کشور اخراج خواهند نمود.[124]
از 1388 تا 1393 تمام کلیساهای پروتستان آشوری که مراسم دعای خود را به زبان فارسی اجرا می کردند، توسط وزارت اطلاعات تعطیل شدند.[125] جلسات کلیسای پنطیکاست در منطقۀ شهرآرای تهران در سال 1388تعطیل شد.[126] کلیسای پنطیکاست آشوری ها در کرمانشاه نیز در سال 1389 تعطیل گردید.[127] این کلیسا پیش از تعطیل شدن هم خیلی فعال نبود، زیرا ساختمان قدیمی آن که یکی از بناهای ثبت شده در میراث فرهنگی است، نیاز به تعمیر داشت، اما مسئولان اجازۀ این کار را ندادند.[128] در نتیجۀ این گونه محدودیت ها نه تنها نوکیشان فارسی زبان، بلکه گروهی از مسیحیان قومی که به زبانهای ارمنی و آشوری تسلط کافی ندارند، نیز از حق عبادت به زبان انتخابی خود محروم شده اند.[129]
به همین ترتیب کلیساهای جماعت ربانی هم به دلیل نگرانی حکومت دربارۀ شمار فزایندۀ نوکیشان مسیحی فارسی زبان، یکی پس از دیگری تعطیل شدند. در سال 1388 دو کلیسای جماعت ربانی؛ یکی در شاهین شهر در استان اصفهان و دیگری در ارومیه در استان آذربایجان غربی بسته شدند.[130] ادیسون قریبیان که در کلیسای شاهین شهر خدمت می کرد و نیز شبان کلیسای ارومیه از ادامۀ خدمات مذهبی شان ممنوع گردیدند.[131]
در سال 1390 نیروهای امنیتی به جلسۀ جشن کریسمس که در کلیسای جماعت ربانی اهواز برگزار شده بود، یورش برده و تمام شرکت کنندگان از جمله کودکان را دستگیر کردند. بسیاری از دستگیر شدگان در طی مدت کوتاهی آزاد شدند.[132] اما کلیسا برای مدت نامعلومی تعطیل شد.[133] دادگاه انقلاب اهواز فرهاد سبکروح، شبان کلیسا، همسر وی شهناز جیزان، و دو تن دیگر از خادمان کلیسا به نامهای ناصر ضامن دزفول و داوود علیجانی را هر کدام به یک سال حبس محکوم نمود. جرم آنها تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق اشاعه مسیحیت تبشیری بود.[134] پس از آن که سبکروح از زندان آزاد شد، وی و خانواده اش را مجبور ساختند که از اهواز به تهران نقل مکان کنند. همچنین وی از ادامۀ خدمت در کلیسا ممنوع گردید.[135] بر اساس گزارش ها وی و همسرش پس از آن که به جرم ارتداد تهدید به مرگ شدند، از کشور فرار کردند.[136]
در سال 1391 به کلیسای جماعت ربانی در منطقۀ جنت آباد تهران رسماً دستور داده شد که به فعالیت خود خاتمه دهد.[137] عوامل اطلاعات سپاه پاسداران به روبرت گوگ تپه، شبان آشوری این کلیسای فارسی زبان اطلاع دادند که اگر وی از این فرمان اطاعت نکند، حکومت ساختمان کلیسا را مصادره خواهد نمود.[138] جلسات کلیسای مرکزی جماعت ربانی در تهران که آخرین کلیسای فارسی زبان جماعت ربانی بود، نیز در اردیبهشت 1392 بسته شد. پیش از آن، کشیش کلیسا روبرت آسریان دستگیر شده بود.[139] در حال حاضر بیست کلیسای فعال و نیمه فعال در سراسر تهران وجود دارند.[140] هیچ یک از این کلیساها مراسم دعایی به زبان فارسی ندارند. این کلیساها نه تنها به روی نوکیشان مسیحی، بلکه بر روی عموم مردم بسته هستند.[141]
۵.۳. هدف قرار دادن رهبران کلیسا
از سالهای نخست حکومت جمهوری اسلامی، رهبران کلیسای پروتستان که در میان مسلمانان تبلیغ می کردند، از جانب حکومت تحت فشار قرار گرفتند که به فعالیت های کلیسایی خود خاتمه دهند. در نتیجه، بعضی از رهبران با تجربه و منشاء اثر در کلیسا، کشور را ترک کردند. علاوه بر آن، حکومت ایران مراکز آموزشی تربیت کشیش را تعطیل نموده و امکان آموزش ابتدایی رهبری [دینی] در داخل کشور را پایان داد. افرادی که در مراکز تربیت کشیش در خارج از کشور آموزش دیده بودند، نیز تحت پیگرد قرار گرفتند. در نتیجه رهبری کلیساهای پروتستان تحلیل رفت.[142]
در چنین شرایطی، نوکیشان مسیحی ای که به جرگه روحانیت پیوستند، بهای سنگینی را برای اعتقادشان پرداختند. تقریباً میتوان با قطعیت گفت، که موقعیت اسقف حسن دهقانی تفتی به عنوان یک مسلمان سابق، به سرکوب بی سابقۀ کلیسای اسقفی توسط حکومت ایران کمک کرد.[143] حداقل پنج نوکیش مسیحی و اعضاء روحانیت در شرایط مشکوکی به قتل رسیده اند. این علاوه بر افرادی است، که به ارتداد متهم شده اند، اتهامی که برای حسین سودمند به قیمت جانش تمام شد.
در سالهای اخیر تعداد بیشتری از نوکیشان مسیحی، از جمله خادمین کلیسا به جای متهم شدن به تخلفات مذهبی از قبیل ارتداد، به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی متهم شده اند.[144] فرشید فتحی، که یک نوکیش مسیحی و رهبر کلیسا است، به «بر عهده داشتن سمت مسئول ارشد سازمان های خارجی در ایران و تهیه وجه مالی برای این سازمانها» متهم شد و سپس در فروردین 1391 به تحمل شش سال حبس محکوم گردید.[145] فتحی پیش از محاکمه حدود یک سال در زندان نگاه داشته شده بود، که از آن مدت، وی پنج ماه را در حبس انفرادی گذراند.[146]
به همین ترتیب، عبدالرضا علی حق نژاد، نوکیش مسیحی و شبان کلیسای ایران نیز در آبان 1398 به جرم «تجمع و تبانی به قصد اخلال در امنیت ملی» به پنج سال حبس محکوم شد.[147] اما او به جرائمی که مجازات اعدام دارد هم متهم شده بود. حق نژاد در سال 1393 همراه با رضا ربانی و بهنام ایرانی که هر دو از نوکیشان مسیحی و خادمین کلیسا بودند، به محاربه و افساد فی الارض که مجازات آن اعدام میباشد، متهم شدند.[148] این اتهامات بعداً حذف شدند.[149]
بهنام ایرانی سابقۀ چندین بار دستگیری به دلیل فعالیت های کلیسایی هم دارد. وی در سال 1386 به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به پنج سال حبس تعلیقی محکوم شد.[150] وی در سال 1389 مجدداً دستگیر شد و علاوه بر پنج سال حبس تعلیقی اش که به اجرا گذاشته شد، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم گردید. [151]
کشیش های آشوری و ارمنی که به غیر مسیحیان بشارت می دهند نیز توسط حکومت هدف قرار گرفته اند. در بهمن 1389 ویلسون عیسوی، شبان کلیسای پنطیکاستی آشوری در کرمانشاه دستگیر شد. به گفتۀ همسرش، عیسوی شکنجه و به اعدام تهدید شد. وی به تبلیغ مسیحیت در میان مسلمانان متهم شده بود.[152] وی پس از 54 روز حبس با گذاشتن وثیقه آزاد شد.[153] هنوز گزارشی از نتیجۀ پروندۀ وی در دست نیست. اما با توسل به این دستاویز که وی مسیحیت را در میان مسلمانان فارسی زبان ترویج می دهد، به وی گفتند که او دیگر نمیتواند کلیسای پنطیکاست را بازگشایی نماید.[154]
یکی دیگر از رهبران کلیسای آشوری به نام ویکتور بت تمرز نیز پس از امتناع از تعطیل کردن مراسم نیایش به زبان فارسی در کلیسا مجبور شد که از سمت خود در کلیسای پنطیکاستی آشوری در منطقۀ شهرآرا در تهران استعفا دهد.[155] بت تمرز در یک جشن کریسمس در سال 1393 دستگیر شد و 65 روز را در زندان انفرادی گذراند.[156] وی به «اقدام علیه امنیت ملی» از طریق تشکیل و ادارۀ کلیساهای خانگی متهم گردید. همسر وی شامیرام عیسوی نیز به عنوان یکی از اعضاء کلیسا به «اقدام علیه امنیت ملی» متهم شد.[157] آنها به حبس های طویل المدت محکوم گردیدند، اما پیش از آن که به زندان فرستاده شوند، ایران را در سال 1399 ترک کردند.[158]
در تیر ماه 1391 عوامل اطلاعات سپاه پاسداران به کلیسای عمانوئل پرسبیتری تبشیری در تهران هجوم آوردند. آنها به شبان کلیسا به نام ماتاوس (همچنین معروف به سرگی) شاوردیان که ارمنی الاصل میباشد و نیز به دیگر اعضاء کلیسا دستور دادند، که فوراً محل را ترک کنند. مأموران سپاه اظهار داشتند، که مجوز کلیسا باطل شده و جلسات نیایش کلیسا دیگر مجاز نیست.[159] حدود دو ماه پیش از آن، مهرداد سجادی و فروغ دشتیانپور که هر دو از نوکیشان مسیحی و خادمین کلیسای عمانوئل بودند، دستگیر شده بودند.[160] تنها پس از آن که کشیش شاوردیان از سمت خود استعفا داد، مأموران امنیتی به کلیسا اجازه دادند که فعالیت های خود را از سر گیرد، اما البته تحت کنترل و محدودیت های بیشتری.[161]
کشیش های کلیساهای جماعت ربانی نیز به همین صورت دچار ایذاء و مزاحمت شده و زندانی گردیده اند. در سال 1383 ده تن از رهبران این کلیسا در طی یک یورش پلیس به جلسه ای در یک مرکز متعلق به کلیسا در کرج دستگیر شدند.[162] کشیش لئونارد کشیشیان که ارمنی تبار است و در کلیسای جماعت ربانی در اصفهان خدمت می کرد، توسط مأموران وزارت اطلاعات در آذر 1389 دستگیر شد.[163] او یک ماه بعد آزاد گردید، اما دائماً مورد مزاحمت و تهدید قرار می گرفت که همین امر وی را مجبور ساخت که در سال 1391 کشور را ترک کند.[164]
ورویر آوانسیان، کشیش ارمنی دیگری از کلیسای جماعت ربانی نیز در جشن کریسمس آذر 1391 دستگیر شد.[165] او به دلیل فعالیت های تبشیری اش به «اقدام علیه امنیت ملی» متهم گردید و به سه سال و نیم حبس محکوم شد. وی بعداً به علت مشکلات پزشکی جدی و فقط پس از تودیع وثیقۀ نقدی از زندان بیرون آمد.[166] روبرت آسریان که کشیش ارمنی تبار کلیسای مرکزی جماعت ربانی در تهران است، در سال 1392 دستگیر شد.[167] نیروهای امنیتی کلیه کتاب های مسیحی وی را مصادره کردند و هرگز آنها را به او باز نگرداندند.[168] به گفتۀ آسریان بازجویی های وی خیلی تند و شدید بود و او در طی این بازجویی ها متوجه شد، که از پیش از دستگیری وی، ماموران در دفتر کارش دستگاه شنود کار گذاشته بودند.[169] وی پس از حدود 40 روز بازداشت با گذاشتن وثیقه آزاد شد.[170] پس از آن آسریان به دلیل ارعاب و تهدید مداوم توسط مقامات، کشور را ترک کرد.[171]
۶.۳. دستگیری های جمعی و حبس نوکیشان مسیحی
در طی چهار دهۀ گذشته، نوکیشان مسیحی مورد دستگیری های خودسرانه و حبس قرار داشته اند. با توجه به روال حکومت ایران در سرکوب زندانیان و خانواده های آنها، احتمال دارد که شمار واقعی دستگیر شدگان بیش از ارقامی باشد که در دسترس عموم قرار دارد.[172] پس از تعطیل کردن کلیساهایی که جلسات نیایش به زبان فارسی داشتند و ممنوعیت ساختاری نوکیشان از کلیساهای به رسمیت شناخته توسط دولت، مسیحیان نوکیش شروع به حضور در کلیساهای خانگی کردند، که خیلی زود توسط نیروهای امنیتی مورد هدف قرار گرفتند.[173]
تعداد یورش هایی که توسط نیروهای امنیتی انجام می شود در مواقعی مانند تعطیلات مسیحی افزایش می یابد.[174] در یکی از این حملات، کودکانی که در جشن کریسمس کلیسای جماعت ربانی در اهواز شرکت کرده بودند، بازداشت شدند.[175] در حادثه ای دیگر، یک خانم 78 ساله به علت وابسته بودن به کلیسای لوقا در اصفهان، در منزل مسکونی اش دستگیر شد.[176] در برخی از پرونده ها، تمامی اعضاء یک خانواده مسیحی دستگیر شده اند.[177] بسیاری از دستگیری های مرتبۀ اول به آزار و اذیت و ارعاب مداوم افراد می انجامد، از جمله تحت نظر قرار گرفتن و خطر دستگیری مجدد و حبس در صورتِ شرکت افراد در فعالیت های مسیحی.[178]
قاضی ها معمولاً مبالغ هنگفتی برای وثیقه تعیین می کنند.[179] این مبالغ در برخی موارد توسط دولت ضبط شد، چرا که تعدادی از بازداشت شدگان یا متهمان در دادگاه خروج از کشور را انتخاب می کنند، زیرا می دانند که بعید است محاکمه عادلانه ای در انتظارشان باشد.[180] در برخی موارد هم حتی پس از گذاشتن وثیقه، فرد زندانی آزاد نشده و مدتی طولانی در زندان باقی مانده است.[181] گزارش های اخیر نشان می دهد، که نیروهای امنیتی املاک نوکیشان مسیحی و هر چیزی که آنها مربوط به فعالیت های مسیحیان تشخیص دهند، از جمله تلفن های همراه، کتاب، ماشین و خانه را مصادره می کنند.[182]
به گفتۀ هرمز شریعت از شبکه تلویزیونی مسیحی مبشران زنده ایران، مسیحیانِ دستگیر شده در موارد متعددی تفهیم اتهام نشده و در طی دوران بازداشت شان نیز به وکیل دسترسی نداشتند.[183] افرادی که در انتظار محاکمه هستند، معمولاً با مراحل قضایی توان فرسایی مواجه شده که چندین سال به طول می انجامد و در طی آن، آنها در بلاتکلیفی باقی می مانند.[184] در اکثر موارد، نوکیشان مسیحی پس از آن که دوران محکومیتشان را در زندان سپری کرده و یا موقتاً آزاد شده اند، اخطارها و تهدیدهایی دریافت کرده اند که نباید در هیچ گونه فعالیت دیگری که مربوط به کلیسا باشد شرکت کنند.[185]
جمهوری اسلامی اقدام به سرکوب آن دسته از مسیحیان قومی نموده که دست به تبشیر مسیحیت در میان مسلمانان زدند و یا با نوکیشان مسیحی در ارتباط بوده اند. در مرداد 1392، سودا آغاسر شهروند ارمنی پیرو کلیسای ارتدوکس همراه با دونوکیش مسیحی به نام های ابراهیم فیروزی و مسعود میرزایی دستگیر شد. آغاسر به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اخلال در امنیت کشور» به پنج سال حبس محکوم شد.[186] وی پس از گذراندن نیمی از دوران محکومیت اش از زندان آزاد شد، مشروط بر این که این که اقدام به تبشیر شهروندان مسلمان ننماید.[187]
علاوه بر این، دولت ایران فعالیت های کلیسایی توسط مسیحیان دو تابعیتی را نیز تحمل نمی کند و تعدادی از آنها را در سال های گذشته دستگیر کرده است. جمهوری اسلامی تابعیت دوگانه را به رسمیت نمی شناسد و به طور کلی به کشورهای خارجی اجازه نمی دهد، تا به افراد بازداشتی دوتابعیتی خدمات حمایتی ارائه دهند. کشیش واهیک آبراهامیان، شهروند ایرانی-هلندی ارمنی تبار، در سال 1389 در همدان به همراه همسرش و دو نوکیش مسیحی بازداشت شد. آبراهامیان متهم به تبلیغ مسیحیت در میان مسلمانان شد اما پس از حدود یک سال آزاد گردید.[188]
در مهرماه 1391، کشیش سعید عابدینی که شهروند ایالات متحده آمریکا و از نوکیشان مسیحی ایرانی است، در تهران توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر شد. او در ادامه تلاش های بشردوستانه ای که سال ها قبل برای ساختن یک پرورشگاه کودکان بی سرپرست در رشت آغاز کرده بود، در ایران حضور داشت.[189] عابدینی متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» شد و به هشت سال زندان محکوم گردید. این اتهام عمدتا به دلیل فعالیت های قبلی وی در راه اندازی کلیساهای خانگی علیه وی مطرح شد.[190] به گفته کشیش عابدینی، وی توسط بازجویان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت که این امر باعث جراحت شدید وی گردید. وی همچنین برای مدتی در سلول انفرادی محبوس بود و سپس در بندی از زندان قرار گرفت که در آن چندین زندانی که خود را اعضای القاعده معرفی می کردند اقدام به تهدید جان وی نمودند.[191] در دی 1394، کشیش عابدینی به همراه چند شهروند ایرانی آمریکایی دیگر از زندان آزاد شد که در ازای آزادی هفت ایرانی زندانی متهم به نقض تحریم های امریکا علیه ایران بود.[192]
در سالهای اخیر شمار فزاینده ای از نوکیشان مسیحی به اقدام علیه امنیت ملی و اشاعۀ تبلیغات صهیونیستی متهم شده اند. در سال 1395 گروهی از نوکیشان مسیحی در یک کلیسای خانگی در رشت دستگیر شدند. کشیش یوسف ندرخانی، محمد رضا امیدی، محمد علی مسیب زاده، و زمان (صاحب) فدایی در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شدند. آنها هر کدام به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق «تشکیل کلیسای خانگی» و «ترویج» آنچه که «مسیحیت صهیونیستی» خوانده می شود، هر یک به تحمل 10 سال حبس محکوم گردیدند.[193] همه متهمان غیر از ندرخانی، به جرم نوشیدن شراب مقدس در مراسم عشای ربانی به تحمل ضربات شلاق نیز محکوم شدند.[194] در طی یورشی به یک کلیسای خانگی دیگر در سال 1395 چندین نوکیش مسیحی از جمله ناصر نوردگل تپه و سه شهروند جمهوری آذربایجان دستگیر شدند.[195] آنها نیز به همین منوال به اقدام علیه امنیت ملی از طریق ادارۀ کلیسای خانگی و «ترویج مسیحیت صهیونیستی» متهم شدند و هر یک به ده سال حبس محکوم گردیدند.[196] در طی نیمۀ دوم سال 2020 (تقریباً برابر با تیر تا آذر 1399) حداقل 35 نوکیش مسیحی در شهرهای گوناگون دستگیر شده اند، که بسیاری از آنها متهم به اقدام علیه امنیت ملی از طریق «ترویج مسیحیت صهیونیستی» متهم شده اند.[197]
قاضی ماشاءالله احمدزاده رئیس سابق شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران احکام شدیدی از جمله حبس و تبعید داخلی را برای اعضای جامعه نوکیشان مسیحی از جمله کشیش یوسف ندرخانی و ناصر نورد گل تپه صادر کرده است. نوکیشان مسیحی ای که گذارشان به دادگاه او افتاده است، گزارش کرده اند که قاضی احمدزاده با آنها بدرفتاری و بی احترامی کرده است.[198]
در حال حاضر چندین نوکیش مسیحی در زندان و یا تبعید بوده و بسیاری دیگر نیز در انتظار محاکمه می باشند. ابراهیم فیروزی در آذر 1398 دوران تبعید خود در استان سیستان و بلوچستان را آغاز کرد.[199] او در اسفند 1391 دستگیر و به اتهام تبلیغ علیه جمهوری اسلامی به یک سال حبس و دو سال تبعید داخلی محکوم گردید. وی که قرار بود در دی 1393 آزاد شود مجددا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیتهای مربوط به کلیسا محاکمه شد.[200] قاضی محمد مقیسه، رئیس وقت شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران، وی را به پنج سال حبس محکوم کرد. در بهمن 1399، فیروزی پس از انتشار ویدیوهایی در مورد جزئیات آزار و اذیت وی توسط نیروهای امنیتی دوباره بازداشت شد.[201]
در جدیدترین پرونده، سارا احمدی و همایون ژاوه، زوج نوکیش مسیحی، در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه شدند.[202] آنها متهم به «اداره و عضویت در گروهی با هدف اخلال در امنیت ملی» شدند که به فعالیت های آنها در یک کلیسای خانگی اشاره دارد. در آبان 1399، این زوج به ترتیب به یازده سال و سه سال حبس محکوم شدند.[203] دادگاه تجدید نظر مجازات سارا را به هشت سال کاهش داد. اخیراً آنها برای آغاز دوران حبس به زندان اوین احضار شده اند. ژاوه از بیماری پارکینسون پیشرفته رنج می برد.[204]
آزار و اذیت حکومت بر علیه نوکیشان مسیحی تنها محدود به بازداشت و حبس خودسرانه نیست. در سال 1387، یک زوج نوکیش مسیحی تهدید شدند که به دلیل فعالیت هایشان در کلیسا ممکن است حضانت فرزندشان را از دست بدهند.[205] در مهر 1399 دادگاه تجدیدنظر بوشهر حکم داد که سرپرستی یک کودک 2 ساله باید از والدین مسیحی اش گرفته شود. مریم فلاحی و سام خسروی، زوج مسیحی نوکیش، لیدیا را در سه ماهگی به فرزند خواندگی قبول کردند. دادگاه استدلال کرد که چون این کودک از والدین مسلمان متولد شده است نمی توان حضانت وی را به غیر مسلمانان واگذار کرد. حکم دادگاه البته برخلاف فتاوای آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صانعی بود که اعطا قیمومیت این کودک به زوج مسیحی را بلامانع اعلام کرده بودند.[206]
۴. موارد قتل های فراقضایی
در طول چهار دهۀ گذشته حداقل نه تن از خادمان کلیسا به قتل رسیده اند و یا تحت شرایط مشکوکی جان خود را از دست داده اند. اگرچه حکومت یکی از گروههای اپوزسیون را برای چند مورد از این قتل ها مقصر میداند، اما هیچ گونه تحقیقات آشکاری انجام نشده و دربارۀ موارد دیگر هم هیچ کس مسئول شناخته نشده است. خانواده های قربانیان را از اجرای عدالت محروم نموده اند و برخی از آنها مورد ارعاب و ایذاء قرار گرفته اند. در بخش ذیل جزئیات این قتل ها مورد بحث قرار خواهد گرفت.
۱.۴. ارسطو سیاح
تنها یک هفته پس از انقلاب 1357، ارسطو سیاح، کشیش کلیسای پروتستان در دفتر کلیسایش در شیراز به قتل رسید. مرتکبین شاهرگ وی را بریدند و یک گلوله در کنار جسدش گذاشتند تا نشان دهند که آنها این امکان را داشتند که به او شلیک کنند اما این روش دیگر را انتخاب کردند. به دنبال مرگ سیاح، خانواده اش مجبور شدند از کشور خارج شده و به اروپا بروند.[207] در آشوب پس از انقلاب 1357، آنها راهی برای جستجوی عدالت در ایران نداشتند. ضاربان هرگز شناسایی نشده اند و پروندهای برای این جنایت تشکیل نشد.[208]
۲.۴. بهرام دهقانی تفتی
در اردیبهشت 1359 بهرام دهقانی تفتی، فرزند اسقف دهقانی تفتی، ربوده شد و در منطقه ای دور افتاده نزدیک زندان اوین در تهران با شلیک گلوله به قتل رسید. مقامات قبلاً گذرنامۀ وی را توقیف کرده بودند تا از مسافرت او به خارج از کشور جلوگیری کنند تا پدرش صندوق بازنشستگی متعلق به کارکنان مدارس و بیمارستان های کلیسای اسقفی را به آنها تحویل دهد.[209] اسقف دهقانی تفتی بعدها گفت: «آنها گذرنامۀ او را گرفتند چون نمیتوانستند گذرنامۀ مرا بگیرند و او را به جای من کشتند».[210] قتل بهرام دهقانی تفتی تا به امروز حل نشده باقی مانده است.
۳.۴. هایک هوسپیان مهر
اسقف هایک هوسپیان مهر در هنگام قتلش مدیر کلیسای مرکزی جماعت ربانی در تهران و نیز رئیس شورای روحانیون پروتستان ایران بود.[211] هوسپیان مهر، 48 ساله و ارمنی تبار بود و در برابر درخواست حکومت مبنی بر متوقف نمودن تبلیغ مذهبی و راه دادن به مسلمانان برای شرکت در مراسم نیایش در کلیسا مقاومت کرده بود.[212] بعدها او یکی از طرفداران صریح اللهجه مهدی دیباج شد، که یکی از کشیشان کلیسای جماعت ربانی بود که به جرم ارتداد به اعدام محکوم شده و در زندان به سر می برد.[213]
هوسپیان مهر با صدور بیانیه ای علنی موارد نقض حقوق بشر را که اعضای جامعه مسیحی تبشیری در ایران متحمل شده اند، را فهرست نمود.[214] وی همچنین از مقامات رسمی سازمان ملل دعوت کرد، تا به ایران رفته و در مورد نقض آزادی مذهب تحقیق کنند.[215] بر اساس گزارش ها اسقف هوسپیان مهر در دی ماه 1372 از امضاء اعلامیه ای که توسط وزارت ارشاد اسلامی تهیه شده بود و اظهار میداشت، که اعضا کلیسای وی از حقوقی که در قانون اساسی ایران برای آنها تضمین شده به طور کامل بهره مند هستند، امتناع نموده بود.[216]
در روز 29 دی 1372هایک هوسپیان مهر در مسیر خود به طرف فرودگاه بین المللی مهرآباد در تهران ربوده شد. چند روز پیش از این واقعه، مهدی دیباج از زندان آزاد شده بود.[217] پس از 12 روز که در طی آن خانوادۀ هوسپیان از محل او بی اطلاع بودند، جسد او با 26 ضربۀ چاقو در ناحیۀ قفسۀ سینه، پیدا شد. پیش از آن هوسپیان مهر تهدیدهای جانی دریافت کرده بود.[218]
بر طبق گزارش ها، پلیس جسد هوسپیان را در شهر ری در حومۀ تهران کشف کرد و فوراً آن را در یک گورستان اسلامی به خاک سپرد، زیرا آن طور که ادعا کردند، قادر به شناسایی جسد نبوده اند.[219] چند روز بعد، ژوزف هوسپیان پدرش را از روی یکی از عکس هایی که به وی نشان داده شد، شناسایی کرد.[220] سپس جسد وی را نبش قبر نموده و در یک گورستان مسیحی به خاک سپردند. به گفتۀ ژیلبرت هوسپیان بی نظمی های غیر معمولی که در جریان مراحل تحقیقات اتفاق افتاد، نشان دهندۀ اهمال کاری فاحش حکومت یا لاپوشانی عامدانه آن در این جریان بوده است.[221]
خانوادۀ هوسپیان در این مورد اقامۀ دعوی نکرد. با وجود این پس از این حادثه آنها مورد ایذاء و ارعاب قرار گرفتند و این وضعیت از آن زمان تا کنون به اَشکال گوناگون ادامه یافته است.[222] در حال حاضر آنها در خارج از ایران به سر می برند. ژیلبرت هوسپیان در زمان قتل پدرش 17سال سن داشت. او بعدها چندین بار مورد تهدید و ضرب و شتم قرار گرفت و یک بار مجبور شد که برگه ای را مبنی بر عدم تبلیغ مسیحیت امضاء کند. او حتی به دلیل فعالیت های مذهبی اش بیش از یک ماه به زندان افتاد.[223]
«خواهر من که دانشگاه میرفت بهش گفتن در مورد بابات صحبت بکنی بیرونت می اندازیم از دانشگاه. برادر بزرگم که سربازی بود پستشو عوض کردن و اذیتش کردن. من هم که یه سال بعدش رفتم سربازی، چند بار کتکم زدند و چند بار زندان انداختن و و و … روز اول سربازی به من گفتن اگه در این مورد چیزی بگی، “تصادفاً” در حین دورۀ آموزشی تیر میخوری و میمیری. اطلاعات مستقیماً کاری نمی کرد به ما، ولی هر از چندگاهی یه ترسی تو ما می انداختن. مثلاً می آمدیم پایین تو خیابون و می دیدیم رو دیوار خونه فحش دادن. یه بار دیگه می دیدیم تمام شیشۀ ماشین رو شکستن… [به علاوه] تلفن ما چک می شد.»[224]
۴.۴. مهدی دیباج
مهدی دیباج، نوکیش مسیحی و شبان کلیسای جماعت ربانی، برای نخستین بار در سال 1362 به اتهام توهین به آیت الله خمینی دستگیر و به مدت دو ماه زندانی شد.[225] در سال 1363 وی مجدداً دستگیر شد و به مدت نه سال در زندان ساری محبوس گردید، که دو سال آن را در حبس انفرادی گذراند.[226] دیباج که هرگز به صورت رسمی برای هیچ جرمی تفهیم اتهام نشده بود، در طول بازداشت شکنجه شده و در معرض اعدام های ساختگی قرار گرفت. [227] حکومت همچنین دیباج را متهم به ارتکاب زنای محصنه با همسر خود کرد و بر اساس آن طلاق همسرش را صادر نمود.[228] آن طور که گزارش شده است، دیباج در سال 1372 به دلیل آن که چهار دهۀ قبل از اسلام به مسیحیت گرویده بود، توسط دادگاه انقلاب اسلامی ساری به اتهام ارتداد به مرگ محکوم شد.[229]پس از اعتراض های جهانی دربارۀ پروندۀ او، دیباج در دی ماه 1372 از زندان آزاد شد.[230] اما اتهام علیه وی هرگز ساقط نگردید.[231]
دیباج در روز 30 خرداد 1373 ناپدید شد. هیچ خبری راجع به محل وی شنیده نشد، تا در روز 14 تیر 1373 که پلیس گزارش نمود، جسد وی را در پارکی در غرب تهران پیدا کرده است.[232] چندین بار به قفسه سینۀ وی چاقو زده بودند.[233] ایرنا، خبرگزاری حکومتی ایران از پلیس نقل قول کرد، که جسد وی را در هنگام انجام تحقیقات در مورد قتل کشیش ارمنی طاطاوس میکائیلیان پیدا کرده اند.[234] مقامات درخواست خانوادۀ وی برای انجام یک کالبد شکافی مستقل را رد کردند.[235]
جمهوری اسلامی بعداً اعلام کرد، که چندین تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق مرتکب این قتل شده اند.[236] سپس دولت محاکمه ای را ترتیب داد، که در طی آن متهمان به مشارکت در قتل کشیشان مسیحی و داشتن نقشه ای برای کشتن چند تن دیگر اعتراف کردند.[237] با وجود این، کسانی که پشت قتل دیباج بودند هرگز مشخص نشدند.[238]
۵.۴. طاطاوس میکائیلیان
طاطاوس میکائیلیان کشیش ارشد کلیسای انجیلی ارامنه به نام کلیسای یوحنا، پس از قتل هوسپیان مهر ریاست شورای کشیشان پروتستان را بر عهده گرفت.[239] میکائیلیان که یک مسیحی ارمنی تبار بود، قبلاً ریاست هیئت کشیشان پرسبیتری و جامعۀ انجیلی را نیز بر عهده داشت.[240] میکائیلیان در روز 8 تیر 1373 ناپدید شد. خانواده اش همه جا به دنبال او بودند. چهار روز بعد، پسرش جسد وی را که در یک سردخانه بود شناسایی کرد.[241] قسمتی از سر میکائیلیان در اثر اصابت گلوله از بین رفته بود.[242] یک یادداشت هم روی جسد وی بود، که پلیس را به محل جسد دیباج هدایت کرد.[243]
میکائیلیان چند هفته پیش از به قتل رسیدنش با گروه مبلغان مذهبی عیلام در مورد شرکت در یک پروژۀ ترجمۀ انجیل به زبان فارسی به توافق رسیده بود.[244] میکائیلیان با صراحت لهجه بر علیه آزار و اذیت جامعۀ مسیحیان تبشیری به ویژه در مورد روحانیون مسیحی سخن میگفت. او پیش از مرگش چندین بار به مرگ تهدید شده بود، تا آن جا که خانوادۀ وی در مورد امنیتش در هراس بودند.[245]
حکومت ایران که در ابتدا سکوت کرده بود، سه زن جوان را به عنوان مرتکبین این واقعه معرفی نمود.[246] آنها اظهار داشتند که از اعضاء سازمان مجاهدین خلق می باشند و قصد داشتند، که با انجام این عمل به وجهۀ بین المللی حکومت ایران لطمه بزنند.[247] فرحناز انامی، بتول وافری کلاته و مریم شهبازپور با هم در فروردین 1374 در دادگاه انقلاب تحت محاکمه قرار گرفتند.[248] از ابتدا نحوۀ اجرای دادرسی تردیدهای بسیار جدی ای را دربارۀ اعتبار ادعاهای حکومت به وجود آورده بود. به گفتۀ ماریت میکائیلیان، دختر طاطاوس میکائیلیان، از اعضاء خانوادۀ وی خواسته شد که به عنوان شهود در این محاکمه که به طور علنی برگزار می گردید، شرکت کنند.[249]
«{آنها پرسیدند} قبول داری که این افراد وی را کشته اند؟ و آیا مایل هستی ما آنها را مجازات کنیم؟… اما ما می دانستیم که آنها این کار را نکرده اند. من میدانستم که آنها خود قربانی بودند، زیرا در آن دوران آنها این مجاهدین {اعضاء مجاهدین خلق} را مجبور می کردند، که با آنها همکاری کنند و قول میدادند که مجازاتشان سبک تر خواهد شد … بنابراین به آنها گفتم، من میدانم که خداوند بهترین قاضی است، بنابراین من همه چیز را به دست او میسپارم؛ بگذارید او قاتل پدرم را محاکمه کند.»[250]
فرحناز امانی به همدستی در قتل طاطاوس میکائیلیان اعتراف نمود. دو زن دیگر به اتهام بمبگذاری در زیارتگاههای اسلامی در قم و تهران مورد محاکمه قرار گرفتند. آنها به مجازات های حبس از 10 تا 20 سال محکوم شدند.[251]
۶.۴. محمد باقر یوسفی
محمد باقر یوسفی، همچنین معروف به روانبخش، یکی از نوکیشان مسیحی ای بود که به عنوان شبان در کلیسای جماعت ربانی در استان مازندران خدمت می کرد.[252] برخی از گزارش ها می گویند که مقامات بارها به وی هشدار داده بودند که باید فعالیت های تبلیغی خود را متوقف نماید.[253] در شهریور 1375 جسد وی که از درختی آویزان بود، پیدا شد.[254] همسر او، اختر رحمانیان توصیف کرد، که پس از این واقعه خانواده وی دوران سختی را سپری کردند.
«[پلیس] به منزل ما زنگ زدند و گفتند او تصادف کرده است…. با خود گفتم ماشین او هنوز در خانه است. چطور ممکن است تصادف کرده باشد. گفتند بیایید دادسرای سوادکوه. … آن جا که رسیدیم به ما گفتند که شوهر شما خودکشی کردهاست…. رفتند و تکه کاغذی آوردند. … یادداشتی نوشته شده بود به این مضمون که من مشکل خانوادگی دارم و از زندگی ناراضی هستم و میخواهم خودکشی کنم! … بعد به من فشار میآوردند که تو بیا اقرار کن که با همسرت مشکل داشتهای و مشاجرهای صورت گرفته و او در حالت عصبانیت رفته و دست به خودکشی زده است. من منکر شدم و به درخواست آنها تن ندادم. … بعد که از این نتیجه نمیگرفتند فشار میآوردند که تو بیا علیه کلیسا شکایت کن که ما را فریب دادهاند و به این راه کشاندهاند. ما هم برای تو کار و شغلی مناسب پیدا میکنیم که به آن احتیاج داری. از طرف دیگر به خانواده شوهرم فشار میآوردند که علیه من شکایت کنند. همه تلاشها برای این بود که ما بپذیریم که این یک خودکشی بودهاست.»[255]
به گفتۀ اختر رحمانیان، مدتی بعد شخصی به نام قاضی محمدزاده که خود را به عنوان فرستادۀ سپاه پاسداران معرفی می کرد، او و مادر شوهرش را تهدید کرد، که سندی را امضاء کنند مبنی بر این که آنها هیچ گونه شکایتی ندارند. کالبدشکافی هم صورت گرفت، اما جسد به خانواده تحویل داده نشد و توسط نیروهای امنیتی در تهران به خاک سپرده شد. اما فشار و ارعاب علیه خانوادۀ روانبخش تا سالها ادامه یافت، تا زمانی که آنها بالاخره توانستند ایران را ترک کنند.[256] هیچ گونه مدرکی دالّ بر تحقیقات فراگیر در مورد قتل محمدباقر روانبخش وجود ندارد و تا به امروز هیچ کس در ارتباط با این واقعه پاسخگو نبوده است.
پس از افشاء قتل های زنجیرهای دگراندیشان ایرانی و مخالفان سیاسی در طول دهۀ 1370، نام چهار کشیش مسیحی در میان قربانیانِ گروهی از عوامل وزارت اطلاعات که گفته می شد آنها را بدونِ داشتن اجازۀ رسمی ، ذکر گردید.[257]
۷.۴. منوچهر افغانی، قربان دردی تورانی و عباس امیری
علاوه بر قتل هایی که توضیح داده شد، چندین مورد مرگ های مشکوک دیگر نیز هستند که جامعۀ مسیحی ایرانی آن موارد را به عنوان قتل های ارتکاب یافته به دست حکومت تلقی می کند.[258] منوچهر افغانی، نوکیش مسیحی کلیسای تبشیری پرسبیتری، در سال 1367 در اصفهان کشته شد. برخی از گزارش ها حاکی از آنند، که کشته شدن افغانی با فعالیت های وی در جهت تشکیل یک کلیسای خانگی در اصفهان ارتباط داشته است. قاتلان هرگز شناسایی نشدند و هیچ اقدامی برای تشکیل پروندۀ قتل صورت نگرفت.[259]
در سال 1384 قربان دردی تورانی، نوکیش مسیحی و رهبر کلیسای خانگی، در مقابل خانه اش با ضربات چاقو به قتل رسید.[260] چند ساعت پس از آن که جسد وی پیدا شد، پلیس به خانۀ وی یورش برده و انجیلها و کتابهای مسیحی دیگری که آن جا بود را توقیف کردند. آنها سپس به خانۀ افرادی که می دانستند مسیحی هستند رفته و آنها را تهدید کردند.[261] گفته می شود تورانی قبل از مرگ شکنجه شده بود.[262] تورانی یک هفته پیش از آن که در شهر زادگاهش گنبد کاووس در استان گلستان به قتل برسد، توسط رهبران مذهبی احضار شده و به او گفته می شود، که این آخرین فرصت وی برای بازگشت به اسلام است.[263] با این حال قاتلان وی هرگز شناسایی نشده اند. در سال 1386 محمد جابری و علی جعفرزاده، که هر دو نوکیش مسیحی و از اعضاء کلیسای خانگی بودند، نیز در شرایط مشکوکی به قتل رسیدند.[264] هیچ گزارشی وجود ندارد که نشان دهد تحقیقاتی درباره مرگ آنها انجام شده است.
در تیر 1387، نیروهای امنیتی به خانۀ دو نوکیش مسیحی در اصفهان به نامهای عباس امیری و همسرش سکینه راهنما هجوم بردند. این زوج مسن در خانۀ خود، میزبان یک کلیسای خانگی بودند.[265] گروهی از شرکت کنندگان دستگیر شدند و عباس امیری و همسرش توسط نیروهای امنیتی به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفتند.[266] عباس امیری در نتیجۀ جراحات وارده در حین یورش به خانه شان پس از سه روز بیهوشی درگذشت.[267] وی یکی از جانبازان جنگ ایران و عراق بود.[268] بر طبق گزارش ها چند روز بعد همسر وی نیز به علت «آسیب های ناشی از شکنجه» جان خود را از دست داد.[269] مقامات به بستگان این زوج اجازه ندادند که هیچ گونه مراسم تشییع و یادبود برگزار نمایند.[270] هیچ گزارشی از شناسایی یا مجازات آن نیروهای امنیتی ای که چنین خشونت بیش از حدی اِعمال کرده بودند، در دست نیست.
۵. موارد ارتداد
در بخش ذیل پرونده چند تن از نوکیشان مسیحی که به ارتداد متهم شده اند، که مجازات مرگ به همراه دارد، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۱.۵. حسین سودمند
حسین سودمند تنها نوکیش مسیحی است، که به جرم ارتداد اعدام گردیده است.[271] وی در دهۀ 1350 به کلیسای جماعت ربانی پیوست و مدتی بعد معاون کشیش این کلیسا در اصفهان شد. پس از انقلاب 1357وی گروه جدیدی از ایمان داران را در کلیسای جماعت ربانی مشهد به گرد هم آورد. مقامات در ابتدا به وی اجازه دادند، که جلسات دعای کلیسا را در خانۀ خود برپا کند. در سال 1368 مقامات به وی دستور دادند، که کلیسای خانگی باید تعطیل شود. اما سودمند به برپایی جلسات نیایش خود به صورت مخفیانه ادامه داد و مرتباً دستگیر می شد، اما معمولاً پس از چند روز آزاد می گردید. در مهر 1369وی دستگیر شد و یک ماه در حبس انفرادی بود.[272] به وی هشدار داده شد، که از اعتقاد خود به دیانت مسیحی توبه نموده و ادارۀ امور کلیسا را رها کند.
چند هفتۀ بعد وی برای آخرین بار دستگیر گردید.[273] به گفتۀ رینالدو گالیندوپل، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران در آن زمان، حسین سودمند به «ارتداد از اسلام، تبلیغ مسیحیت، توزیع نوشته جات مسیحی، و برپا کردن کلیسای غیر قانونی» متهم گردید. وی در 12 آذر 1369 در زندان مشهد به دار آویخته شد. هنوز مشخص نیست که وی محاکمه شده باشد، چرا که هیچ اطلاعاتی در این زمینه در دسترس عموم نیست.[274]
خانوادۀ سودمند پس از آن که دیگر رهبران ارشد کلیسا به دادگاهی در مشهد احضار شدند، از مرگ او اطلاع یافتند.[275]جسد او از پیش در قبری نامشخص در ناحیه ای که برای «لعنت شدگان» اختصاص یافته، که به افراد مرتد و مخالفان حکومت اشاره دارد، مدفون شده بود. این ناحیه خارج از گورستان مشهد قرار دارد.[276] در این اواخر گزارش شد، که قبر گمنام وی با بلدوزر تخریب شده است.[277]
به گفتۀ آرین سودمند، پدرش به خانوادۀ آنها اطلاع داد که در خانه و تلفن آنها دستگاه شنود نصب شده است. مدت کوتاهی پس از اعدام وی، مقامات خط تلفن آنها را که با کلیسا مرتبط بود، مصادره کردند و به آنها اجازه ندادند که شمارۀ تلفن دیگری بگیرند. همسر حسین سودمند که نابینا است، به مدت چندین سال همراه با آرین که در آن زمان کودک خردسالی بود، به دفتر وزارت اطلاعات میرفت.[278]
«چون مادرم باور نمی کرد پدرم اعدام شده و درخواست می کرد که آزادش کنند. آنها با خونسردی تمام می گفتند “اعدامش کردیم دیگر. مرتد بود اعدامش کردیم!” همیشه همین را می گفتند… و مادرم به او {یکی از مأموران وزارت اطلاعات} میگفت چرا اعدامش کردید؟ گفت “می خواست مسیحی نشود.”»[279]
جلسات دعای کلیسای جماعت ربانی در مشهد به صورت مخفیانه ادامه یافت، اما نه برای مدتی طولانی. پس از ترور کشیش های مسیحی در سالهای 1373 و 1375، فعالیت های این کلیسا پایان یافت.[280]
۲.۵. یوسف ندرخانی
یوسف ندرخانی یک نوکیش مسیحی و کشیش کلیسای ایران است، که شبکه ای از کلیساهای تبشیری خانگی فارسی زبان است. وی در مهر 1388 در دادگاه بدوی رشت به جرم ارتداد به اعدام محکوم شد. شعبۀ 11 دادگاه تجدید نظر کیفری در استان گیلان در سال 1389 حکم اعدام وی را تأئید نمود.[281] اثبات این موضوع که ندرخانی پیش از گرویدن به مسیحیت مسلمان بوده است یا نه برای دادگاه بسیار مهم بود.
دیوان عالی کشور ایران حکم داد، که اگر ندرخانی پس از سن بلوغ مسلمان بوده است، دادگاه بدوی باید وی را مرتد شناخته و حکم اعدام او را صادر نماید. اما در غیر این صورت وی میتواند توبه نموده و اعتقاد خود به مسیحیت را انکار کند.[282] دادگاه به اصل 167 قانون اساسی استناد کرده و بر پایه احکام فقهی رای خود را تحریر نمود.[283] ماده 167 مقرر می دارد، که اگر قاضی نتواند قوانین مدون را مبنای قضاوت خود قرار دهد، باید حکم خود را بر اساس منابع معتبر اسلامی و فتواهای معتبر صادر نماید.[284]
با این حال به دلیل فشارهای بین المللی، دستگاه قضایی ایران در آذر ماه 1390 به دادگاه بدوی دستور داد که صدور رأی در مورد ارتداد را به تأخیر بیاندازد.[285] دادگاه نهایتاً ندرخانی را از اتهام ارتداد تبرئه کرد، اما وی را در مورد اتهام اقدام علیه امنیت ملی گناهکار دانسته و به سه سال حبس محکوم نمود.[286] ندرخانی مجدداً در سال 1395 دستگیر شد و این بار به اتهام «تشکیل گروه غیر قانونی از طریق ادارۀ کلیساهای خانگی» به ده سال حبس و دو سال تبعید در داخل کشور محکوم گردید.[287]
۳.۵. دیگر موارد مجازات احتمالی اعدام
در سال 1383 حمید پورمند، یک شبان غیر روحانی کلیسای جماعت ربانی در بوشهر دستگیر شد.[288] برخی از گزارش ها حاکی از آن است، که وی در ابتدا متهم به ارتداد شد، که بعداً از پرونده وی حذف گردید. وی به دلیل گمراه کردن مقامات مافوق خود در ارتش ایران در مورد گرویدنش از اسلام به مسیحیت، به سه سال حبس محکوم شد.[289] در سال 1387 محمود متین آزاد و آرش بصیرت که دو نوکیش مسیحی در شیراز بودند، نیز به ارتداد متهم شدند. این اتهام بعداً برطرف گردید و آنها پس از حدود چهار ماه حبس از زندان آزاد شدند.[290]
۶. موارد اعمال زندان، شکنجه و تبعید
در بخش ذیل اظهارات شهودی که با مرکز اسناد حقوق بشر ایران مصاحبه نموده اند، ارائه خواهد شد تا به طور مشروح نشان داده شود، که اقدامات و سیاستهای سرکوبگرانه و تبعیض آمیز حکومت ایران چه تأثیری بر نوکیشان مسیحی داشته است.
۱.۶. بهروز صادق خانجانی
کشیش بهروز صادق خانجانی یکی از رهبران کلیسای ایران است، که شبکه ای غیررسمی از کلیساهای خانگی در شهرهای مختلف است. این کلیسا که فعالیت خود را از سال ۱۳۷۴ در رشت آغاز کرده است، دارای هیچ گونه ساختار رسمی بر اساس قوانین ایران نیست.[291] در سال های اخیر، اعضا کلیسای ایران مورد سرکوب مقامات اطلاعاتی و قضایی ایران قرار گرفته اند.[292]
در دی ماه سال 1384، نیروهای امنیتی چهارده نفر از اعضای کلیسای ایران را در رشت، کرج و تهران به صورت همزمان دستگیر کردند. تعدادی از رهبران کلیسا، از جمله بهروز صادق خانجانی، در میان دستگیرشدگان بودند. بازداشت دسته جمعی قبل از تعطیلات کریسمس انجام شد.[293] کشیش خانجانی به دلیل فعالیت های مذهبی خود متهم به اقدام علیه امنیت ملی شد. بازجویان از وی خواستند که جلسات کلیسا را پایان دهد زیرا آنها چنین تجمعاتی را تهدیدی برای تمامیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی قلمداد می کردند. پس از یک ماه، وی با قید وثیقه آزاد شد و اتهام علیه او نیز منتفی گردید. علیرغم این، ماموران وزارت اطلاعات گهگاه او را به مکان های غیر رسمی خود احضار می کردند.[294]
در سال 1388 چند تن از اعضاء کلیسای ایران در شهرهای مختلف بازداشت شدند.[295] در همان ایام، خانجانی توسط ماموران وزارت اطلاعات به شیراز احضار گردیده و به او گفته شد، که اگر «نمی خواهد بازداشت های بیشتری ببیند» باید به آن جا برود. او به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در شیراز، معروف به پلاک شماره 100، رفت و در آن جا بازداشت شد. خنجانی ساعت ها تحت بازجویی قرار گرفت، در حالی که چشمانش بسته و دستانش زنجیر شده بود. [296]
به گفته محمود طراوت روی، وکیل مدافع پرونده های نوکیشان مسیحی در دادگاه های ایران، همسر بهروز صادق خانجانی در اواخر سال 1388در تهران دستگیر شد. فاطمه ترک کجوری که نوکیش مسیحی است، در ابتدا به جرائم جدی مانند ارتداد و توهین به ارزش های مقدس اسلام متهم شد، اما بعداً با قید وثیقه آزاد گردید.[297] کشیش خانجانی نیز پس از حدود هشتاد روز با گذاشتن وثیقه از زندان بیرون آمد. او معتقد است که مسیحیان نوکیش متحمل آزار و ارعاب می شوند، چرا که مقامات امنیتی سعی دارند آنها را به عنوان اعضای فرقه های خطرناک معرفی کرده و بر اساس چنین ادعاهایی بودجه قابل توجهی دریافت کنند.[298]
«من در طی بازجویی دوم ام در سال ۱۳۸۸ بود، که فهمیدم منظور آنها از فرقه چیزی همانند … است؛ یک فرقه منحرف در آمریکا که در بین اعضای آن اعمالی مانند خودکشی، خون خوردن و به آتش کشیدن پیروان مرسوم بوده است. یا همین طور داعش که یک فرقه خطرناک است. با کمک افرادی مانند محمد جواد ظریف (وزیر امور خارجه)، حکومت جمهوری اسلامی داشت به سمتی میرفت که ادعا کند، افرادی که به عنوان مسیحی نوکیش در ایران شناخته می شوند، اصلاً مسیحی نیستند. اینها فرقه های بسیار خطرناکی هستند که اگر در اروپا هم بودند، دولتهای غربی نیز با آنها برخورد می کردند.»[299]
علیرغم فشارهای حکومت، بهروز صادق خانجانی و نوکیش مسیحی دیگری به نام عبدالرضا علی حق نژاد که شبان کلیسا بود، کمپینی را به منظور تثبیت هویت کودکانی که از والدین نوکیش مسیحی زاده می شوند به عنوان مسیحی زاده، آغاز نمودند. آنها پشتیبان این عقیده بودند، که کودکان مزبور باید از کلیه حقوق متعلق به مسیحیان قومی که در قانون اساسی درج گردیده است، از جمله حقِ برخورداری از آموزشهای مذهبیِ مسیحی برخوردار شوند.آنها با امید به یافتن راه حلی در این مورد ، استفتائاتی را به دفاتر چهارده روحانی عالیرتبۀ شیعه، از جمله آیت الله منتظری و رهبر ایران علی خامنه ای ارسال داشتند.[300]
تمامی چهارده مرجع شیعه تأئید نمودند که چنین کودکانی مسیحی محسوب می شوند. پس از آن خانجانی و حق نژاد فتاوی را به مقامات وزارت آموزش و پرورش ارائه نمودند و خواستار انجام آموزشهای مذهبی مسیحی برای این کودکان در مدارس گردیدند. اما مقامات رسمی به کندی و با اکراه به آنها پاسخ دادند. اگرچه در حداقل یک مورد در رشت آنها اذعان نمودند، که فرزندان نوکیشان مسیحی باید در مدارس به فراگیری انجیل بپردازند، از سال ۱۳۸۹ تا به امروز هیچ گونه پیشرفتی در این جریان حاصل نشده است.[301]
کشیش خانجانی همچنین سعی کرد که حقِ داشتنِ نماینده در مجلس ایران را برای مسیحیان فارسی زبان یا مسیحیانی که قومیت بخصوصی ندارند، برقرار نماید. در سال 1389 وی با مجلس و وزارت کشور تماس گرفت و از مقامات مربوطه خواست که مراحل انتخابات را برای انتخاب یک نماینده از طرف مسیحیان فارسی زبان برقرار نمایند.[302] درخواست وی در ابتدا در وزارت کشور پذیرفته شد و مورد رسیدگی قرار گرفت، اما هنگامی که ماموران وزارت اطلاعات او را برای سومین بار دستگیر کردند، درخواست مزبور نیز مورد بی توجهی قرار گرفت.[303]
کشیش خانجانی بازجویی هایش را «تفتیش عقاید» توصیف کرد. بازجوها او را به اتهاماتی از قبیل فریب مراجع روحانی شیعه و بهره جستن از راههای گریز قانونی متهم ساختند، زیرا وی توانسته بود چهارده فتوا به نفع کودکانی که از والدین نوکیش مسیحی زاده می شوند، بگیرد و نیز این جسارت را داشت،که خواستار نمایندۀ انتخابی در مجلس ایران بشود. به گفتۀ وی، مأموران وزارت اطلاعات می خواستند که با پرسیدن سؤالات بی ربطی از قبیل «نوح کشتی خودش را در چند روز یا چند سال ساخت؟» جلسات بازجویی را تا آن جا که ممکن است طولانی نمایند. هدفشان این بود که برای زندانی پرونده سازی کنند، قاضی را گیج نمایند تا حکمی را که به او دیکته می کنند صادر کند، و اضافه کاری بیشتری دریافت کنند. پس از یازده ماه، بهروز صادق خانجانی با گذاشتن وثیقه آزاد شد. وی سپس برای اجتناب از اذیت و آزار بیشتر، ایران را ترک کرد.[304]
۲.۶. بیژن فرخ پور حقیقی
بیژن فرخ پور حقیقی علیرغم آن که از خانوادۀ سادات شیعه می آید، که ادعا می کنند از اَخلاف حضرت محمد هستند، به آیین مسیحیت گروید تا آن طور که در مصاحبه اش با مرکز اسناد حقوق بشر ایران توضیح داد، از محدودیت های خفقان آوری که توسط حکومت مذهبی ایران تحمیل می شد، دوری کند. وی هنرمند صنایع دستی در شیراز بود. وی و همسرش مرضیه راحمی در سال 1390به کلیسای ایران پیوستند. آنها به دلیل وابستگی شان به کلیسا متحمل حبس، تبعیض و تبعید شدند.[305]
به علت نگرانیهای امنیتی، جلسات نیایش هفتگی کلیسا در خانه های اعضاء و به طور نامنظم تشکیل می شد. دعاها توسط وحید روغنگیر همچنین معروف به محمد که از خادمین کلیسای خانگی هم بود، اداره می شد.[306] «برادر وحید به اعضا کلیسا می گفتند که تلفن هایشان حتماً خاموش باشد و کمتر صدا ایجاد کنند. چون تعداد شرکت کنندگان در مراسم زیاد بود، حدود پنجاه تا شصت نفر {او همچنین به آنها میگفت که} به صورت تک تک بیایند، یعنی یک دفعه و همه با هم به منزل صاحبخانه نیایند که از نظر همسایه ها یک موقع مشکلی پیش نیاید.»[307]
در روز 20 آذر 1391گروهی از اعضای کلیسا در جلسه نماز هفتگی در خانۀ بیژن فرخ پور و همسرش شرکت کردند. حدود ساعت 5 عصر گروهی از ماموران وزارت اطلاعات با خشونت به خانۀ آنها هجوم آوردند. آنها هفت تن از جمله بیژن فرخ پور را دستگیر کردند. [308] بیژن فرخ پور گفت «اول از همه شروع به کتک زدن من کردند. به من دستبند و چشمبند زدند و جلوی چشمان همسر و فرزند معلولم که تب شدیدی هم داشت، به طرز وحشیانه ای من را از منزل خارج کردند.»[309]
تمام دستگیر شدگان به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در شیراز منتقل شدند. فرخ پور را به همراه سه زندانی دیگر در یک سلول کوچک جای دادند. وی بارها غذایی دریافت نکرد زیرا جلسات بازجویی از وی با زمان غذا دادن به زندانیان تداخل داشت. فرخ پور همچنین مورد ضرب و شتم، توهین و تحقیر قرار گرفت. بازجوها وی را مجبور کردند که برای ایمان آوردن به مسیحیت ابراز پشیمانی نموده و درخواست بخشش کند.[310]
«{بازجوها} می پرسیدند: “چند وقت است که ایمان آورده ای؟ برای چی؟ هدفت چه بوده؟ تو می دانستی که این کار {گرویدن به مسیحیت} خلاف است؟ تو که از یک دین کامل یعنی اسلام خارج شده ای، مثل کسی هستی که مثلاً فوق لیسانس {دارد} بعد بر میگردد و میخواهد از دیپلم شروع کند. شما لیسانس اسلام را گرفته بودید، اما وقتی به مسیحیت برگشتید، … مثل این است که وارد دیپلم شدید، یعنی به عقب برگشتید”…. یکی دو نفر از بازجوها بودند، که البته من چهره شان را نمی دیدم ولی صدای آنها متفاوت بود، که به مسیحیت آشنا بودند. {آنها} کتاب مقدس را کاملاً حفظ بودند، یعنی از هر قسمتش توضیح میدادند و یک جوری تفسیر می کردند، که {انگار رهبران} این ادیان جدید عیسوی در اسرائیل یک جورهایی دوره میبینند، {بعد} میآیند به ایران که {مردم} را از مسیر اصلی خود خارج کنند.»[311]
فرخ پور پس از دو هفته با سپردن وثیقه آزاد شد. او و دیگر اعضاء کلیسای ایران که همراه او دستگیر شده بودند وکیلی گرفتند تا در دادگاه از آنها دفاع کند. مأموران وزارت اطلاعات وکیل آنها را تحت فشار گذاشتند تا این پرونده را نپذیرد. در بهمن ماه 1391 محاکمۀ آنها در دادگاهی به ریاست قاضی سعادتی که رئیس دادگاه انقلاب شیراز بود، برگزار شد. قاضی آنها را تهدید به حبسهای طویل المدت کرده و به هیچ یک از آنها اجازه نداد صحبت کنند.[312]
«وکیل ما تنها کسی بود که صحبت کرد و اظهارات وی مختصر بود. او گفت که در قرآن می گوید، “لا اکراه فی الدین!” قاضی گفت: “بله، ما با آنهایی که دین را از پدر و مادرشان به ارث می برند، مشکلی نداریم که در مملکت مان باشند. اما نه کسانی که از اسلام خارج می شوند {و} به ادیان دیگر {ملحق میگردند}. ما با اینها مشکل داریم و باید کمک شان کنیم و ارشادشان کنیم و جلوی آنها را بگیریم که منحرف نشوند! اینها دارند منحرف می شوند و کسان دیگر را هم منحرف می کنند! به خاطر همین ما باید جلوی اینها را از همین الان بگیریم … و زندان شدن اینها و شلاق خوردن این آقا باید سرمشقی شود، برای مابقی کسانی که دوست دارند به هر دلیلی تغییر مذهب دهند.”»[313]
هنگامی که دادگاه حکم آنها را صادر کرد، وکیل آنها به ناچار به یکی از کارمندان دادگاه رشوه داد تا نسخه ای از حکم را به دست آورد.[314] این موضوع از آن جهت است که در پرونده های حساس سیاسی، مانند تعقیب قضایی افرادی که دین خود را تغییر داده اند، دادگاه ها اغلب هیچ گونه دستور یا سند مکتوبی به متهمان و وکلای آنها ارائه نمی دهند. بیژن فرخ پور به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «مخالفت با جمهوری اسلامی» به سه سال زندان محکوم شد.[315] علاوه بر این، قاضی وی را به دلیل گرویدن از اسلام به مسیحیت به پنجاه ضربه شلاق محکوم نمود.[316] پس از استعفای اولین وکیل آنها به دلیل فشار مأموران وزارت اطلاعات، فرخ پور که با قید وثیقه آزاد بود، وکیل دیگری را استخدام کرد و از حکم خود تجدید نظر نمود. سپس برای پیوستن به خانواده اش به ترکیه رفت.[317]
چند ماه بعد دادگاه تجدید نظر مجازات وی را به دو سال و شش ماه حبس کاهش داد. مأموران وزارت اطلاعات وکیل فرخ پور را تهدید کردند که اگر وی به ایران باز نگردد، پروانۀ وکالت او را باطل خواهند کرد. به علاوه، یکی از بستگان فرخ پور نیز که برای آزادی وی وثیقه گذاشته بود به دادگاه احضار شد. فرخ پور برای پیشگیری از عواقب خطیری که برای فامیل و وکیلش وجود داشت، به ایران بازگشت.[318]
بیژن فرخ پور به زندان عادل آباد در شیراز فرستاده شد. او مجبور بود روی زمین بخوابد و در طی چند روز نخست ورودش به زندان به وی غذا داده نشد. به وی گفتند که زندانیان نه تنها باید هزینۀ داروهای خود بلکه هزینه های مربوط به غذا، لباس و دیگر احتیاجات شان را هم بپردازند.[319] در اغلب موارد، زندانیان باید هزینه بسیاری از نیازمندی های خود را از جیب بپردازند. غذایی که به زندانیان داده می شود، به طور کلی ناکافی و بی کیفیت است.[320] آن گونه که فرخ پور توصیف کرد، زندانیان به مراقبت های پزشکی مناسب نیز دسترسی نداشتند. آنها فقط یک بار در ماه می توانستند به پزشک مراجعه کنند و دارویی مانند آنتی بیوتیک به آنها داده نمی شد. او برای تهیه داروهای مورد نیاز خود با مشکلات زیادی مواجه گردید. پس از مدتی، ماموران وزارت اطلاعات با فرخ پور تماس گرفتند و اظهار داشتند که تأیید درخواست آزادی مشروط وی منوط به قول وی برای خروج از کشور است. او درخواست آزادی مشروط را امضا کرد و از زندان بیرون آمد. سپس از مرز عبور کرده و وارد ترکیه شد.[321]
۳.۶. مرضیه راحمی
مرضیه راحمی یک نوکیش مسیحی است که در حال حاضر در ترکیه و در تبعید به سر میبرد. مرضیه راحمی به دلیل نارضایتی از دین موروثی خود، به همراه همسرش بیژن فرخ پور حقیقی به کلیسای ایران پیوست. در آذر 1391گروهی از عوامل وزارت اطلاعات به منزل آنها که در آن میزبان یکی از جلسات نیایش بودند، هجوم آورده و چندین نفر از جمله همسر وی را دستگیر کردند.
مأموران هیچ گونه حکمی برای تفتیش نشان ندادند، اما خانه را جستجو کرده و وسایل کار همسرش را که وی از آنها برای ساخت اقلام صنایع دستی استفاده می کرد ، ضبط کردند. بدون آنها، همسر مرضیه راحمی قادر به کار و کسب درآمد نبود. ماموران همچنین مدارک خانوادگی، اشياء با ارزش و تلفن های همراه شرکت کنندگان و انجیل آنها را مصادره کردند.[322] مأموران وزارت اطلاعات بعداً مدارک خانوادگی را باز گرداندند، اما از پس دادن بقیۀ اقلام که برای راحمی و همسرش دارای ارزش معنوی بودند، خودداری کردند.[323]
به گفتۀ راحمی، ماموران وزارت اطلاعات از تمام افرادی که در خانۀ آنها بودند فیلم برداری کرده و آنها را وادار به امضای تعهدنامه ای نمودند، که به موجب آن دیگر در هیچ کلیسای خانگی شرکت نخواهند کرد. ماموران همچنین تصویر عیسی مسیح را که در خانه بود پاره کردند. دو روز بعد، راحمی به پلاک شماره 100 شیراز احضار شد. او و گروهی از اعضای کلیسا به آن جا رفتند. مسعود رضایی و افسر بهمنی دستگیر شدند اما دیگران را به طور جمعی بازجویی کردند.[324]
«{یک مأمور زن} ما را به اتاق بازجویی هدایت کرد و پشت میزی رو به دیوار نشاند. دیگر هیچ کس را نمی دیدیم و فقط صداها را می شنیدیم… از قبل روی میز یک برگه گذاشته بودند. {بازجوها} گفتند: “تمام مشخصاتت را از زمانی که به دنیا آمده ای بنویس! …چه جوری و به چه شکل با کلیسا آشنا شدی؟”…{بازجوها} از روی عمد می خواستند ما را آزار دهند. به طور مثال می گفتند: “کتاب مقدس شما دروغ است”. یا “می دانستید که مریم مقدس فاحشه بوده!”… تحقیر کتاب مقدس {روش آنها} برای آزار ما بود.»[325]
به گفتۀ راحمی بازجوها با پرخاش به اعضاء کلیسا ناسزا می گفتند و آنها را متهم می کردند، که فعالیت های پنهانی سازمان یافته ای را با سوءاستفاده از نام کلیسا انجام می دهند. آنها اعضاء کلیسا را مجبور نمودند، که از عقاید خود توبه کرده و تعهدی را امضاء کنند، که بر طبق آن دیگر با کسی از اعضاء کلیسا تماس نگیرند. مرضیه راحمی و همسرش علیرغم این گونه تهدیدها، پس از مدتی تشکیل جلسات نیایش در خانه خود را از سر گرفتند.[326]
این زوج همچنین به شیوه های مختلفی مورد آزار و اذیت ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفتند. مجوز کار شوهرش به عنوان هنرمند صنایع دستی لغو شد و ماموران وزارت اطلاعات به او هشدار دادند، که دیگر حرفه خود را ادامه ندهد. به علاوه، ماموران درمانگاهی که برای کودک معلول آنها فیزیوتراپی انجام میداد را تهدید کردند که دیگر درمان وی را انجام ندهد.[327]
در سال 1393 موج جدیدی از دستگیری ها آغاز شد که اعضاء کلیسای ایران را هدف قرار داده بود. وحید روغنگیر و سروش سرایی در بندر انزلی در استان مازندران دستگیر شدند.[328] آنها یک روز پیش از دستگیری شان، مرضیه راحمی و همسرش را در شیراز ملاقات کرده بودند. پس از وقوع این حوادث، مرضیه راحمی و پسرش برای پیشگیری از آزار و اذیت های بیشتر به ترکیه رفتند.[329]
۴.۶. نازلی مکاریان
نازلی مکاریان در سال 1376 به مسیحیت ایمان آورد. اقدامات امنیتی شدیدی که در مورد کلیساهای رسمی کشور اِعمال می شد وی را بر آن داشت تا به یک شبکۀ کلیسای خانگی که به کلیسای ایران معروف بود بپیوندد. او اعضاء خانوادۀ خود را نیز ترغیب نمود تا مسیحی شوند. پس از آن، آنها میزبانی جلسات کلیسا را در خانۀ خود در کرج آغاز کردند. به تدریج که تعداد شرکت کنندگان در کلیسا افزایش یافت، کشیش کلیسا نیز به کرج نقل مکان نموده و در آن جا ساکن شد.[330] مکاریان و همسر سابقش محمد (ویلیام) بلیاد بعداً به جرگه خادمان و رهبران کلیسای ایران پیوستند.
به دنبال دستگیریِ جمعیِ اعضاء کلیسا در سال 1384 مکاریان چندین بار به دفتر وزارت اطلاعات احضار گردید. او به دلیل فعالیت هایش در کلیسا مورد توهین و بازجویی قرار گرفت. «{بازجویان} چندین بار با حالت تهدید آمیزی به من گفتند: “اگر ناراحتی از کشور برو! چرا این جا مانده ای!” … {بعد از این جلسات بازجویی} فشارهای جانبی همچنان وجود داشت. {به طور مثال} تلفن های ما همیشه شنود می شد. تمام رفت و آمدها و گفت و شنودهای تلفنی مان تحت کنترل بود. هر جایی که میرفتیم می دانستیم که {آنها} ما را تعقیب می کنند!»[331]
در سال 1389، یکی از جلسات نیایشی کلیسا توسط نیروهای امنیتی در شیراز مورد هجوم قرار گرفت. نازلی مکاریان یکی از شرکت کنندگان در این جلسه بود. به گفتۀ او مدت کوتاهی پس از شروع جلسه، نیروهای امنیتی در لباس مبدّل کارگران به داخل خانه یورش بردند. وی در آن روز دستگیر نشد، اما دو ماه بعد مأموران اطلاعات به خانۀ وی رفتند و سعی کردند که بدون نشان دادن هیچ گونه حکم جلبی همسر سابق وی را دستگیر کنند. او در برابر دستگیری مقاومت کرد و تنش بالا گرفت، که در جریان آن نازلی مکاریان و خواهر شوهرش مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. پس از آن، مکاریان و همسر سابقش دستگیر شده و به زندان رجایی شهر در کرج منتقل گردیدند.[332]
مکاریان را در یک سلول غیر بهداشتی جای دادند و از او در مورد رابطه اش با اعضاء کلیسا و اتهام دریافت پول از کشورهای دیگر بازجویی کردند. وی به قید وثیقه آزاد شد. اما دو روز بعد، او در دادگاه کرج به همسرش پیوست، جایی که قاضی نسبت به آنها برخورد توهین آمیزی داشت. مکاریان اظهار داشت: «{قاضی} به مأموری که با ما بود رو کرد و گفت: “قبل از این که میخواستید بروید اینها را دستگیر کنید، باید به من میگفتید تا به شما مواد مخدر میدادم در خانه اینها جاسازی می کردید تا این که به جرم مواد اینها را می گرفتیم. این جوری پوستشان را می کندیم!»[333]
همسر سابق مکاریان در حبس باقی ماند و بعداً به زندان عادل آباد در شیراز انتقال یافت. آنها چهار متهمِ هم پرونده داشتند. آنها نوکیشان مسیحی ای بودند که در شهرهای مختلف دستگیر شده بودند، اما پرونده های آنها به شیراز فرستاده شده بود. به گفتۀ نازلی مکاریان محل دادگاه به دلیل نفوذ ادارۀ اطلاعات در شیراز تغییر یافته بود. این زوج به جرایم مختلفی متهم گردیدند، از جمله ارتداد، توهین به مقدسات اسلامی، و تبلیغ به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام.[334]
محاکمه آنها یک سال به طول انجامید که در طی آن متهمان تنها یک بار اجازه یافتند که صحبت کنند. مکاریان و همسر سابقش به ارتداد متهم شدند، زیرا از اسلام به مسیحیت گرویده بودند. این اتهام بعداً در دادگاه انقلاب از کیفرخواست آنها حذف شد. اما نازلی مکاریان در دادگاه کیفری شیراز به دلیل اتهامات دیگری به یک سال حبس محکوم گردید. وی در آن زمان هفت ماهه باردار بود و نمی توانست دوران محکومیت خود را در زندان طی کند. از همین رو و برای جلوگیری از اعزام به زندان، کشور را ترک کرد.[335]
۷. مصادره و تبدیل املاک متعلق به مسیحیان
اندک زمانی پس از انقلاب 1357 مردم ایران با واقعیتی جدید روبرو شدند، که در آن نه تنها آزادی مذهبی محدود شده بود، بلکه به مالکیت خصوصی هم احترامی گذاشته نمی شد. بسیاری از دارایی هایی که متعلق به شهروندان معمولی از جمله اعضاء اقلیت های مذهبی بودند، به وسیلۀ دولت مصادره شد. در این بخش زمینۀ مذهبی و حقوقی این گونه مصادره ها توضیح داده خواهد شد. به دنبال آن، دربارۀ رویدادهای ویژه ای گفتگو خواهد شد، تا زمینۀ بیشتری از سیاستهای حکومت علیه جامعۀ مسیحیان تبشیری تبیین شود.
۱.۷. دیدگاه روحانیون شیعه
بر طبق نظر تعدادی از فقهای شیعه، کلیساهای مسیحیان و کنیسه های یهودیان که در سرزمینهای اسلامی قرار دارد، مادامی که صاحبان آنها از بین نرفته اند و از احکام ذمه اطاعت می کنند باید مورد احترام کامل قرار داشته باشند.[336] حتی اگر این گونه ساختمانها تبدیل به خرابه شوند، محل و متعلقات آنها باید در امان نگاه داشته شوند.[337] گروهی دیگر از فقهای شیعه حکم میکنند که اگر هیچ مسیحی یا یهودی ای در یک ناحیه زندگی نکنند یا قرارداد ذمه دیگر بیش از این معتبر نباشد، مسلمانان میتوانند کلیساها یا کنیسه های متروکه را تبدیل به مسجد کنند. آنها استدلال میکنند که کلیسا یا کنیسه به عنوان محل عبادت ساخته و وقف گردیده است و بنابراین باید برای همان منظور باقی بماند.[338]
آیت الله محمد رضا گلپایگانی، روحانی عالی رتبۀ شیعه در پاسخ به یک استفتاء اظهار داشت، که اگر کلیسایی تحت تملک یک مسلمان درآید، مالک جدید باید آن کلیسا را به مسجد تبدیل کند، زیرا هر گونه استفادۀ دیگر از آن مجاز نیست.[339] آیت الله محمد تقی بهجت، فقیه متنفذ شیعه اظهار داشت، که از بین بردن کلیسا یا کنیسه مجاز نیست، مگر تحت همان شرایطی که یک مسجد نیاز به تخریب دارد.[340]
علیرغم صدور چنین احکامی مواردی بوده است، که ساختمان کلیسا را برای مصارف جدیدی تغییر داده اند. کلیسای تبشیری در داخل بیمارستان اکباتان در همدان که یکی از بناهای ثبت شدۀ میراث فرهنگی میباشد، در طی سالهای گذشته به عنوان سالن کنفرانس مورد استفاده قرار گرفته است.[341] به صورت مشابهی، کلیسایی که در شهر هفت گل در استان خوزستان قرار داشت تبدیل به مدرسه شد.[342]
۲.۷. حکومت مصادره
آیت الله خمینی معتقد بود، که وقف یک ملک به منظور استفاده به عنوان کلیسا یا کنیسه، عملی غیر شرعی و باطل است.[343] جای تعجب نیست که حکومت ایران هم دیدگاه فقهی وی را به کار گرفته و قوانینی را به اجرا گذاشته که مصادرۀ املاک متعلق به اقلیت ها را امکان پذیر میسازد. اصل 45 قانون اساسی که در مورد اموال عمومی است، به حکومت ایران اجازه می دهد، که زمینهای «موات یا رها شده» و «اموال مجهول المالک» را بر طبق مصالح عامه تصاحب کرده و استفاده نماید.[344] اصل 49 قانون اساسی نیز مسیر قانونی توقیف دارایی های ناشی از فعالیتهای مجرمانه را تعیین میکند.[345] در طی دهۀ 1360 دادگاه اصل 49 تشکیل شد، تا مصادرۀ اموال را سازمان دهی کند. دادگاه اصل 49 شاخه ای از دادگاه های انقلاب در هر استان است و تا به امروز به فعالیت خود ادامه داده است.[346]
علاوه بر این، «ستاد اجرایی فرمان امام» بر پایۀ حکمی که در سال 1368 به امضاء آیت الله خمینی رسید، تأسیس شد. بر این اساس، نهاد جدیدی به وجود آمد تا دارایی های «بی صاحب» را اداره کرده و بفروشد و بیشتر مواید آن را به خیریه بدهد. ستاد اجرایی فرمان امام گاه با مطرح کردن ادعاهای دروغین که املاک رها شده یا از طریق فعالیتهای غیر قانونی به دست آمده اند، مجموعۀ عظیمی از این املاک و مستغلات را جمع آوری نموده است.[347]
بنیاد مستضعفان نیز به همین منوال تأسیس شد و به آن اختیارات قانونی اعطاء گردید تا انواع گوناگونی از املاک را مصادره نماید.[348] هر دوی این سازمانها تحت سرپرستی مستقیم علی خامنه ای قرار دارند و فقط به وی پاسخگو می باشند. در حالی که بنیاد مستضعفان عموماً دربارۀ شیوۀ کار خود و فهرست دارایی های مصادره شده به طور شفاف عمل میکند، نقش ستاد اجرایی فرمان امام در مصادره ها بیشتر جنبۀ پنهانی دارد. در سال 1379، یک آئین نامۀ قضایی در مورد دارایی هایی که به نام رهبر مصادره شوند، به ستاد اجرایی فرمان امام اختیارات تام برای مصادره اموال اعطاء کرد.[349]
۳.۷. موارد مصادره و تبدیل
در عرض یک سال پس از انقلاب 1357، اموال کلیسای اسقفی، از جمله دو بیمارستان بزرگ در شیراز و اصفهان، مؤسسات کریستوفل و نورآیین برای نابینایان در اصفهان و خانۀ اسقف توسط حکومت جدید مصادره گردید.[350] سپاه پاسداران، بیمارستان مرسلین را در شیراز تحت کنترل خود گرفت و نام بیمارستان را به بیمارستان مسلمین تغییر داد.[351] اسقف دهقانی تفتی علیه این مصادره اقامۀ دعوی نمود، اما این شکایت به جایی نرسید.[352]
در سال 1359 دادستان انقلاب اصفهان اعلام نمود، که بیمارستان مسیحی اصفهان پایگاه جاسوسی غرب است و از جهت احترام به برادران مسیحی نام این بیمارستان به عیسی ابن مریم تغییر یافت.[353] به دستور فتح الله امید نجف آبادی، حاکم شرع وقت اصفهان، این بیمارستان به نفع بنیاد مستضعفان مصادره گردید.[354] وی در این حکم اظهار داشت، که بیمارستان مزبور «با استفاده از پولی که متعلق به مسلمانان مستضعف بوده و برای منافع امپریالیستها ساخته شده» و «تا مردم را با تبلیغاتشان مسموم نمایند.»[355]
بیمارستان مسیحیان در سال ۱۳۵۸ در اصفهان مصادره و تغییر نام داده شد.
به همین ترتیب مؤسسات کریستوفل و نور آیین که هر دو به نفع نابینایان وقف شده بود، مصادره گردیدند. در حال حاضر این مؤسسات نیمه فعال هستند و یا برای مقاصد دیگر مورد استفاده قرار میگیرند.[356] خانۀ اسقف در اصفهان که مقر کلیسای پروتستان در ایران بود، به دستور دادگاه انقلاب در آبان ماه 1358 مصادره شد. تا سالهای اخیر، خانۀ مزبور بدون استفاده باقی مانده بود. در سال 1399 بنیاد مستضعفان خانۀ اسقف را بازسازی کرد.[357] در مرداد ماه 1400، رئیس بنیاد مستضعفان اعلام کرد که خانه اسقف به موزه تبدیل می شود.[358]
اخیراً در سال 1394 دادگاه انقلاب تهران حکمی صادر کرد، مبنی بر این که باغ شارون که یکی از مراکز متعلق به کلیسای جماعت ربانی در کرج بوده است، باید به نفع ستاد اجرایی فرمان امام مصادره شود.[359] بر طبق حکم دادگاه، کلیسای جماعت ربانی در ایران «یکی از شاخههای کلیسای فیلادلفیای آمریکا بوده که با بودجه آمریکا و به وسیله سازمان جاسوسی سیا برای نفوذ در کشورهای جهان اسلامی خصوصاً ایران تشکیل و به فعالیتهای تبشیری اقدام مینماید».[360] حکم مصادره بر اساس مواد 10 و 11 اصلاحیه آیین نامه نحوه رسیدگی به پرونده های موضوع اصل 49 قانون اساسی میباشد. بر طبق این ماده «اموال افرادی که از کشور خارج و رابطه آنها با گروههای محارب (گروههای باغی، صهیونیست ها و جواسیس سیا و مانند آنها) احراز شود، از امان خارج و به حکم دادگاه مصادره میگردد.»[361]
در سال 1398 کلیسای تبشیری آشوریان در تبریز که یکی از بناهای ثبت شده در میراث فرهنگی است، مورد هجوم عوامل وزارت اطلاعات و گروهی از ستاد اجرایی فرمان امام قرار گرفت. آنها صلیب را از بالای برج کلیسا برداشتند، قفلهای کلیسا را تعویض کردند، و از سرایدار کلیسا خواستند که این ملک را ترک کند.آنها همچنین اظهار داشتند، که آشوریان دیگر بیش از این نمی توانند مراسم مذهبی در آن جا برگزار نمایند.[362] پس از مدتی، یک مشاور حقوقی ارشد رئیس جمهور حسن روحانی، قانونی بودن تعطیل کلیسا را مورد پرسش قرار داد.[363] اما نمایندۀ آشوریان در مجلس شورای اسلامی وقوع هر گونه مصاده ای را انکار کرد.[364] چندین خبرگزاری دولتی نیز همین روایت را تکرار کردند.[365]
دادگاه انقلاب در سال 1390 حکم مصادرۀ این کلیسا به نفع ستاد اجرایی فرمان امام را صادر کرده بود، اما اعضاء کلیسا تا سال 1398 اجازه داشتند که در آن جا مراسم مذهبی خود را برپا کنند.[366] به گفتۀ منصور برجی، از مدیران سازمان ماده 18، در برخی از مواردِ مصادره، حکومت ایران به اعضاء کلیسا اجازه داده است تا از ساختمان کلیسای مورد نظر مراقبت کنند و گاهی تحت کنترل شدید مقامات، در آن جا مراسم عبادی خود را برگزار نمایند.[367]
کلیسای انجیلی آشوری تبریز. صلیب آن در سال ۱۳۹۸ برداشته شد.
۸. حذف حضور مسیحیان
جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست تأسیس اش سعی داشته که حضور مسیحیان در کشور را کم کرده و آن را به گروه های کوچکی از مسیحیان قومی محدود سازد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کلیساهای ارمنی و آشوری اجازه نمی دهد، که ساختمانهایشان را مرمت و بازسازی کنند و مالکیت دارایی هایشان را آزادانه منتقل نمایند.[368] آنها همچنین اجازه نداشته اند که هیچ کلیسای جدیدی بسازند.[369] به علاوه، برخی از املاک آنها به علت کاهش چشمگیر تعداد مسیحیان قومی ساکن ایران پس از انقلاب سال 1357، به صورت متروکه رها شده است.[370]
حکومت ایران اغلب نمیتواند به صورت قانونی کلیساهای بسته شده را برای مقاصد دیگر مورد استفاده قرار دهد، زیرا بسیاری از آنها به عنوان ابنیۀ میراث فرهنگی به ثبت رسیده اند. به گفتۀ منصور برجی، کلیساها اغلب غیر قابل استفاده می مانند و اغلب مورد غفلت قرار می گیرند تا زمانی که تبدیل به ویرانه شده و سپس توسط مقامات تخریب می شوند.[371] یک کلیسای متروک آشوریان کاتولیک در شهر اندیمشک در استان خوزستان در سال 1385 با خاک یکسان شد.[372] دو سال بعد برج ناقوس کلیسای تاریخی ارامنه در شهر بروجن استان چهار محال و بختیاری نابود شد و صلیب و دیگر اقلام قیمتی آن از دست رفت. این کلیسا که یکی از آثار معروف و ثبت شدۀ میراث فرهنگی است، بعداً به عنوان حسینیه و کتابخانه مورد استفاده قرار گرفته است.[373]
کلیسای سنت آندره در کرمان در سال 1390 با بلدوزر تخریب شد.[374] این کلیسا بخشی از کلیساهای اسقفی بوده و قبلاً در سال 1371 تعطیل شده بود.[375] بعضی گزارش ها حاکی از آنند، که کلیسای سنت آندره که یکی از بناهای ثبت شدۀ میراث فرهنگی بوده است، مصادر شده بوده و سالها برای سکونت و مقاصد تجاری مورد استفاده قرار داشته است.[376]
کلیسای سنت آندره در کرمان در سال 1390 با بلدوزر تخریب شد.
جدیدترینِ این وقایع، تخریب کلیسای ادونتیست با قدمتی 70 ساله و به دستور شهرداری تهران بوده است که در 13 آبان 1399 اتفاق افتاده است. این ساختمان دارای مالکیت خصوصی بوده و در سالهای اخیر متروکه بوده است.[377] اگرچه این کلیسا به عنوان یکی از بناهای تاریخی میراث فرهنگی به ثبت نرسیده بود، اما صلیبی نمادین داشت و سازمان میراث فرهنگی ایران قبلاً از تخریب آن جلوگیری کرده بود.[378]
علاوه بر کلیساهایی که نابود شده اند، گورستانهای مسیحی نیز در طی سالهای گذشته تخریب و ویران شده اند.[379] در سال 1389 شهرداری مشهد بخشهایی از گورستان ارامنه را علیرغم ارزش تاریخی آن تخریب نمود تا زمین آن را به اشغال درآورد.[380] در سال 1391 یک گورستان تاریخی مسیحی در کرمان که از بناهای ثبت شدۀ میراث فرهنگی بود، در طول شب توسط مقامات محلی تخریب گردید.[381] در سال 1392 شهرداری قزوین گورستان تاریخی ارامنه را با بلدوزر تخریب کرده و آن را به پارک عمومی تبدیل نمود.[382] در سال 1393 گورستان مسیحیان در اهواز ویران گردید.[383] شهرداری اهواز طی سالها مقادیر عظیمی زباله را در زمین این گورستان تخلیه کرد.[384]
در سال 1396 شهرداری کرمانشاه شروع به تخریب یک گورستان تاریخی مسیحی نمود، که بیشتر قسمتهای آن قبلاً به بهانه آبیاری زمین های قبرستان به صورت جدی آسیب دیده بود.[385] شهرداری بوشهر نیز به همین ترتیب بخشهایی از گورستان مسیحیان را به اشغال درآورده و زمین آن را برای مقاصد مسکونی فروخته است.[386] در سال 1398 بخشی از یک گورستان مسیحی تاریخی در همدان تبدیل به پارکینگ گردید.[387] در همان سال گورستانهای مسیحی تاریخی در کرمان و اصفهان ویران شدند.[388] در سال 1399 شهرداری تهران پروژه ای را به منظور بازسازی گورستان مسیحی تاریخی در منطقۀ دولاب تهران آغاز نمود.[389] این پروژه نگرانیهای جدی در مورد این گورستان ایجاد کرده زیرا بخشی از آن از ابنیۀ ثبت شدۀ میراث فرهنگی است.[390]
۹. نقض قوانین ایران
اصل 13 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر میدارد، که زرتشتیان، کلیمیان و مسیحیان اقلیت های دینی به رسمیت شناخته شده هستند، که در انجام مراسم دینی خود آزادند و میتوانند در احوال شخصیه بر طبق آیین خود عمل نمایند.[391] این اصل هیچ اشاره ای به شاخۀ مذهبی، زبان یا قومیت مسیحیان به عنوان اعضاء یک اقلیت مذهبیِ شناخته شده، ندارد. علیرغم این موضوع، تنها آن گروه از مسیحیان قومی که در میان مسلمانان تبلیغ نمی کنند، تا حدی از حقوق تضمین شده به وسیلۀ قانون اساسی در جمهوری اسلامی بهره مند بوده اند. با نوکیشان مسیحی نه به عنوان یک اقلیت مذهبی، بلکه به عنوان یک فرقۀ خطرناک برخورد شده است.
قانون اساسی ایران صراحتاً تبعیض بر پایۀ مذهب را ممنوع نمیکند (اصل 19)، اما مقرر می دارد که «هیچ كس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد» (اصل 23).[392] دستگیری و زندانی کردن نوکیشان مسیحی تنها به دلیل پیروی از دین مورد نظرشان ناقض تضمین قانون اساسی در برابر تفتیش در اعتقادات مردم است.
بر طبق اصل 14 قانون اساسی تمام مسلمانان موظفند که با «افراد غیر مسلمان» با قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت كنند.[393] علاوه بر این، چندین اصل قانون اساسی در برگیرنده ضمانت های آیین دادرسی برای همه آحاد ملت بدون در نظر گرفتن مذهب آنهاست، همانند محافظت در برابر تفتیش و توقیف غیر معقول، محاکمۀ سریع، دسترسی به وکیل مدافع و ممنوعیت شکنجه.[394] همچنین اصل 26 قانون اساسی آزادی انجمن را برای جوامع مذهبی مقرر میکند، که به صورت منطقی مشمول جامعۀ مسیحیان تبشیری نیز می گردد.[395] اصل 64 نیز حق اقلیت های مذهبی را برای انتخاب نمایندۀ خودشان در مجلس ایران تضمین میکند.[396]
دولت ایران آزادی مذهبی نوکیشان مسیحی را به طور ساختاری نقض می کند. جمهوری اسلامی هیچ گونه مجوزی به سازمانهای کلیسایی جدید و برای ساخت کلیسای جدید اعطا نکرده، برگزاری جلسات نیایش به زبان فارسی را ممنوع نموده و ورود نوکیشان مسیحی به کلیساهایی که دولت آنها را به رسمیت شناخته، منع ساخته است.[397] حق نوکیشان مسیحی برای برخورداری از ضمانت های آیین دادرسی نیز به صورت بنیادینی توسط دولت ایران نقض گردیده است.
حداقل سه شاهد گزارش کردند، که منازل آنها بدون حکم تفتیش مورد بازرسی قرار گرفت و لوازم آنها مصادره گردید و هرگز به آنها باز گردانده نشد. به علاوه، در مورد نوکیشان مسیحی، زندانیان در موارد متعددی یا پیش از محاکمه دسترسی به وکیل مدافع نداشتند و یا دسترسی آنها به وکیل خیلی محدود بود. وکلای انتصابی در بیشتر موارد راجع به مراحل دادرسی دادگاه اطلاعی ندارند و قاضی به آنها اجازه نمی دهد که از موکلین خود دفاع کنند. حداقل یکی از شهودی که با مرکز اسناد حقوق بشر ایران مصاحبه کرد، اظهار داشت که ماموران امنیتی وکیل وی را تهدید کردند تا پروندۀ دفاع از وی را رد کند.
۱۰. نقض حقوق بین الملل
حکومت ایران میان مسیحیان قومی که تبلیغ مسیحیت نمی کنند و نوکیشان مسیحی تفاوت قائل شده و به طور ساختاری حقوق بشر گروه اخیر را نقض نموده است. این بخش به بررسی جنبه های متعددی می پردازد، که در تمامی آنها حکومت ایران تعهدات بین المللی حقوق بشری خود را نسبت به نوکیشان مسیحی ساکن ایران نقض می کند.
۱.۱۰. آزادی اندیشه، وجدان و مذهب
ماده 18 اعلامیۀ جهانی حقوق بشر تصریح می کند، که«هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی، عبادتها و اجرای آيينها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی، به طور خصوصی يا عمومی است.»[398] ماده ۱۸.۱ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی حق انسانها را در مورد آزادی اندیشه، وجدان و مذهب با عباراتی تقریباً یکسان، تضمین می کند.[399] این حق به طور ذاتی شامل حقِ تغییر و ابراز عقاید مذهبی شخص می شود.[400]
طبق مادۀ ۱۸.۲ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، تحت فشار قرار دادن افراد به طوری که به حقوق آنها برای داشتن یا پذیرفتن یک مذهب و عقیده لطمه وارد آید_از جمله از طریق به کار گرفتن تهدید و زور یا مجازات های کیفری برای مجبور ساختن افراد مذهبی یا غیر مذهبی به پایبند بودن به یک سلسله عقاید مذهبی و تجمعات دینی_یا توبه کردن از مذهب و اعتقادشان و یا گرویدن به مذهب دیگر ممنوع است.[401] به همین ترتیب ماده 27 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز مقرر می کند، که اعضاء اقلیت های مذهبی را «نبايد از حق تشكيل اجتماع با ساير اعضای گروه خود، … ابراز و انجام فرايض دينی و كاربرد زبان خودشان محروم نمود.»[402] به علاوه، مادۀ (2)19 تضمین می کند، که هر کسی «حق آزادی بيان دارد» که شامل گفتگوهای مذهبی نیز می شود.[403]
ایران میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را بدون هیچ گونه قید و شرطی تصویب نموده است. اما علیرغم این موضوع، حکومت ایران به تعهدات خود نسبت به جامعۀ نوکیشان مسیحی پایبند نیست. جرم تلقی کردن گرایش به ادیان دیگر به وضوح نقض ماده 18 است، زیرا عملاً شهروندان را مجبور میسازد، که از پذیرش یا ابراز عقاید مذهبی شان خودداری کنند. علاوه بر این نوکیشان مسیحی اجازه ندارند، که برای نیایش به صورت علنی، آزادانه، و بدون ترس از آزار و اذیت در کلیساهایی که رسماً به ثبت رسیده اند یا در کلیساهای خانگی حضور به هم برسانند. سیاست های سرکوبگرانه بر علیه کلیساهای خانگی نقض تعهد جمهوری اسلامی بر اساس مواد 21 و 22 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است، که حق تجمع مسالمت آمیز و آزادی اجتماعات را تضمین می کند.[404] علاوه بر این، هنگامی که دولت دسترسی به انجیل و دیگر کُتُبِ مذهبی به زبان فارسی را محدود می کند، به صورت عملی مانع احقاق حق نوکیشان مسیحی بر اساس ماده 19میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی می شود، که تضمین می کند افراد بتوانند به دنبال دریافت ایده ها و اطلاعات مورد نظر خود باشند.[405]
۲.۱۰. حق حیات
هیچ کس را نباید خودسرانه از حق ذاتی حیات محروم نمود. مادۀ 3 اعلامیۀ جهانی حقوق بشر تصریح می کند، که هر فردی «حق زندگی، آزادی و امنيت شخصی دارد.»[406] مادۀ (2)11 اعلامیۀ جهانی حقوق بشر همچنین اظهار می کند، که «هيچ کس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمیشده است، محکوم نخواهد شد.»[407] علاوه بر آن، جرایم و مجازات ها باید به وضوح تعریف شده باشند.[408] مادۀ 15 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی میزان مسئولیت کیفری و مجازات ها را به «مواد صریح و دقیق در قانونی که در زمان فعل یا ترک فعل، موجود و قابل اِعمال بوده» محدود میسازد.[409]
مادۀ (2)6 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اعلام می کند، در کشورهایی که مجازات اعدام لغو نشده است، «صدور حكم اعدام جائز نيست مگر در مورد مهمترين جنايات طبق قانون لازمالاجرا» و چنین مجازاتی باید «به موجب حكم قطعی صادر از دادگاه صالح» اجرا گردد.[410] اگرچه میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی «مهمترین جنایات» را تعریف نمی کند، اما تفسیر آن میگوید «باید صرفاً به این مفهوم محدود شود که مجازات اعدام باید اقدامی کاملاً استثنایی باشد.»[411]
نخست آن که عمل ارتداد که به عنوان «امتناع از ادامۀ پیروی … یک اعتقاد مذهبی» تعریف گردیده، در زمره مهمترین جنایات که مجازات آن مرگ باشد، قرار نمی گیرد.[412] باید به این نکته توجه داشت، که نفوذ نیروهای امنیتی در سیستم قضایی ایران صالح بودن دادگاه ها را تا بدان حد تضعیف نموده است، که آنها مجازات اعدام را نه به عنوان یک اقدام کاملاً استثنایی، بلکه در موارد بسیار زیادی صادر می کنند.
دوم آن که حکومت ایران دارای یک روال خودسرانۀ متهم نمودن نوکیشان مسیحی به ارتداد است. قانون مجازات اسلامی نه تغییر مذهب شخص را جرم تلقی می نماید و نه تعریف می کند که چه عملی ارتداد محسوب می شود. بر طبق اصل 167 قانون اساسی، اگر قاضی نتواند حکم دعوایی را در قوانین مدونه بیابد، باید با استناد به منابع معتبر اسلامی حکم قضیه را صادر کند. در فقه شیعه هیچ گونه همسانی ای در احکام مربوط به ارتداد وجود ندارد. در حالی که حکم اکثر فقهای شیعه بر آن است که گرویدن از اسلام به مذهبی دیگر میتواند ارتداد محسوب شود، برخی از آنها مجازات اعدام را برای تغییر مذهب نمیپذیرند. شیوه های حکومت ایران حق حیات و لزوم قطعیت قانونی بر طبق موازین بین المللی حقوق بشر را نقض می کند.
۳.۱۰. دستگیری و بازداشت خودسرانه
ایران به عنوان یکی از اعضاء میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ملزم است که ماده 9 این میثاق مبنی بر ممنوعیت دستگیری یا بازداشت خودسرانه را به اجرا گذارد. «هر كس که دستگير میشود بايد در موقع بازداشت از دلایل آن مطلع گردیده و در اسرع وقت تفهیم اتهام شود.»[413] محروم کردن یک فرد از آزادی اش به علت استفاده از حقوق و آزادیهایی که در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است، از قبیل آزادی مذهب، عقیده و بیان، بازداشت خودسرانه محسوب می شود. به علاوه، نقض معیارهای بین المللی مربوط به حق برخورداری از محاکمۀ عادلانه به حدی جدی است که به این محرومیت از آزادی، جنبۀ خودسرانه بودن می دهد.[414]
حکومت ایران بسیاری از نوکیشان مسیحی را به علت عقاید مذهبی شان دستگیر و محاکمه نموده است، و آنها را به دروغ به جرایمی جدی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی متهم کرده است. نیروهای امنیتی معمولاً بدون نشان دادن هیچ گونه حکم بازرسی و دستگیری، به کلیساهای خانگی یورش می برند. برای نوکیشان مسیحی در طی مدت زمان معقولی کیفرخواست صادر نشده است، در موارد متعددی در طی بازداشت به وکیل مدافع دسترسی نداشته اند، و به وکلای مدافعی که برای آنها تعیین می شوند نیز اجازه نمی دهند که تا پیش از محاکمه به پرونده موکل خود دسترسی یابند. این وقایع، روالی بلند مدت از نقض مادۀ 9 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را به وجود آورده است.
۴.۱۰. شکنجه، رفتار یا تنبیه های ظالمانه، غیر انسانی و تحقیرآمیز
مادۀ 7 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی تصریح می کند: «هيچ كس را نمیتوان مورد آزار و شكنجه يا مجازات ها يا رفتارهای ظالمانه يا خلاف انسانی يا ترذيلی قرار داد.»[415] شهودی که با مرکز اسناد حقوق بشر ایران مصاحبه کردند و همین طور اظهارات متعددی که در این گزارش به آنها اشاره شده نشان می دهند، که نوکیشان مسیحی زندانی مورد بدرفتاری قرار گرفته اند، از شکنجه های روانی گرفته تا آزارهای جسمی. آنها اظهار داشتند که برای ساعت های طولانی تحت بازجویی و مورد اهانت قرار گرفتند، در شرایطی غیر بهداشتی در بندهای شلوغ زندان محبوس گردیدند، و از دسترسی به مراقبتهای پزشکی مناسب و ملزومات دیگر از قبیل غذا و لباس محروم بودند.
وفق تفسیر مادۀ 7 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، اقدامات دولتی که حیثیت فرد بازداشت شده را به مخاطره اندازد و باعث درد جسمی و رنج روحی شود، ممنوع است.[416] بازداشت شدن در شرایط غیربهداشتی و محرومیت از مراقبت های پزشکی نمونه های بارزی از نقض ماده 7 میثاق هستند. لازم به ذکر است، که برخی از نوکیشان مسیحی گزارش داده اند، که آزار و اذیت آنها توسط عوامل حکومتی پس از آزادی از زندان نیز ادامه داشته است.
۵.۱۰. حق تحصیل و کار
مادۀ 13 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حق تحصیل را برای همگان به رسمیت می شناسد.[417] علیرغم تعهد حکومت ایران نسبت به رعایت این حق، نوکیشان مسیحی در ارتباط با تحصیل دچار تبعیض هستند. ماری (فاطمه) محمدی در نوجوانی به مسیحیت گروید. وی در سال 2019 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران پذیرفته شد. به گزارش خبرگزاری فعالان حقوق بشر (هرانا)، محمدی در ابتدای ترم تحصیلی برای گرفتن کارت دانشجویی با مشکل روبرو شد، امری که وی را «عملاً فاقد شرایط» برای شرکت در کلاس ها نمود. در آستانه امتحانات نهایی، مقامات دانشگاه به ماری محمدی اطلاع دادند که او اخراج شده است. آنها نه توضیحی دادند و نه مدرکی ارایه کردند. محمدی بعدها در توییتی اظهار کرد، که اخراج او از دانشگاه به دلیل ایمان مسیحی و فعالیت وی در زمینه حقوق بشر بوده است.[418]
مادۀ 6 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از حق اشتغال به کار حمایت می کند.[419] بر طبق این ماده، کشورهای عضو این میثاق باید از اِعمال تبعیض در محل کار و در مراحل استخدام و اخراج جلوگیری کنند. اما نوکیشان مسیحی هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی از جهت استخدام به طور سازمان یافته مورد تبعیض قرار گرفته اند. شهروندان ایران بیشتر اوقات ملزم هستند در مدارک استخدامی مذهب خود را قید کنند و در نماز جماعت شرکت کنند. تعدادی از نوکیشان مسیحی به دلیل الزامات فوق، شغل خود را از دست داده اند یا نتوانسته اند استخدام شوند. در بسیاری از مشاغل دولتی از جمله در نیروهای مسلح اعتقاد به اسلام و التزام عملی به ولایت فقیه از الزامات اساسی اشتغال است.[420] از همین رو اقلیت های مذهبی مانند نوکیشان مسیحی نمی توانند در نیروهای مسلح استخدام شوند. با این حال مردان اقلیت های مذهبی باید به سربازی اجباری دو ساله بروند، مگر آن که مشمول معافیت پزشکی شوند.[421]
بیژن فرخ پور، نوکیش مسیحی، پس از آزاد شدن از زندان دریافت که مجوز وی برای درست کردن صنایع دستی باطل شده است. بدون چنین مجوزی از وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری او نمی توانست حرفه خود را به عنوان یک هنرمند صنایع دستی ادامه دهد. ماموران وزارت اطلاعات به وی هشدار دادند، که هر گونه تلاشی برای انجام کارهای هنری اش وی را دچار عواقبی جدی خواهد کرد. «من گفتم پس من چه کار کنم؟ [آنها] پاسخ دادند حداکثر میتوانی یک تاکسی بخری و رانندۀ تاکسی بشوی»[422] به گفتۀ همسر فرخ پور، مسئولان وزارت اطلاعات همسرش را به حمایت مالی از کلیسا متهم کرده بودند و به همین دلیل جواز کار وی را باطل نمودند.[423]
نازلی مکاریان، یک نوکیش مسیحی دیگر نیز از جهت استخدام با تبعیض مواجه شده بود. «من چندین بار برای استخدام در بیمارستان های مختلف که مادرم کار می کرد، درخواست دادم، اما همه آنها رد شد. چرا که در فرم درخواست کار باید دین خود را اعلام کنید. و یا باید در نماز جماعت شرکت کنید.»[424] به همین ترتیب ماری محمدی هم از زمان آزاد شدنش از زندان قادر نبوده به شغل سابق خود بازگردد. نیروهای امنیتی کارفرمای وی را تهدید کردند، که استخدام محمدی عواقبی برای کسب وکار او خواهد داشت.[425] در سال ۱۳۹۹، دادگاه انقلاب بوشهر مریم فلاحی نوکیش مسیحی را به دلیل فعالیت های مسیحی اش به انفصال دائم از مشاغل دولتی و جریمه نقدی محکوم کرد. پس از آن، وی از بیمارستانی که 20 سال در آن جا به عنوان پرستار کار می کرد، اخراج شد. سام خسروی همسر فلاحی نیز به مدت دو سال از کار در حرفه خود منع شد.[426]
۱۰.۶. حق برخورداری از حمایت های قانونی برابر و دسترسی به عدالت
مادۀ 26 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی برخورد و حمایت یکسان در برابر قانون بدون هیچ گونه تبعیضی را تضمین می کند.[427] اما حکومت ایران نوکیشان مسیحی را از حمایت یکسان در برابر قانون محروم کرده است. حکومت ایران نوکیشان مسیحی را به عنوان یک اقلیت مذهبی به رسمیت نمی شناسد و آنها را از حقوقِ مذکور در قانون اساسی که برای دیگر گروههای مذهبی در نظر گرفته شده، محروم میسازد. در حالی که اعضاء یک اقلیت مذهبی رسمی میتوانند به مذهبی دیگر که در قانون کشور به رسمیت شناخته شده، بگروند بدون آن که با هیچ گونه عواقب ناخوشایند مواجه شوند، شهروندانِ مسلمان زاده در صورت پذیرش مذهب دیگر، مورد پیگرد قرار گرفته و مجازات خواهند شد. نوکیشان مسیحی به صورت ساختاری مورد تبعیض قانونی قرار می گیرند.
برخی از مواد قانون مجازات اسلامی در ارتباط با همه غیر مسلمانان، از جمله نوکیشان مسیحی، به صورت مستقیم تبعیض آمیز هستند. وفق ماده 310 قانون مجازات اسلامی، اگر غیر مسلمان فرد مسلمانی را بکشد، قاتل مستوجب مجازات قانونی (قصاص) یا اعدام است. از سوی دیگر اما، اگر مسلمانی فرد غیر مسلمانی را بکشد، مجازات اعدام با پرداخت دیه به خانواده قربانی جایگزین می شود.[428]
بر اساس قوانین اسلامی، مصرف مشروبات الکلی یا شرب خمر عملی قابل مجازات از طریق 80 ضربه شلاق است.[429] عشای ربانی یا شام خداوند یک مراسم مسیحی است، که در اکثر کلیساها آیینی مقدس محسوب می شود. با این وجود و بر خلاف ماده 13 قانون اساسی جمهوری اسلامی که آزادی انجام مناسک و مراسم مذهبی را فراهم می کند، دست کم سه نوکیش مسیحی به دلیل انجام مراسم عشای ربانی مجازات شده اند. هیچ گزارشی دال بر مجازات مسیحیان قومی به دلیل انجام مراسم عشای ربانی وجود ندارد.
علاوه بر این، وفق ماده ۸۸۱ (مکرر) قانون مدنی ایران، غیر مسلمان از مسلمان ارث نمی برد و اگر در میان وارثان شخص متوفی، هم مسلمان و هم غیر مسلمان وجود داشته باشد، غیر مسلمان ارث نمی برند حتی اگر بر ورثه مسلمان اولویت داشته باشد.[430] همچنین، ماده ۱۰۵۹ قانون مدنی ایران و ماده ۲۲ مقررات مربوط به امور شخصی مسیحیان پروتستان در ایران ازدواج بین مسیحیان و مسلمانان را ممنوع می کنند.[431] مقررات مربوط به امور شخصی مسیحیان پروتستان در ایران تصریح می کند، که ازدواج مسیحی باید مطابق با آیین های مسیحی انجام شود و باید در دفتر ویژه کلیسا ثبت گردد.[432] نوکیشان مسیحی نمی توانند در کلیساهای به رسمیت شناخته شده توسط دولت ازدواج کنند. کلیساهای خانگی نیز فاقد امکان ثبت ازدواج مسیحی بر اساس قانون هستند. در نتیجه سازمان ثبت احوال کشور ازدواج نوکیشان مسیحی را تنها در صورتی به رسمیت می شناسد، که بر اساس قوانین اسلامی انجام شود.
همچنین براساس ماده ۱۱۹۲ قانون مدنی ایران، تعیین غیر مسلمان به عنوان سرپرست کودک ممنوع است.[433] حداقل در یک مورد، یک زوج نوکیش مسیحی به دلیل ایمان مسیحی شان حضانت فرزند خوانده خود را از دست دادند. لازم به ذکر است، که بر اساس ماده ۳ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست، کودکانی که سرپرست ندارند یا سرپرست نامناسب دارند، می توانند توسط تمام اتباع ایرانی مقیم ایران به فرزند خواندگی پذیرفته شوند.[434] این ماده قانون دین والدین متقاضی پذیرفتن فرزندخوانده را مشخص نمی کند. علاوه بر این، ماده ۶ بند ت همین قانون اذعان می کند، که اعطا حضانت کودک به پیروان ادیان شناخته شده در قانون اساسی مجاز است.[435]
در آخر این که، نوکیشان مسیحی از دسترسی به عدالت محروم شده اند. جمهوری اسلامی نه تنها علاقه ای به تحقیق در مورد قتل کشیشان مسیحی نشان نداد، بلکه خانواده های آنها را نیز تحت فشار قرار داد تا از عدالت خواهی منصرف شوند. به جز محاکمه نمایشی سه تن از اعضای مجاهدین خلق، هیچ بازداشتی در این زمینه صورت نگرفت و هیچ روند دادرسی قضایی ای آغاز نشده است. حداقل در یک مورد مقامات امنیتی خانوادۀ فرد قربانی را تهدید نمودند، تا دربارۀ این واقعه با دیگران صحبتی نکنند، در غیر این صورت آنها به طور «تصادفی» کشته خواهند شد.
نتیجه گیری
اکثر فقهای شیعه معتقدند، که افراد مسلمان زاده اجازه ندارند اسلام را ترک کرده و به مذاهب دیگر از جمله ادیان ابراهیمی روی آورند. اگرچه در مورد اَعمالی که ارتداد محسوب میشوند، به میزان قابل ملاحظه ای اختلاف نظر و ابهام وجود دارد، اما فقه شیعه میگوید که ارتداد جرمی سنگین محسوب بوده و مجازات آن مرگ است. قانون ایران نیز همین مسیر را دنبال نموده و تعریفی واضح و متحدالشکل از ارتداد ارائه نمیدهد. در طول سالهای پس از انقلاب 1357 چندین نوکیش مسیحی به این جرم متهم شده اند.
نوکیشان مسیحی نه تنها از به جای آوردن مناسک مذهبی خود به صورت علنی، آزاد و بدون ترس از سرکوب محروم شده اند، بلکه با سیاستها و شیوه های خفقان آور و تبعیض آمیز حکومت ایران مواجه بوده اند. به آنها برچسب به رسمیت شناخته نشده یا غیر رسمی زده اند، املاک آنها بدون پرداخت غرامت مصادره شده اند، و حقوق آنها برای برخورداری از ضمانت های آیین دادرسی نقض شده است. چندین کشیش و نوکیش مسیحی به قتل رسیدند، بسیاری به پشت میله های زندان فرستاده شدند و بسیاری دیگر نیز مجبور به تبعید گردیدند. اَعمالِ حکومت ایران در پیگرد نوکیشان مسیحی برخلاف قوانین بین المللی حقوق بشر و قانون اساسی ایران است.
روش شناسی
مرکز اسناد حقوق بشر ایران اطلاعات لازم برای این گزارش را از منابع زیر تهیه و مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است:
- شهادت قربانیان و شهود. مرکز اسناد حقوق بشر ایران برای تهیه این گزارش با پنج تن مصاحبه کرد؛ سه نفر از آنها در حال حاضر در ترکیه در تبعید به سر می برند، و دو نفر از آنها در ایالات متحده امریکا زندگی می کنند.
- اسناد صادر شده توسط سازمان های غیر دولتی. گزارش ها و اطلاعیه های مطبوعاتی صادره توسط سازمان های گوناگون حقوق بشر در تهیه این گزارش مورد استفاده قرار گرفته است.
- مقالات و کتب دانشگاهی. کتابها و مقالاتی که توسط و یا در مورد نوکیشان مسیحی در ایران نوشته شده برای تهیه این گزارش موررد استفاده قرار گرفته و به آنها استناد گردیده است.
- منابع مذهبی. فتاوی مراجع تقلید در مورد گرویدن به مسیحیت مرور شده و در این گزارش به آنها استناد گردیده است. پاسخ مراجع به پرسش های مذهبی، در تارنماهای گوناگونی که به حوزه علمیه قم وابسته اند، قابل دسترسی است.
- اسناد دولتی. قانون اساسی ایران، جدیدترین نسخۀ قانون مجازات اسلامی و دیگر قوانین و اسنادِ صادر شده توسط دولت ایران، در موارد مناسب مورد استفاده قرار گرفته است.
- گزارش های رسانه ها. منابع رسانه ای گوناگون ایرانی و نیز منابع رسانه ای غیر ایرانی برای تهیه جزئیات و پیشینه در این گزارش مورد استفاده قرار گرفته اند.
در مواردی که این گزارش به اطلاعات تهیه شده توسط نهادهای دولتی و یا سایر طرف های درگیر در موضوع ارجاع داده و یا به آنها استناد می کند، منبع چنین اطلاعاتی را مشخص نموده و اطلاعات را با توجه به صحت و سقم نسبی هر منبع ارزیابی می نماید. مرکز اسناد حقوق بشر ایران در نهایت دقت، تمامی منابع اطلاعات به کار رفته در تهیه این گزارش را مورد بازبینی قرار داده تا از اعتبار و دقت آنها یقین کامل حاصل نماید.
نام همه اماکن، افراد، سازمان ها و غیره که در زیرنویسها در اصل به فارسی نوشته شده، با استفاده از روش مجله بین المللی مطالعات خاورمیانه (IJMES) که در سایت https://www.cambridge.org/core/journals/international-journal-of-middle-east-studies/information/author-resources/ijmes-translation-and-transliteration-guide قابل دسترسی است، به انگلیسی حرف نویسی شده اند.
پیوست اول – فتواها
مورد شماره 1 ، صفحه ۱ – اولین استفتاء (سوال مذهبی) ارسال شده توسط عبدالرضا علی حق نژاد به دفتر علی خامنه ای رهبر حکومت ایران در دسامبر 2009 و پاسخ شرعی داده شده.
مورد شماره 2 ، صفحه ۱ – دومین استفتاء ارسال شده توسط عبدالرضا علی حق نژاد به دفتر علی خامنه ای رهبر حکومت ایران در ژانویه ۲۰۱۰ و پاسخ شرعی داده شده.
مورد شماره 3 ، صفحه ۱ – استفتاء ارسال شده توسط عبدالرضا علی حق نژاد به به دفتر آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی در اکتبر ۲۰۱۰ و پاسخ شرعی داده شده.
مورد شماره ۴ ، صفحه ۱ – استفتاء ارسال شده توسط عبدالرضا علی حق نژاد به دفتر آیت الله یوسف صانعی در سپتامبر ۲۰۱۰ و پاسخ شرعی داده شده.
[1] «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، 1368، اصل 12، قابل دسترسی در https://rc.majlis.ir/fa/content/iran_constitution
[3] «گزارش سال 2019 در مورد آزادی بین المللی مذهبی: ایران»، دفتر آزادی مذهبی بین المللی در وزارت امور خارجه ایالات متحده
[2019 Report on International Religious Freedom: Iran, Office of International Religious Freedom, U.S. Department of State]، ص. 6 (30 ژوئن 2020)، قابل دسترسی درhttps://www.state.gov/reports/2019-report-on-international-religious-freedom/iran/ همین طور نگاه کنید به «ایران: مسیحیان و نوکیشان مسیحی»، سیاست کشور و یادداشت های اطلاعات – دولت بریتانیا [Iran: Christians and Christian Converts, Country Policy, and Information Notes – UK Government]، ص. 13 (فوریه 2020)، قابل دسترسی در https://www.justice.gov/eoir/page/file/1253351/download
[4] جرالدین بورن، «حقوق بین الملل و حقوق کودک» [Geraldine Bueren, The International Law on the Rights of the Child]، ص. 151 (1988).
[5] معاهدات سازمان ملل شماره 999، ص. 171؛ چکیده سند ایی، 2-95 (1978)؛ سری معاهدات، سند 20-95؛ 6 I.L.M. 368 (1967) ]از این پس میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی[.
[6] «نوکیشان مسیحی در ایران، پروژۀ سانتاوس – خدمات مهاجرتی فنلاند» [Christian Converts in Iran, Suuntaus Project – Finnish Immigration Service] (21 اوت 2015)، ص. 2، قابل دسترسی در https://migri.fi/documents/5202425/5914056/62318_Suuntaus-raportti_Kristityt_kaannynnaiset_IranissaFINALFINAL160915_2_.pdf/5d13ea14-9aa8-4896-a737-7bcd5a8d4c24
[7] «ایران: مسیحیان و نوکیشان»، لند اینفو – مرکز اطلاعات کشور مبداء[Iran: Christians and Converts, Landinfo – Country of Origin Information Center] (7 ژوئیه 2011)، صص. 9-8، قابل دسترسی در https://www.landinfo.no/asset/1772/1/1772_1.pdf
[8] دیوید وارنیش، «ادامه روند ضدیت با کلیساهایی که قبلاً تحت محافظت حکومت ایران قرار داشتند»، شبکه خبری میشن
[David Varnish, Trend Continues against Churches Previously Protected by the Iranian Government, Mission Network News] (24 فوریه 2010)، قابل دسترسی در[9] ای. کریستین ون گوردر، «مسیحیت در پرشیا و وضعیت غیر مسلمانان در ایران» [A. Christian Van Gorder, Christianity in Persia and the Status of Non-Muslims in Iran]، ص. 199 (2010).
[10] جیمز مرچنت و همکاران، «بدعت گزاران: اقلیت های مذهبی ایران»، رسانه های کوچک [James Marchant et al., Heretics: Iran’s Religious Minorities, Small Media] (2014)، ص. 56، قابل دسترسی در https://www.smallmedia.org.uk/heretics/heretics.pdf همچنین نگاه کنید «لند اینفو – مرکز اطلاعات کشور مبداء»، رک. زیرنویس ۷ در صص. 12-11.
[11] مایکل ناظر علی، «مسیحیت در ایران: سنجشی مختصر» [Michael Nazir-Ali, Christianity in Iran: A Brief Survey]، مجله بین المللی مطالعات کلیسای مسیحی، جلد 9، ص. 37 [International Journal for the Study of the Christian Church] (2009). همچنین نگاه کنید به «ایران، اقلیت های مذهبی و قومی: تبعیض در قانون و در عمل»، سازمان دیده بان حقوق بشر [Iran:Religious and Ethnic Minorities; Discrimination in Law and Practice, Human Rights Watch] (سپتامبر 1997) ص. 20، قابل دسترسی در https://www.hrw.org/reports/pdfs/i/iran/iran979.pdf (در مورد زبان فارسی در کلیساهای پروتستان گفتگو می کند).
[12] «پروژۀ سانتاوس – خدمات مهاجرتی فنلاند»، رک. زیرنویس 6.
[13] جان ال. اسپوزیتو، «آن چه هر کس باید راجع به اسلام بداند» [John L. Esposito, What Everyone Needs to Know About Islam]، صص. 71-70 (2002).
[14] «قانون مدنی»، تهران 1307، مواد 881 (مکرر)، 1059، 1192، قابل دسترسی در https://rc.majlis.ir/fa/law/show/97937
[15] «پاسخ محمد فاضل لنکرانی»، تارنمای رسمی محسن کدیور (21 ژوئیه 2014)، https://kadivar.com/8979/
[16] عبدالله سعید و حسن سعید، «آزادی مذهب، ارتداد و اسلام» [Abdullah Saeed & Hassan Saeed, Freedom of [Religion, apostasy, and Islam ، ص. 36 (2004).
[17] بر طبق یک حدیث مهم از امام هفتم شیعه، موسی کاظم، مسلمانی که به مسیحیت گرویده باشد باید کشته شود. در حدیث دیگری، امام محمد باقر، امام پنجم شیعیان، مرتد را شخصی تعریف می کند که اسلام را باطل دانسته و رسالت حضرت محمد را انکار کرده باشد. توبۀ چنین شخصی پذیرفته نیست و وی باید کشته شود. همسر وی طلاق داده می شود و دارایی وی باید در میان وراثش تقسیم گردد. نگاه کنید به محمد ابن یعقوب الکلینی، الکافی، صص. 7-256 (چاپ سوم 2009)، قابل دسترسی در https://bit.ly/37zMg7W
[18] «ارتداد در جمهوری اسلامی ایران»، مرکز اسناد حقوق بشر ایران [Apostasy in the Islamic Republic of Iran, Iran Human Rights Documentation Center] (25 سپتامبر 2014)، ص. 50، قابل دسترسی در https://iranhrdc.org/apostasy-in-the-islamic-republic-of-iran/ همچنین نگاه کنید به «بررسی مقولۀ ارتداد در آراء اندیشمندان ایران»، تارنمای صدانت، قابل دسترسی در https://3danet.ir/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%AF/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021) (در مورد عقاید فقهای مختلف شیعه دربارۀ اعمالی که به منزلۀ ارتداد می باشند صحبت می کند).
[19] روح الله خمینی، «تحریر الوسیله»، صص. 8-527 (سید علی رضا نقوی، ترجمه، 2001)، قابل دسترسی در https://rb.gy/zjkkpe
[20] سید مصطفی محقق داماد، «دایرة المعارف بزرگ اسلامی»، جلد 7، ص. 443 (1996).
[21] الحر العاملی، «وسایل الشیعه»، جلد 28، صص. 31-330، قابل دسترسی در https://bit.ly/3aIDgQK
[22] «روح الله خمینی»، رک. زیرنویس ۱۹ در ص. ۲۲۷.
[23] فتوا حکم آمرانۀ عالِمِ مذهبی در پاسخ به سؤالات فقه اسلامی است. مراحل درخواست فتوا را اصطلاحاً استفتاء مینامند. نگاه کنید به «فتوا»، دایرة المعارف ایرانیکا، قابل دسترسی در https://iranicaonline.org/articles/fatwa همچنین نگاه کنید به «ایمیلی از دفتر رهبر ایران (fatwa@leader.ir) به عبدالرضا علی حق نژاد»، (2 ژانویه 2009، 1:08 وقت رسمی گرینویچ) (پیوست اِی ، مورد 1).
[24] «ایمیلی از دفتر رهبر ایران (fatwa@leader.ir) به عبدالرضا علی حق نژاد»، (2 ژانویه 2009، 1:08 وقت رسمی گرینویچ) (پیوست اِی، مورد 1).
[25] «ایمیلی از دفتر رهبر ایران (fatwa@leader.ir) به عبدالرضا علی حق نژاد»، استفتاء شماره 143069 (13 ژانویه 2010، 17:36 وقت رسمی گرینویچ) (پیوست اِی، مورد 2).
[26] «انتخاب دین غیر از اسلام پس از تحقیق»، پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی، قابل دسترسی در https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&mid=255142&catid=44743 (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021). آیت الله مکارم شیرازی معتقد است، که اگر یکی از زوجین از اسلام به مسیحیت تغییر دین بدهد، دیگری باید از وی طلاق بگیرد. نگاه کنید به «فتاوای آیت الله مکارم شیرازی در مورد احکام مرتد»، تابناک نیوز (5 دسامبر 2018)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3c3JaNi
[27] «نامۀ دفتر آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی به عبدالرضا علی حق نژاد»، شماره اتوماتیک 65856، شماره دفتری 89/7/284 (2 اکتبر 2010)، (پیوست اِی، مورد 3).
[28] «فتاوای آیت الله صافی گلپایگانی در مورد ارتداد»، تابناک نیوز (4 دسامبر 2018)، قابل دسترسی در https://bit.ly/38A4iaS
[29] «فتوای آیت الله روحانی درباره اهانت به معصومین»، شیعه نیوز (17 می 2012)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3dIbyEa
[30] مهدی جامی، «آیت الله منتظری: هر تغییر مذهبی ارتداد نیست»، بی بی سی فارسی (2 فوریه 2005)، قابل دسترسی در https://www.bbc.com/persian/iran/story/2005/02/050202_mj-montzari-renegade
[31] «ایمیلی از دفتر آیت الله صانعی (answer@saanei.net) به عبدالرضا علی حق نژاد»، نامۀ شمارۀ 101743 (22 سپتامبر 2010) (پیوست اِی، مورد 4).
[32] محسن کدیور، «رسالۀ نقدی مجازات مرتد و سب النبی»، (2011)، قابل دسترسی در http://mkadivar.wpengine.com/wp-content/uploads/2012/02/Kadivar-Criticism-of-Punishment-for-Apostasy-and-Religious-Insulting.pdf
[33] «مرکز اسناد حقوق بشر ایران»، رک. زیرنویس ۱۸ در ص. ۴.
[34] «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، اصل 167. به همین روال مادۀ 3 آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی هم تصریح می کند، که قضات دادگاه ها موظفند در صورتی که قوانین موضوعه کامل یا صریح نبوده یا متعارض باشند، یا اصلا” قانونی در قضیه مطروحه وجود نداشته باشد، با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر و اصول حقوقی که مغایر با موازین شرعی نباشد، حکم قضیه را صادر نمایند. نگاه کنید به «آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی»، 1379، قابل دسترسی در https://rc.majlis.ir/fa/law/show/93305
[35] «قانون مجازات اسلامی»، تهران (1392)، ماده 220، قابل دسترسی در https://www.ilo.org/dyn/natlex/docs/ELECTRONIC/103202/125190/
[36] «قانون مجازات اسلامی»، ماده ۱۵.
[37] همان، مواد 160 و 211.
[38]احمد حاجی ده آبادی، «قاعدة درأ در فقه امامیه و حقوق ایران»، شماره ۵ مجله فقه و حقوق (۲۰۰۵)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3ikHGjq
[39] «قانون مجازات اسلامی»، ماده 302 (الف).
[40] «هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته، یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا به هر علت قصاص نشود، درصورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد، دادگاه مرتکب را به حبس از سه تا ده سال محکوم مینماید». «قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم»، تهران (1375)، ماده 612، قابل دسترسی در https://rb.gy/3qnssu
[41]«مرکز اسناد حقوق بشر ایران»، رک. زیرنویس ۱۸ در ص. ۲۲.
[42] «قانون مجازات اسلامی»، مواد 262 و 263.
[43] «قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم»، ماده ۵۱۳.
[44] «مرکز اسناد حقوق بشر ایران»، رک. زیرنویس ۱۸ در صص. ۲۳-۲۴.
[45] همان، در ص. 26.
[46] «اطلس زندانهای ایران، شرح حال امین افشار نادری»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/en/prisoner/2736/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[47] «قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم»، ماده ۴۹۸.
[48] همان، ماده ۴۹۹.
[49] رضا جمالی، «”مصادره” مِلک متعلق به یک کلیسا از سوی “ستاد اجرایی فرمان امام”»، رادیو فردا (10 مارس 2018)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f4_iran_organization_seize_property_church_garden/29090533.html
[50] «اطلس زندانهای ایران، شرح حال کاویان فلاح محمدی»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/en/prisoner/2742/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021). همچنین نگاه کنید به «اطلس زندانهای ایران، شرح حال هادی عسگری»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/en/prisoner/2739/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[51] «قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم»، ماده ۵۰۰.
[52] «محکومیت ۱۲ نوکیش مسیحی در بوشهر؛ گزارشی از شرح پرونده پیام خرامان»، هرانا (10 اوت 2018)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2018/hranews/a-16522/
[53] «اصلاح طرح الحاق دو ماده به کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی/تعیین مجازات برای توهین به قومیتها و ادیان الهی»، خبرگزاری فارس (11 آبان 1399)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2KLolv2
[54] «حامیان حقوق بشر می گویند قوانین جدید ایران خطر دستگیری مسیحیان را افزایش می دهد»، تارنمای پاسخ مسیحی
[New Law in Iran Threatens More Arrests of Christians, Rights Advocates Say, ChristianResponse.com] (30 ژوئن 2020)، قابل دسترسی در https://christianresponse.org/news/new-law-in-iran-threatens-more-arrests-of-christians-rights-advocates-say/[55] الیز ساناساریان، «اقلیتهای مذهبی در ایران»، [Eliz Sanasarian, Religious Minorities in Iran] صص. 4-43 (2000). همین طور گاه کنید به «مرچنت و همکاران»، رک. زیرنویس ۱۰ در ص. ۵۱.
[56] «تاریخ مسیحیت در ایران/قسمت آخر»، تارنمای کلمه، قابل دسترسی در https://bit.ly/3aVsSFS (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[57] رویکرد آیت الله خمینی به اقلیتهای مذهبی بر پایۀ احکام ذمّه بود که میگوید جوامع غیر مسلمان مادامی که مالیات مخصوص یا همان جزیه را بپردازند و به شرایط حکومت مسلمانان احترام بگذارند میتوانند به فعالیت های خود ادامه دهند. نگاه کنید به کاترین اسپلمن، «مذهب و ملت؛ شبکه های محلی و فراملی ایرانی در بریتانیا»، [Kathryn Spellman, Religion and Nation; Iranian Local and Transnational Networks in Britain] ص. 163 (2004). آیت الله خمینی از آن دسته از روحانیون شیعه بود، که به نجاست غیر مسلمانان اعتقاد داشت. نگاه کنید به سید محمد موسوی بجنوردی و فرحناز افضلی، «تأثیر تئوری مقتضیات زمان و مکان بر احکام ذمّه با رویکردی بر نظر امام خمینی»، مجله تحقیقاتی متین، جلد 62، صص. 49-21 (2014)، قابل دسترسی در http://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_60486.html همچنین نگاه کنید به «روح الله خمینی»، رک. زیرنویس ۱۹ در صص. 530-540 (در مورد موقعیت اجتماعی و حقوق اقلیتهای مذهبی از دیدگاه آیت الله خمینی گفتگو می کند).
[58] منصور برجی، «40 سال آپارتاید مذهبی در ایران: مسیحیت در ایران پس از انقلاب»، سازمان ماده 18[40 Years of Religious Apartheid: Christianity in Post-Revolution Iran, Article 18] (11 فوریه 2019)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/analysis/2884
[59] «ون گوردر»، رک. زیرنویس ۹ در ص. ۱۷۸.
[60] «ساناساریان»، رک. زیرنویس ۵۵ در ص. ۱۲۳.
[61] همان، ص. 124.
[62] «اسپلمن»، رک. زیرنویس ۵۷ در ص. 163.
[63] «ساناساریان»، رک. زیرنویس ۵۵ در ص. ۱۲۳.
[64] همان.
[65] «آمدن به سئول»، جامعۀ انگلیکن [Coming to Seoul, Anglican Communion]، قابل دسترسی در https://www.anglicancommunion.org/media/53266/coming-to-seoul.pdf (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[66] «میسیونر غربی از زندان ایران آزاد شد»، مجلۀ الکترونیکی ورلد اسکوپ [Western Missionary Released from Prison in Iran, World scope Electronic Magazine]، قابل دسترسی در http://www.churchlink.com.au/churchlink/worldscope/communigram/iran2.html (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[67] منصور برجی، «دستورالعملی برای ناشکیبایی: طرح حکومت ایران برای سرکوب مسیحیان»، مؤسسۀ خاورمیانه [Mansour Borji, A Recipe for Intolerance: Iran’s Blueprint for Cracking Down on Christians, Middle East Institute] (9 دسامبر 2020)، قابل دسترسی در https://www.mei.edu/publications/recipe-intolerance-irans-blueprint-cracking-down-christians
[68] «تعطیلی کلیسای پروتستان باعث گسترش ترس از تعطیلی های بیشتر شده است»، مرکز حقوق بشر در ایران (سابقا با عنوان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شناخته می شد) [Protestant Church Shutdown Sparks Fears of Coming Closure Spree, Center for Human Rights in Iran] (8 ژوئن 2012)، قابل دسترسی در https://www.iranhumanrights.org/2012/06/protestant-church/
[69] «دفتر آزادی مذهبی بین المللی در وزارت امور خارجه ایالات متحده»، رک زیرنویس ۳، صص. 19-20.
[70] گلی فرانسیس دهقانی، «گفتمان در زیر شکنجه: تعامل کلیسای انگلیکن در ایران با اسلام شیعی»، نشریه الهیات کلیسای انگلیکن [Guli Francis-Dehqani, Dialogue Under Persecution: Anglicanism in Iran Engaging with Shi‘a Islam, THE ANGLICAN THEOLOGICAL REVIEW]، جلد 96، صص. 5-133 (2014)، قابل دسترسی در http://www.anglicantheologicalreview.org/wp-content/uploads/2020/02/francis_96.1.pdf
[71] ریچارد هریس، «پدر روحانی، حسن دهقانی تفتی؛ اسقف تبعیدی ایرانی در مورد بخشش اندرز می دهد»، گاردین [Richard Harries, The Rt Rev Hassan Dehqani-Tafti; Exiled Iranian Bishop Preaching Forgiveness, The Guardian ] (20 مه 2008)، قابل دسترسی در https://www.theguardian.com/world/2008/may/21/anglicanism.iran
[72] «جمهوری اسلامی ایران مجموعۀ کلیسای انگلیکن اصفهان را مصادره می کند»، جوهر انگلیکن [Islamic Republic of Iran Confiscates Anglican Church Compound in Isfahan, Anglican Ink] (28 سپتامبر 2020)، قابل دسترسی در https://anglican.ink/2020/09/28/islamic-republic-of-iran-confiscates-anglican-church-compound-in-isfahan/
[73]«ساناساریان»، رک. زیرنویس ۵۵ در ص. ۱۲۳.
[74] «گفتگویی با اسقف دهقانی تفتی و همسرشان مارگرت/۲»، تارنمای کلمه، قابل دسترسی در https://bit.ly/2Jvdtk6 (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[75] همان. همچنین نگاه کنید به «دهقانی»، رک. زیرنویس ۷۰ در ص. ۱۳۸.
[76] «هریس»، رک. زیرنویس ۷۱.
[77] امیر سام گودرزی، «کشیش هایی که به دست جمهوری اسلامی ترور شدند»، رادیو زمانه (17 ژانویه 2021)، قابل دسترسی در https://www.radiozamaneh.com/570002 بعضی از گزارش ها نشان می دهند، که عاملان این اقدام افراد وابسته به کمیته های انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران اصفهان بوده اند. نگاه کنید به ایرج مصداقی، «غلامحسین مستقیمی تهرانی – سرنوشت یک تروریست ولایی»، رادیو زمانه (9 آوریل 2019)، قابل دسترسی در https://www.radiozamaneh.com/440574
[78] «هریس»، رک. زیرنویس ۷۱.
[79] دکتر علی اصغر بهزادنیا، معاون وزیر ارشاد ملی آن زمان (که بعدها به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تغییر نام داد) در طی یک مصاحبه مطبوعاتی در مرداد 1359 اظهار داشت که حکومت ایران نامه ای از رهبران کلیسای اسقفی به یک مأمور پنتاگون را کشف کرده است. او ادعا نمود که آنها از دریافت 500 میلیون دلار که دولت ایالات متحده برای آنها ارسال کرده بوده تشکر کرده اند، که گفته می شد مبلغ آن در میان افسران ارتش ایران، رهبران بهایی و ضد انقلاب پخش شده بوده تا بر علیه جمهوری اسلامی کودتا کنند. وزارت امور خارجۀ بریتانیا بعداً این نامه را جعلی و بی اعتبار خواند. بر اساس روایت اسناد دولت بریتانیا، بهزادنیا به نهضت آزادی ایران نزدیک بود. نگاه کنید به مجید تفرشی، «روابط ایران و بریتانیا در اسناد آرشیو ملی بریتانیا در سال ۱۹۸۰»، تارنمای تاریخ ایرانی (8 فوریه 2011)، قابل دسترسی در https://bit.ly/388Bffd دکتر علی اصغر بهزادنیا در حال حاضر در ناحیه کاستامسا در کالیفرنیا مشغول به کار طبابت است. نگاه کنید به دکتر علی اصغر بهزادنیا، Doctor.com، قابل دسترسی در https://www.doctor.com/Dr-Ali-Behzadnia (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[80] تری وایت، «باوری مبتنی بر اعتماد» [TERRY WAITE, TAKEN ON TRUST] 2016. اعضاء کلیسای اسقفی در بهمن ماه 1359 آزاد شدند. نگاه کنید به «تفرشی»، رک. زیرنویس ۷۹.
[81] «کلیساهای انگلیکن در ایران؟» [Anglican churches in Iran?] ، EpiscopalCafe.com (3 مارس 2016)، قابل دسترسی در https://www.episcopalcafe.com/anglican-churches-in-iran
[82] «نخستین زن ایرانی که قرار است در کلیسای کانتربری به مقام اسقفی منصوب شود»، خبرگزاری کلیسای انگلیکن [First Persian Woman to Be Ordained to the Episcopate Consecrated in Canterbury Cathedral, Anglican Communion News Agency] (30 نوامبر 2017)، قابل دسترسی در https://www.anglicannews.org/news/2017/11/first-persian-woman-to-be-ordained-to-the-episcopate-consecrated-in-canterbury-cathedral.aspx
[83] «دهقانی»، رک. زیرنویس ۷۰ در ص. ۱۳۵.
[84] «ایران»، انجمن کلیسای خاورمیانه و اورشلیم [Iran, Jerusalem & the Middle East Church Association]، قابل دسترسی در https://www.jmeca.org.uk/christianity-middle-east/anglican-episcopal-church/iran (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021). یک گزارش نشان می دهد که شخصی به نام پیام موسوی که ظاهراً کشیش نیست، در حال حاضر مسئول کلیسای سنت لوک در اصفهان است. نگاه کنید به «سفر به اصفهان مصاحبه با نابینایان پیشکسوت و بازدید از مزرعه کوروش»، دفتر فرهنگ معلولین (31 اردبیهشت 1399)، قابل دسترسی در http://www.handicapcenter.com/2020/05/20/26742
[85] «جمالی»، رک. زیرنویس ۴۹.
[86] «اسقف هايك هوسپيان مهر، شهيد مسيحی ايرانی، ١٣٧٢-١٣٢٣»، سازمان ایران برای مسیح (22 فوریه 2019)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3nmGmwR همچنین نگاه کنید به «مصاحبه با کشیش نینوس یوحنا»، تارنمای کلمه، قابل دسترسی در https://bit.ly/2LiTN48 (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021) (در مورد تأسیس و ادارۀ کلیسای جماعت ربانی در ارومیه میگوید). همچنین نگاه کنید به زرین بهروش، «تاریخ کلیسای مسیحی در ایران»، ص. 158 (1988) (در مورد تشکیل کلیساهای فارسی زبان وابسته به شاخۀ جماعت ربانی در اراک، ساری، مشهد و رشت گفتگو می کند).
[87] «سازمان ایران برای مسیح»، رک. زیرنویس ۸۶.
[88] «برجی»، رک. زیرنویس ۵۸.
[89] «ناظر علی»، رک. زیرنویس ۱۱ در صص. ۳۷-۳۸. همچنین نگاه کنید به «اسپلمن»، رک. زیرنویس ۵۷ در ص. 166(در مورد کمپین حکومت علیه کلیسا توضیح می دهد).
[90] «اسپلمن»، رک. زیرنویس ۵۷ در صص. 166-167. همچنین نگاه کنید به «کلیسای قدیمی پروتستان توسط وزارت اطلاعات تعطیل و یک کشیش به زندان اوین منتقل شد»، مرکز حقوق بشر در ایران (سابقا با عنوان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شناخته می شد) (31 مه 2013)، قابل دسترسی در https://persian.iranhumanrights.org/1392/03/mansour_borji/ (در مورد تعطیل شدن جلسات نیایش کلیسای جماعت ربانی در اراک، مشهد، شیراز، اهواز و تبریز توضیح می دهد).
[91] «اسپلمن»، رک. زیرنویس ۵۷ در ص. 167.
[92] «برجی»، رک. زیرنویس ۵۸.
[93] فرد پطرسیان، «تولد یک اقلیت: مسیحیان ایرانی»، سازمان ماده 18 [Fred Petrossian, The Birth of a Minority: Iranian Christians, Article 18] (8 فوریه 2019)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/analysis/2867/ همچنین نگاه کنید به مارک بردلی، «بیش از آنند که زندانی شوند: داستان نوکیشان مسیحی ایران» [Mark Bradley, Too Many to Jail; The Story of Iran’s New Christians] ، صص. 159-142 (2014) (در مورد رشد کلیساهای خانگی در ایران صحبت می کند).
[94] گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، «گزارشی در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران»، کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد [Special Rapporteur on the Situation of Human Rights in the Islamic Republic of Iran, Report on the Situation of Human Rights in the Islamic Republic of Iran, HRC A/HRC/31/69] (26 مه 2016) (نوشتۀ احمد شهید).
[95] خدمات مهاجرت دانمارک، «آخرین اخبار راجع به وضعیت نوکیشان مسیحی در ایران» [Danish Immigration Service, Update on the Situation for Christian Converts in Iran] (ژوئن 2014)، ص. 21، قابل دسترسی در https://www.ecoi.net/en/file/local/1038385/1226_1403600474_rapportiranffm10062014ii.pdf
[96] لوییزا اولچاک، «آیا 3 کشیش مسیحی در ایران زندانی خواهند شد؟ سازمان کلیسا نسبت به افزایش آزار و اذیتها هشدار می دهد»، کریستین پست [Luiza Oleszczuk, 3 Christian Pastors in Iran to Be Imprisoned? Ministry Warns of Increased Persecution, The Christian Post] (30 نوامبر 2011)، قابل دسترسی در https://www.christianpost.com/news/3-christian-pastors-in-iran-to-be-imprisoned-ministry-warns-of-increased-persecution-63536/print.html
[97] «شهادتنامۀ بهروز صادق خانجانی»، مرکز اسناد حقوق بشر ایران (13 نوامبر 2020)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3xonm6m
[98] «شهادتنامۀ نازلی مکاریان»، مرکز اسناد حقوق بشر ایران (27 آوریل 2020)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2U45UGC
[99] «ون گوردر»، رک. زیرنویس ۹ در ص. ۱۷۸.
[100] احمدی نژاد خواهان «متوقف ساختن رشد مسیحیت در ایران» شد. ببینید «لند اینفو – مرکز اطلاعات کشور مبداء»، رک. زیرنویس ۷ در ص. ۱۹.
[101] «الزام شورای فرهنگ عمومی به پیگیری راهکارهای جلوگیری از بروز و ظهور افراد، تشکلها و انجمنهای انحرافی با پوشش مسائل عرفانی و معنوی»، تهران 1385، قابل دسترسی در https://rc.majlis.ir/fa/law/show/101282
[102] «حکم مرگ برای نوکیشان مسیحی و وحشت از گسترش تغییر دین»، بخش فارسی صدای امریکا (5 مارس 2012)، قابل دسترسی در https://ir.voanews.com/persiannews/iran-islam-christianity-religion-convert-141444753
[103] «بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم»، تارنمای رسمی علی خامنه ای (19 اکتبر 2010)، قابل دسترسی در https://farsi.khamenei.ir/print-content?id=10302
[104] «کلیساهای خانگی برنامۀ صهیونیستها است»، جوان آنلاین (23 اکتبر 2010)، قابل دسترسی در https://bit.ly/38hMwZJ همین طور نگاه کنید به «وزير اطلاعات: تبليغ مسيحيت در ميان دانشآموزان كشور؛ پروژه جديد دشمن در جنگ نرم»، تارنمای خبری تحلیلی عصر ایران (9 اگوست 2010)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2Kqce6a (در مورد ادعاهای حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات وقت، دربارۀ تبلیغ دانش آموزان ایرانی با شعار «فقط عیسی مسیح» صحبت می کند).
[105] «هشدار شدید اللحن آیت الله العظمی وحید خراسانی»، تارنمای انتخاب (9 مارس 2011)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3ataCDr
[106] «ایران: کشیش مسیحی به جرم ارتداد با اعدام مواجه است؛ مسیحیان تبشیری، هدف آزار و اذیت های مذهبی»، سازمان دیده بان حقوق بشر [Iran: Christian Pastor Faces Execution for ‘Apostasy;’ Evangelical Christians Targets of Religious Persecution, Human Rights Watch] (30 سپتامبر 2011)، قابل دسترسی در https://www.hrw.org/news/2011/09/30/iran-christian-pastor-faces-execution-apostasy
[107] «برجی»، رک. زیرنویس ۵۸.
[108] «ستاد اجرایی فرمان امام ساختمان کلیسا در کرج را مصادره می کند»، سازمان ماده 18 [EIKO Confiscates Church Property in Karaj, Article 18] (9 مارس 2018)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/2854/
[109] «برجی»، رک. زیرنویس ۶۷.
[110] نقدی بر عملکرد و سخنان دستیار رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت، خبرگزاری کردپرس (۱۰ژوئن ۲۰۲۱)، https://bit.ly/3fu3yYW
[111] «نگاهی به کشتار مسیحیان در جمهوری اسلامی و اعمال فشار بر مسیحیان فارس زبان»، تارنمای ایران کارگر (6 اکتبر 2019)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2N7Oyoj
[112] دنیس آژیری، «فشار وزارت اطلاعات بر کلیسای جماعت ربانی تهران»، رادیو فردا (16 مه 2012)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f10-iran-ntelligence-ministry-asks-for-name-and-information-of-church-members/24583028.html
[113] «برجی»، رک. زیرنویس ۵۸.
[114] «حذف برنامه ریزی شده رهبران کلیساهای ایران توسط سپاه»، ایران بریفینگ (10 ژوئن 2013)، قابل دسترسی در https://farsi.iranbriefing.net/?p=27729
[115] «کشیش کلیسای اصفهان بازداشت شد»، هرانا (23 فوریه 2012)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2012/hranews/1-10248/ همچنین نگاه کنید به «دستگیری کشیش کلیسای پولس قدیس اصفهان»، بی بی سی فارسی (24 فوریه 2012)، قابل دسترسی در https://www.bbc.com/persian/iran/2012/02/120224_l23_arested_iranian_christian_priest_isfahan (در مورد وابستگی کلیسای پولس قدیس به کلیسای اسقفی صحبت می کند).
[116] منصور برجی، «نگاهی به وضعیت مسیحیان ایران در سال ۲۰۱۳»، رادیو فردا (25 دسامبر 2013)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f10-iranian-christians-2013/25211330.html
[117] «ایران بریفینگ»، رک. زیرنویس ۱۱۴.
[118] همان.
[119] «کشیشی در تهران در حین مراسم نیایش در کلیسا دستگیر شد»، سازمان ماده 18 [Tehran Pastor Arrested During Church Service, Article 18] (21 مه 2013)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/3415/
[120] «ممنوعیت ارائه خدمات به زبان فارسی در کلیساهای ایرانی»، رادیو فردا (26 فوریه 2012)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f12_iran_bans_persian_services_in_tehran_churches/24496338.html
[121] منصور برجی، «گزارشی از وضعیت مسیحیت ایرانی در سال 2012»، رادیو فردا (2 ژانویه 2013)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f3_iranian_christians_2012/24814135.html
[122] نازی عظیما، «مسیحیت در ایران: جرم سیاسی- امنیتی»، بخش فارسی صدای امریکا (23 ژوئن 2012)، قابل دسترسی در https://ir.voanews.com/arshyw/iranian-converts-christianity-increase-house-churches-threat-islam
[123] «برجی»، رک. زیرنویس ۱۱۶.
[124] «ممنوعیت ورود مسیحیان فارسی زبان به کلیسای کاتولیک لاتین تهران»، هرانا (1 اکتبر 2013)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2013/hranews/1-15277/ کلیسای حضرت ابراهیم وابسته به فرقه مسیحی دومینیکن ایرلند است. نگاه کنید به «حضرت ابراهیم، تهران» [St. Abraham’s, Tehran]، Dominicans.ie، قابل دسترسی در https://dominicans.ie/about/communities/tehran/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[125] نیلوفر رستمی، «فرزند یک کشیش آشوری محکوم به زندان: هیچ مدرکی علیه پدرم و بقیه اعضای خانوادهام وجود ندارد»، ایران وایر (4 اوت 2019)، قابل دسترسی در https://iranwire.com/fa/features/32370
[126] «تایید چهار حکم در دادگاه تجدیدنظر: محکومیتهای فلهای برای مسیحیان توسط دادگاه انقلاب»، مرکز حقوق بشر در ایران (سابقا با عنوان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شناخته می شد) (27 اوت 2018)، قابل دسترسی در https://persian.iranhumanrights.org/1397/06/approval-of-four-judgments-in-the-appeals-court/
[127] فرزاد فروغی، «شکنجه ویلسون عیسوی، كشيش كليساى آشورى»، رادیو فردا (5 مارس 2010)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f3_priest_torture_Iran/1975786.html
[128] کیواندخت قهاری، «افزایش فشار بر جامعه مسیحیان ایران»، دویچه وله فارسی (22 فوریه 2010)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2WL3VED همچنین نگاه کنید به «کلیسای پنطیکاستی، کرمانشاه»، تارنمای کویرها و بیابان های ایران (3 فوریه 2012)، قابل دسترسی در https://bit.ly/38BVMIg (توضیح می دهد که کلیسای آشوری پروتستان در کرمانشاه یکی از ابنیه به ثبت رسیدۀ میراث فرهنگی است).
[129] «رستمی»، رک. زیرنویس ۱۲۵.
[130] «بازداشت کشیش کلیسای جماعت ربانی اصفهان»، هرانا (26 دسامبر 2010)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2011/hranews/1-5083/ از 1372 به بعد کلیساهای ارومیه اجازه ندارند که بیشتر از یک بار در هفته مراسم نیایش داشته باشند. نگاه کنید به «سازمان ایران برای مسیح»، رک. زیرنویس ۸۶.
[131] «ایران بریفینگ»، رک. زیرنویس ۱۱۴.
[132] «مسیحیان اهواز پیش از فرا رسیدن کریسمس دستگیر شدند»، سازمان ماده 18 [Ahvaz Christians Arrested Ahead of Christmas, Article 18] (27 دسامبر 2011)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/4064/
[133] «شهناز جیزان، همسر کشیش از زندان آزاد شد»، سازمان ماده 18 [Pastor’s Wife Shahnaz Jizan Released from Prison, Article 18] (28 ژانویه 2014)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/4069/
[134] «چهار سال زندان برای کشیش و سه تن از خادمین کلیسای اهواز»، هرانا (29 اکتبر 2012)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2012/hranews/1-12719/
[135] «همسر کشیش کلیسای جماعت ربانی اهواز بصورت مشروط آزاد شد»، نفس در قفس ارگان خبری لیگ حقوق بشر زندانیان ایران (29 ژانویه 2014)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3aQ6Iou
[136] «کشیش ایرانی و همسرش پس از تهدید به اعدام به جرم ارتداد، فرار کردند»، سازمان ماده 18 [Iranian Pastor and Wife Fled After Threat of Execution for Apostasy, Article 18] (28 نوامبر 2018)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/2303/
[137] «اطلاعات سپاه کلیسای جنتآباد را تعطیل کرد»، رادیو فردا (9 ژوئن 2012)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f3_security_forces_shutdown_church_iran/24608930.html این کلیسا به عنوان شاخه ای از کلیسای مرکزی جماعت ربانی در تهران اداره می شد، اما کشیش آن مستقلاً عمل می کرد. نگاه کنید به «مرکز حقوق بشر ایران »، رک. زیرنویس ۶۸.
[138] «مرکز حقوق بشر در ایران»، رک. زیرنویس ۶۸. همچنین نگاه کنید به «کلیسای جنت آباد در تهران پلمب شد»، تارنمای پیک ایران (8 ژوئن 2012)، قابل دسترسی در https://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=49024 (توضیح می دهد که این کلیسا مراسم نیایشی به زبان فارسی برگزار می کرد).
[139] «مرکز حقوق بشر ایران »، رک. زیرنویس ۹۰.
[140] «کلیسا و اقلیتها»، شهرداری تهران (15 اکتبر 2014)، قابل دسترسی در https://web.archive.org/web/20141015045308/http://www.tehran.ir/Default.aspx?tabid=166 در سال 1388، 25 کلیسای ثبت شده در تهران وجود داشت، که به شاخه های کاتولیک، ارتدکس و پروتستان تعلق داشتند. نگاه کنید به «لند اینفو – مرکز اطلاعات کشور مبداء»، رک. زیرنویس ۷ در ص. ۵.
[141] ملیکا خاچاطوریان، «چند ساعت در خیابان ادیان تهران؛ ورود مسلمانان ممنوع»، ایران وایر (22 اوت 2020)، قابل دسترسی در https://iranwire.com/fa/features/40476
[142] «برجی»، رک. زیرنویس ۶۷.
[143] «ون گوردر»، رک. زیرنویس ۹ در ص. ۱۸۱.
[144] «سازمان دیده بان حقوق بشر»، رک. زیرنویس ۱۰۶.
[145] «آزادی زود هنگام کشیش فرشید فتحی؛ وعدهای که محقق شد»، حقوق بشر در ایران (22 دسامبر 2015)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3nUfHsl
[146] «اطلس زندانهای ایران، شرح حال فرشید فتحی»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/fa/prisoner/1094/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[147] «اطلس زندانهای ایران، شرح حال عبدالرضا علی حق نژاد»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/en/prisoner/1885/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021). در همان پرونده هشت عضو کلیسای ایران که با حق نژاد دستگیر شده بودند، هر یک به پنج سال حبس در سال 2019 محکوم شدند. نگاه کنید به «۹ نوکیش مسیحی در ایران مجموعا به تحمل ۴۵ سال زندان محکوم شدند»، بخش فارسی صدای امریکا (20 دسامبر 2019)، قابل دسترسی در https://ir.voanews.com/latestnews/iran-human-rights-358
[148] میترا شجاعی، «اتهام محاربه با خدا و فساد فیالارض برای سه کشیش ایرانی»، دویچه وله فارسی (17 سپتامبر 2014)، قابل دسترسی در https://bit.ly/35YZjQo
[149] «دادگاه سه کشيش زندانی در ایران برگزار شد»، رادیو زمانه (3 اکتبر 2014)، قابل دسترسی در https://www.radiozamaneh.info/179639 دادگاه تجدید نظر رضا ربانی را تبرئه نمود و دستور آزادی او را در دسامبر 2014 صادر کرد. همچنین نگاه کنید به «اطلس زندانهای ایران، شرح حال رضا ربانی»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/fa/prisoner/1893/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[150] «اطلس زندانهای ایران، شرح حال بهنام ایرانی»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/fa/prisoner/1482/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[151] «بهنام ایرانی پس از شش سال تحمل حبس از زندان آزاد شد»، شبکه خبری مسیحیان فارسی زبان (18 اکتبر 2016)، قابل دسترسی در https://fcnn.com/?p=1764
[152] «فروغی»، رک. زیرنویس ۱۲۷.
[153] «آزادی موقت زندانی مسیحی “کشیش “ویلسون عیسوی” با سپردن وثیقه»، هرانا (30 مارس 2010)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2010/hranews/keshish/
[154] «عظیما»، رک. زیرنویس ۱۲۲.
[155] «رهبر سابق کليسای آشوری پنطیکاستی تهران بازداشت شد»، رادیو فردا (28 دسامبر 2014)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/o2-church-iran-arrested/26766548.html
[156] «ویکتور بت تمرز در باره مجازات حبس ده سالهای که وی را مجبور به خروج از ایران کرد، ابراز نظر می کند»، سازمان ماده 18 [Victor Bet-Tamraz Reflects on 10-year Sentence That Forced Him Out of Iran, Article 18] (25 سپتامبر 2020)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/features/6893/
[157] «دادگاه چهار مسیحی را مجموعاً به 45 سال حبس محکوم می کند»، سازمان ماده 18 [Court Sentences Four Christians to a Total of 45 Years in Prison, Article 18] (5 ژوئیه 2017)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/1877/
[158] «تأیید حکم ۵۰ سال زندان برای پنج شهروند مسیحی ایرانی»، رادیو فردا (19 اوت 2020)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/iran-confirm-verdicts-christians-50-years-prison/30792193.html
[159] «ایران بریفینگ»، رک. زیرنویس ۱۱۴.
[160] کامبیز توانا، «بازداشت یک زوج نوکیش مسیحی در ایران»، رادیو فردا (6 ژوئن 2012)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f3_two_christians_arrested_in_iran/24605420.html
[161] «ایران بریفینگ»، رک. زیرنویس ۱۱۴. برخی گزارش ها حاکی از آن است، که کشیش شاوردیان به دلیل فشارهای حکومت برای محدود کردن مراسم دعای کلیسا به تنها یک روز در هفته استعفا داد. نگاه کنید به «برجی»، رک. زیرنویس ۱۱۶.
[162] «80 نفر، از جمله 10 کشیش، در هجوم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی به گردهمائی کلیسای جماعت ربانی در کرج بازداشت شدند»، رادیو فردا (12 سپتامبر 2004)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/324026.html یکی از دستگیر شدگان کشیش هانری مانوکیان بود، که بعداً به منظور اجتناب از فشارهای حکومت به ترکیه رفت، اما در تبعید درگذشت. نگاه کنید به «کشیش هانری از رهبران کلیسای جماعت ربانی در غربت نزد خدا شتافت»، محبت نیوز (30 دسامبر 2016)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=14854
[163] «هرانا»، رک. زیرنویس ۱۳۰.
[164] «ایران بریفینگ»، رک. زیرنویس ۱۱۴.
[165] منصور برجی، «آزادی کشيش آوانسيان با قيد وثيقه»، رادیو فردا (10 ژانویه 2013)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f3_avanesian_jailed_pastor/24821620.html
[166] «یادمان زنده یاد کشیش ورویر آوانسیان/صداست که میماند»، حقوق بشر در ایران (1 دسامبر 2017)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2Xho3yu
[167] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۱۱۹.
[168] «برجی»، رک. زیرنویس ۶۷.
[169] «ایران: این برنامۀ من است»، رادیو وی.او.ام [Iran:”This Is My Plan,” VOM Radio] (12 دسامبر 2020)، قابل دسترسی در https://www.meek.ly/news/vomradio/iran-this-is-my-plan
[170] «روبرت آسریان، از رهبران کلیسای جماعت ربانی تهران، آزاد شد»، رادیو فردا (3 ژوئیه 2013)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f12_priest_robert_aserian_freed_jail_tehran/25035538.html همچنین نگاه کنید به «رادیو وی.او.ام»، رک. زیرنویس ۱۶۹(در مورد آزادی آسریان با قید وثیقه توضیح می دهد).
[171] «رادیو وی.او.ام»، رک. زیرنویس ۱۶۹.
[172] «عظیما»، رک. زیرنویس ۱۲۲.
[173] کیان ثابتی، «افزایش فشار بر شهروندان مسیحی و وعدههای حسن روحانی»، رادیو زمانه (29 اکتبر 2013)، قابل دسترسی در https://www.radiozamaneh.info/106510
[174] «آژیری»، رک. زیرنویس ۱۱۲.
[175] «مصاحبه با سامان کامور در خصوص افزایش روند سرکوب مسیحیان»، هرانا (3 مارس 2012)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2012/hranews/1-10326/
[176] «تداوم برخورد با شهروندان مسیحی در اصفهان»، هرانا (26 فوریه 2012)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2012/hranews/1-10270/
[177] «دستگیری های خانوادگی نوکیشان مسیحی در ایران»، شبکه خبری مسیحیان فارسی زبان (29 نوامبر 2016)، قابل دسترسی در https://fcnn.com/?p=2055
[178] «هادی عسگری، شمیرام عیسوی، ویکتور بت تمرز، و امین افشار نادری»، سازمان ماده 18 [Hadi Asgari, Shamiram Issavi, Victor Bet-Tamraz and Amin Afshar-Naderi, Article 18] (8 آوریل 2019)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/reports/case-studies/4619/ همچنین نگاه کنید به «برجی»، رک. زیرنویس ۶۷ (در مورد تدوام آزار دستگیرشدگان بحث می کند).
[179] «آزادی موقت نوکیش مسیحی در تبعید “ابراهیم فیروزی” با قرار وثیقه»، محبت نیوز (28 فوریه 2021)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=44195 همچنین نگاه کنید به «درخواست وثیقۀ بی سابقه برای یک رهبر ایرانی – ارمنی کلیسای خانگی» سازمان ماده 18 [Unprecedented Bail Demand for Iranian-Armenian House-Church Leader, Article 18] (23 ژوئیه 2020)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/6496/ (در مورد یک وثیقۀ خیلی سنگین صحبت می کند).
[180] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۱۷۸.
[181] «تداوم بازداشت و بلاتکلیفی ژوزف شهبازیان شهروند مسیحی در زندان اوین»، حقوق بشر در ایران (21 اوت 2020)، قابل دسترسی در https://humanrightsinir.org/jozefshahbazian/
[182] «برجی»، رک. زیرنویس ۶۷.
[183] «عظیما»، رک. زیرنویس ۱۲۲. همچنین نگاه کنید به «مبشران زنده ایران، شورای مسیحیان تبشیری در زمینه پاسخگویی مالی» [Iran Alive Ministries, Evangelical Council for Financial Accountability]، قابل دسترسی درhttps://www.ecfa.org/MemberProfile.aspx?ID=36403 (تاریخ آخرین دسترسی: 30 جولای 2021) (در مورد این بحث می کند که گروه مسیحی مبشران زنده ایران در سال 2002 در ایالات متحده امریکا تاسیس شد. فعالیت این شبکه تلویزیونی مسیحی بر ایجاد و گسترش کلیسا در میان ایرانیان مسلمان متمرکز است).
[184] «هرانا»، رک. زیرنویس ۱۷۵.
[185] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۱۷۸.
[186] «سوادا آغاسر، شهروند مسیحی از زندان اوین آزاد شد»، هرانا (31 تیر 1398)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2019/hranews/a-21131/
[187] «اکنون می دانم که حتی بی گناهان نیز می توانند زندانی شوند – سوادا آغاسر پس از آزادی مشروط»، سازمان ماده 18 [‘Now I Know Even Innocents Can Be Jailed’ – Sevada Aghasar After His Conditional Release, Article 18] (22 جولای 2019)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/4298/
[188] «359 روز در بازداشت: واهیک آبراهامیان» [Held 359 Days: Vahik Abrahamian] ، تارنمای پریزون آلر، قابل دسترسی در https://www.prisoneralert.com/209(تاریخ آخرین دسترسی: 30 جولای 2021).
[189]«کشیش امریکایی بدون اطلاع از اتهامات هنگام دیدار با خانواده اش در ایران بازداشت شد»، لیزا دفتری، شبکه خبری فاکس
[Lisa Daftari, American Pastor Imprisoned Without Notice of Charges While Visiting Family in Iran, Fox News] (19 دسامبر 2012)، قابل دسترسی در https://www.foxnews.com/world/american-pastor-imprisoned-without-notice-of-charges-while-visiting-family-in-iran[190] «همسر سعید عابدینی: همسرم در زندان تهدید به مرگ شده است»، رادیو فردا (15 اگوست 2014)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f35_iran_abedini_death_threat/26531674.html
[191]«کشیش ایرانیآمریکایی: در ایران شکنجه شدم»، دویچه وله فارسی (27 مارس 2016)، قابل دسترسی در
[192] «خوش آمدگویی به آزادی زندانیان آمریکایی در ایران در حالی که کاندیداهای ریاست جمهوری انتخابات سال 2016 سیاست اوباما را محکوم کردند»، یوجین اسکات و دنیلا دیاز، شبکه خبری سی ان ان [Eugene Scott & Daniella Diaz, 2016ers Hail Release of U.S. Prisoners Held by Iran as Republicans Slam Obama Policy, CNN] )16 ژانویه 2016)، قابل دسترسی درhttps://www.cnn.com/2016/01/16/politics/iran-prisoners-jason-rezaian-saeed-abedini-amir-hekmat/index.html
[193] «یوسف ندرخانی و سه مسیحی دیگر هر کدام به ۱۰ سال حبس محکوم شدند»، رادیو فردا (13 ژوئیه 2017)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/o2-four-iranian-christians-were-sentenced/28613508.html دادگاه تجدید نظر بعداً مجازات نادرخانی و فدایی را به شش سال زندان کاهش داد. حکم محمدرضا امیدی نیز به دو سال زندان تبدیل شد. نگاه کنید به «اجرای حکم ۸۰ ضربه شلاق زمان فدایی نوکیش مسیحی»، هرانا (17 نوامبر 2020)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2020/hranews/a-27498/
[194] «دومین نوکیش مسیحی به جرم نوشیدن شراب مقدس شلاق زده شد»، سازمان ماده 18 [Second Christian Convert Flogged for Drinking Communion Wine, Article 18] (16 نوامبر 2020)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/7326/
[195] الدر قربانوف، یوسف فرهادوف و بهرام نسیبوف از اعضای کلیسایی به نام «کلمهی حیات» در باکو در جمهوری آذربایجان هستند. آنها پس از حدود چهار ماه بازداشت در سلول انفرادی در ایران به کشور خود تحویل داده شدند. نگاه کنید به «رد درخواست آزادی مشروط ناصر نورد گلتپه، نوکیش مسیحی محبوس در زندان اوین»، هرانا (14 جولای 2021)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2021/hranews/a-30949/
[196] «اطلس زندانهای ایران، شرح حال ناصر نورد گل تپه»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/en/prisoner/2646/ (تاریخ آخرین دسترسی: 30 جولای 2021).
[197] «وضعیت نوکیشان مسیحی در ایران “بسیار تهدیدآمیز” است»، دویچه وله فارسی (8 اکتبر 2020)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3qPomxn
[198]«قاضی احمدزاده با مسیحیان در دادگاه به گونه ای متفاوت از دیگران برخورد می کند»، کلر ایوانز، تارنمای پرسکیوشن
[Claire Evans, Judge Ahmadzadeh Singles Out Christians in Court, persecution.org]، قابل دسترسی در https://www.persecution.org/2019/02/12/judge-ahmadzadeh-singles-christians-court/ (تاریخ آخرین دسترسی: 30 جولای 2021). همچنین نگاه کنید به «قاضی فاسد ماشاءالله احمدزاده “ماشین امضای نهادهای امنیتی” از قضاوت برکنار شد»، تارنمای شبتاب (14 ژانویه 2019)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2VsV3Gm (در مورد ارتباطات قاضی احمدزاده با نیروهای امنیتی و برکناری وی از دادگاه انقلاب بحث می کند).
[199] «ابراهیم فیروزی به دادسرای عمومی و انقلاب سرباز احضار شد»، هرانا (8 فوریه 2021)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2021/hranews/a-28741/
[200]«بعد از سال ها زندان و تبعید، ابراهیم فیروزی از اتهامات جدید تبرئه شد»، سازمان ماده 18 [After Years in Prison and Exile, Ebrahim Firouzi Cleared of New Charges, Article 18] (29 سپتامبر 2020)، قابل دسترسی در
https://articleeighteen.com/news/6938/
[201] «اطلس زندانهای ایران، شرح حال ابراهیم فیروزی»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/fa/prisoner/1403/ (تاریخ آخرین دسترسی: 30 جولای 2021).
[202] «سارا احمدی و همایون ژاوه، نوکیشان مسیحی جهت تحمل حبس احضار شدند»، هرانا (26 مارس 2021)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2021/hranews/a-29421/ همچنین نگاه کنید به «اطلس زندانهای ایران، شرح حال ایمان افشاری»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/en/judge/566/(تاریخ آخرین دسترسی: 30 جولای 2021) (در مورد عملکرد افشاری به عنوان رئیس شعبه 26 دادگاه انقلاب در تهران از سال 2018 بحث می کند).
[203] «هرانا»، رک. زیرنویس ۲۰۲.
[204] «سارا احمدی و همایون ژاوه»، سازمان ماده 18 [Sara Ahmadi and Homayoun Zhaveh, Article 18] (9 ژوئن 2021)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/reports/case-studies/8834/
[205] «گزارشی از جفا، آزار و اذیتها نسبت به هموطنان مسیحی در سال ۲۰۰۸»، تارنمای ملیون ایران (7 ژانویه 2009)، قابل دسترسی در https://melliun.org/hambast/ha09/01/07hoghugh.htm
[206] «دادگاه تجدید نظر بوشهر، حکم جدایی فرزندخوانده ۲ ساله زوج مسیحی را صادر کرد»، هرانا (24 سپتامبر 2020)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2020/hranews/a-26751/
[207] «یادبود کشیش ارسطو سیاح، 40 سال پس از قتل وی»، سازمان ماده 18 [Remembering Rev. Arastoo Sayyah, 40 Years After His Murder, Article 18] (19 فوریه 2019)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/analysis/2907/
[208] بعضی از گزارش ها می گویند که دو تن از اعضاء انجمن تبلیغات اسلامی در شیراز مرتکب این قتل شدند. نگاه کنید به «گودرزی»، رک. زیرنویس ۷۷.
[209] «بهرام دهقانی تفتی، پسر به قتل رسیده اولین اسقف ایرانی کلیسای انگلیکن»، سازمان ماده 18 [Bahram Dehqani-Tafti, Murdered Son of First Ethnic Iranian Anglican Bishop, Article 18] (6 مه 2020)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/features/6011/
[210] حسن دهقانی تفتی، «وقوف بر واقعیتی دشوار» [Hassan Dehqani-Tafti, The Hard Awakening]، صص. 3-82 (1981).
[211] «ون گوردر»، رک. زیرنویس ۹ در ص. ۲۲۲. شورای کشیش های پروتستان به وسیلۀ شش کلیسای اصلی پروتستان، از جمله کلیسای جماعت ربانی در 1365 به وجود آمد. این کلیساها در تهران بودند و در میان مسلمانان تبلیغ می کردند. نگاه کنید به «لند اینفو – مرکز اطلاعات کشور مبداء»، رک. زیرنویس ۷ در ص. ۹.
[212] «ساناساریان»، رک. زیرنویس ۵۵ در ص. 74.
[213] «ایران: مسئول رسمی دولتی سرکوب مداوم را پنهان می کند»، عفو بین الملل [IRAN: Official Secrecy Hides Continuing Repression, Amnesty International] (30 مه 1995)، ص. 9، قابل دسترسی در https://www.amnesty.org/download/Documents/176000/mde130021995en.pdf همچنین نگاه کنید به «ایران: نگرانی در مورد جان رهبران کلیسا: کشیش مهدی دیباج، کشیش طاطاوس میکائیلیان»، عفو بین الملل [Iran: Fear for the Lives of Church Leaders: Rev. Mehdi Dibaj, Rev. Tatavous Michaelian, Amnesty International] (5 ژوئیه 1994)، قابل دسترسی در https://www.amnesty.org/en/documents/MDE13/007/1994/en/ (توضیح می دهد که مهدی دیباج به جرم ارتداد به اعدام محکوم شده بوده است).
[214] «سازمان دیده بان حقوق بشر »، رک. زیرنویس ۱۱ در ص. ۱۷.
[215] «سازمان ایران برای مسیح»، رک. زیرنویس ۸۶. همچنین نگاه کنید به ژوزف هوسپیان و آندره هوسپیان، «فریادی از ایران»، یوتیوب [Joseph Hovsepian & Andreh Hovsepian, A Cry from Iran, YouTube] (1 مه 2020)، قابل دسترسی در https://www.youtube.com/watch?v=GLeKQz4tuDo (در مورد دعوتنامه پروفسور رینالدو گالیندوپل توضیح می دهد).
[216] «یک سرگذشت: هایک هوسپیان مهر»، بنیاد عبدالرحمن برومند برای حقوق بشر در ایران [One Person’s Story: Haik Hovsepian-Mehr, Abdorrahman Boroumand Center for Human Rights in Iran]، قابل دسترسی در https://www.iranrights.org/memorial/story/12863/haik-hovsepian-mehr (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[217] «عفو بین الملل»، رک. زیرنویس ۲۱۳ در صص. 8-9.
[218] «ایران: از گرفتاری تا خدمت مذهبی»، رادیو وی. ا. ام [Iran: From Misery to Ministry, VOM Radio] (30 ژوئن 2015)، قابل دسترسی در https://www.vomradio.net/episodes/detail/iran-from-misery-to-ministry (با استفاده از ساوند کلاود دانلود شده است).
[219] «سازمان دیده بان حقوق بشر »، رک. زیرنویس ۱۱ در ص. ۱۷. به گفتۀ ژیلبرت هوسپیان، باور این موضوع دشوار بود، که پلیس قادر به شناسایی پدرش نبوده است، چرا که پدرش گردنبندی با صلیب به گردن داشت همین طور یک انجیل و کارت شناسایی در جیب لباسش بود. نگاه کنید به «ایمیل از طرف ژیلبرت هوسپیان در پاسخ به ایمیلی دیگر»، (دسامبر 2020) (موجود در آرشیو مرکز اسناد حقوق بشر ایران).
[220] «عفو بین الملل»، رک. زیرنویس ۲۱۳ در ص. 8.
[221] «هوسپیان»، رک. زیرنویس ۲۱۹.
[222] «رادیو وی. ا. ام»، رک. زیرنویس ۲۱۸. همچنین نگاه کنید به «هوسپیان»، رک. زیرنویس ۲۱۹ (در مورد تهدیدهایی که در خارج از ایران دریافت کرد صحبت می کند).
[223] «رادیو وی. ا. ام»، رک. زیرنویس ۲۱۸.
[224] «هوسپیان»، رک. زیرنویس ۲۱۹. با گذشت بیش از دو دهه از مرگ اسقف هوسپیان، دستگاه تبلیغاتی حکومت همچنان به وی حساسیت دارد. نگاه کنید به «آموزشگاه کتاب مقدس ایران (آکما) – بخش اول» (23 آوریل 2017)، تارنمای فرق و ادیان، قابل دسترسی در https://bit.ly/2LmaKtV
[225] «25 سال پس از قتل فراقضایی «مرتد» مهدی دیباج»، سازمان ماده 18 [25 Years Since Extrajudicial Killing of ‘Apostate’ Mehdi Dibaj, Article 18] (24 ژوئن 2019)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/4189/
[226] «عفو بین الملل»، رک. زیرنویس ۲۱۳ در ص. 9.
[227] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۲۲۵.
[228] «ساناساریان»، رک. زیرنویس ۵۵ در ص. ۱۲4.
[229] «عفو بین الملل»، رک. زیرنویس ۲۱۳ در ص. 9. همچنین نگاه کنید به «ساناساریان»، رک. زیرنویس ۵۵ در صص. 124-125.
[230] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۲۲۵.
[231] «عفو بین الملل»، رک. زیرنویس ۲۱۳ در ص. 9.
[232] «سازمان دیده بان حقوق بشر »، رک. زیرنویس ۱۱ در ص. ۱۷.
[233] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۲۲۵.
[234] «عفو بین الملل»، رک. زیرنویس ۲۱۳ در ص. 9.
[235] «سازمان دیده بان حقوق بشر»، رک. زیرنویس ۱۱ در ص. ۱۷.
[236] مجاهدین خلق یک گروه مخالف حکومت جمهوری اسلامی است که در برابر آن دست به مقاومت مسلحانه زده است. هزاران عضو و هوادار آن در جریان کشتار زندانیان سیاسی در ایران در سال 1988 اعدام شدند. این سازمان هرگونه دخالت در قتل کشیشان مسیحی را تکذیب کرده است.
[237] «برجی»، رک. زیرنویس ۵۸.
[238] «بهای ایمان: آزار و اذیت مسیحیان پروتستان و نوکیشان در ایران»، مرکز حقوق بشر در ایران (سابقا با عنوان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شناخته می شد) [The Cost of Faith Persecution of Christian Protestants and Converts in Iran, International Campaign for Human Rights in Iran] (2013)، ص. 19، قابل دسترسی در https://www.iranhumanrights.org/wp-content/uploads/Christians_report_Final_for-web.pdf
[239] «عفو بین الملل»، رک. زیرنویس ۲۱۳ در ص. 9. همچنین نگاه کنید به «سازمان دیده بان حقوق بشر »، رک. زیرنویس ۱۱ در ص. ۱۷(در مورد سمت کشیش میکائیلیان در کلیسای پروتستان ارمنی یوحنا توضیح می دهد).
[240] «برادرم او را … در سردخانه پیدا کرد – 25 سال پس از قتل طاطاوس میکائیلیان»، سازمان ماده 18 [‘My Brother Found Him … in the Morgue’ – 25 Years Since Tateos Michaelian’s Murder, Article 18] (25 ژوئن 2019) قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/features/4200/
[241] «عفو بین الملل»، رک. زیرنویس ۲۱۳ در ص. 9.
[242] فلیکس کورلی، «شرح حال: طاطاوس میکائیلیان»، نشریه ایندیپندنت [Felix Corley, Obituary: Tateos Michaelian, The Independent] (6 ژوئیه 1994)، قابل دسترسی در https://www.independent.co.uk/news/people/obituary-tateos-michaelian-1412187.html
[243] «ثابتی»، رک. زیرنویس ۱۷۳.
[244] «25 سال گذشت: به یاد کشیش طاطاوی میکائیلیان» [25 Years on: Remembering Rev. Tateos Michaelian]، تارنمای مینیستری عیلام (24 ژوئیه 2019)، قابل دسترسی در https://www.elam.com/Iran30/25-years-remembering-rev-tateos-michaelian
[245] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۲۴۰.
[246] همان. حکومت بعداً ادعا نمود که عوامل وزارت اطلاعات نقشه ترور اسقف ایرج متحده و دیمیتری بلوس را که هر دو به کلیسای اسقفی اصفهان وابسته بودند، کشف و خنثی نمودند. نگاه کنید به «کشف توطئه منافقین برای قتل اسقف ایرج متحده و دیمتری پلوس»، خبرگزاری ایرنا (16 تیر 1373)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3mWisrL
[247] «سازمان دیده بان حقوق بشر »، رک. زیرنویس ۱۱ در ص. ۱۸.
[248] «گزارشگر ویژه در امور آزادی مذهب و عقیده، اعلامیۀ حذف همه اشکال نابردباری و تبعیض مذهبی یا عقیدتی: دیدار از جمهوری اسلامی ایران»، کمیسیون حقوق بشر [Special Rapporteur on Freedom of Religion or Belief, Implementation of the Declaration on the Elimination of All Forms of Intolerance and of Discrimination Based on Religion or Belief: Visit to the Islamic Republic of Iran, CHR]، سند سازمان ملل E/CN.4/1996/95/Add.2 (9 فوریه 1966) (نوشتۀ عبدالفتاح عامر).
[249] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۲۴۰.
[250] همان.
[251] «سازمان دیده بان حقوق بشر »، رک. زیرنویس ۱۱ در ص. ۱۸. همچنین نگاه کنید به «عامر»، رک. زیرنویس ۲۴۸ (در مورد مصاحبۀ گزارشگر ویژه با سه تن از محکومان در زندان اوین صحبت می کند، که در طی آن آنها به گناه خود اعتراف کرده و ادعا نمودند که سازمان مجاهدین خلق این قتل ها را سازماندهی کرده بود).
[252] «قتل نوکیشان مسیحی پس از انقلاب»، ماهنامه خط صلح (7 اکتبر 2013)، قابل دسترسی در https://www.peace-mark.org/ghatle-nokishane-masihi-pas-az-enghelab
[253] «نمونه ای برجسته از یک ایماندار مسیحی»، بنیاد مسیحی ایرانیان، قابل دسترسی در https://bit.ly/3bY5SGI (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[254] «اقلیت های مذهبی»، دیده بان حقوق بشر [Religious Minorities, Human Rights Watch]، قابل دسترسی در https://www.hrw.org/legacy/reports/1997/iran/Iran-05.htm (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[255] «گودرزی»، رک. زیرنویس ۷۷.
[256] «بنیاد مسیحی ایرانیان»، رک. زیرنویس ۲۵۳.
[257] کامبیز فتاحی، «کشیش ندرخانی؛ هزینه های یک اعدام احتمالی»، بی بی سی فارسی (30 سپتامبر 2011)، قابل دسترسی در https://www.bbc.com/persian/iran/2011/09/110930_u02_u01_nadarkhani
[258] «برجی»، رک. زیرنویس ۵۸.
[259] «گودرزی»، رک. زیرنویس ۷۷. برخی از گزارش ها می گویند وی از اعضاء روحانیت مسیحی نبوده است. نگاه کنید به «ایران: اطلاعات دربارۀ موارد پیگرد به اتهام ارتداد در مورد مسلمانانی که به مسیحیت گرویده اند و عضو روحانیت نمیشوند؛ و در مورد برخورد مقامات و جامعه با آنها»، هیئت مهاجرت و پناهندگی کانادا [Iran: Information on Instances of Prosecution for Apostasy, of Muslim Converts to Christianity, Who Do Not Become Members of the Clergy; and on Their Treatment by the Authorities and Society, Immigration and Refugee Board of Canada] (1 مه 1988)، قابل دسترسی در https://www.refworld.org/docid/3ae6abb248.html
[260] «گزارش جهانی 2012 در مورد آزادی مذهب و عقیده»، سازمان جهانی حقوق بشر بدون مرز [Freedom of Religion or Belief World Report 2012, Human Rights Without Frontiers International]، قابل دسترسی در http://hrwf.org/images/reports/2013/forbannualreport.pdf، ص. 12 (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[261] «گفتار روز: مخاطره برای اقليتهای مذهبی در ايران»، بخش فارسی صدای امریکا (8 دسامبر 2005)، قابل دسترسی در https://ir.voanews.com/persiannews/31-2005-12-08-voa3-61690347
[262] «ماهنامه خط صلح»، رک. زیرنویس ۲۵۲.
[263] «قربان دوری تورانی: قربانیان شکنجه و مرگ های مشکوک در جمهوری اسلامی»، بالاترین (18 فوریه 2019)، قابل دسترسی در https://www.balatarin.com/permlink/2019/2/18/5040853
[264] «پروژۀ سانتاوس – خدمات مهاجرتی فنلاند»، رک. زیرنویس ۶.
[265] «ثابتی»، رک. زیرنویس ۱۷۳.
[266] «ملیون ایران»، رک. زیرنویس ۲۰۵. همچنین نگاه کنید به «زوج ایرانی در اثر حملۀ پلیس جان باختند»، باپتیست پرس [Iranian Couple Dies from Police Attack, Baptist Press] (7 اوت 2008)، قابل دسترسی در https://www.baptistpress.com/resource-library/news/iranian-couple-dies-from-police-attack/ (در مورد حمله فیزیکی به عباس امیری و همسرش شرح می دهد).
[267] «ثابتی»، رک. زیرنویس ۱۷۳.
[268] «عظیما»، رک. زیرنویس ۱۲۲.
[269] فدراسیون بین المللی حقوق بشر، «تبعیض علیه اقلیت های قومی و مذهبی در ایران» [International Federation for Human Rights, Discrimination against Ethnic and Religious Minorities in Iran] (ژوئیه 2010)، ص. 25، قابل دسترسی در https://www.refworld.org/pdfid/4c8622f72.pdf
[270] «رهبر کلیسای خانگی ایران و همسرش پس از هجوم پلیس جان خود را از دست دادند»، وی. ا. ام کانادا [Iranian House Church Leader and Wife Die after Police Raid, VOM Canada] (6 اوت 2008)، قابل دسترسی در https://www.vomcanada.com/ir-2008-08-06.htm
[271] «یک سرگذشت: حسین سودمند»، بنیاد عبدالرحمن برومند برای حقوق بشر در ایران [One Person’s Story: Hossein Sudmand, Abdorrahman Boroumand Center for Human Rights in Iran]، قابل دسترسی در https://www.iranrights.org/memorial/story/41705/hossein-sudmand (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[272] «30 سال پس از به دار آویخته شدن نوکیش مسیحی ایرانی به اتهام “ارتداد”»، سازمان ماده 18 [30 Years Since Iranian Christian Convert Hanged for ‘Apostasy,’ Article 18] (3 دسامبر 2020)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/features/7500/
[273] «ایران: دختر شهید»، رادیو وی. ا. ام [IRAN: The Martyr’s Daughter, VOM Radio] (12 ژانویه 2019)، قابل دسترسی در https://www.vomradio.net/episodes/detail/iran-the-martyrs-daughter (با استفاده از ساوند کلاود دانلود شده است).
[274] گزارشگر ویژه در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، «گزارش سوم. گزارش در مورد وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران» [Special Rapporteur on the Situation of Human Rights in the Islamic Republic of Iran, Third Rep. Report on the Situation of Human Rights in the Islamic Republic of Iran] ، CN.4 سند سازمان ملل A/45/697 (13 فوریه 1991) (گزارشگر: رینالدو گالیندوپل).
[275] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۲۷۲.
[276] «ایران: “آنها نمیتوانستند پدرم را مانع شوند”»، رادیو وی. او. ام [IRAN: “They Couldn’t Stop My Father,” VOM Radio] (19 ژانویه 2019)، قابل دسترسی در https://www.vomradio.net/episodes/detail/iran-they-couldnt-stop-my-father (با استفاده از ساوند کلاود، دانلود شده است).
[277] «ایران محل دفن کشیشی را که به علت گرویدن از اسلام به مسیحیت در سال 1990 توسط حکومت اعدام گردید، با بلدوزر تخریب میکند»، دیلی میل [Iran Bulldozes over the Grave of Pastor Who Was Executed by the Regime in 1990 for Converting from Islam to Christianity, Daily Mail] (14 ژانویه 2020)، قابل دسترسی در https://www.dailymail.co.uk/news/article-7886833/Iran-bulldozes-grave-pastor-executed-regime-1990-converting-Islam-Christianity.html
[278] ماری محمدی «مسیحیان در قتل های زنجیرهای؛ گفتگو با فرزند حسین سودمند رادکانی، کشیش اعدام شده»، ماهنامه خط صلح (22 دسامبر 2019)، قابل دسترسی در https://www.peace-mark.org/104-7
[279] همان.
[280] «مصاحبه با کشیش محمد سپهر»، تارنمای کلمه، قابل دسترسی در https://bit.ly/35d0r2h (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[281] «مجازات بی سابقۀ اعدام برای کشیش مسیحی به اتهام ارتداد»، مرکز حقوق بشر در ایران (سابقا با عنوان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شناخته می شد) [Unprecedented Death Sentence for Christian Pastor on Charge of Apostasy, Center for Human Rights in Iran] (7 دسامبر 2010)، قابل دسترسی در https://www.iranhumanrights.org/2010/12/khanjani-nadarkhani-apostasy/
[282] «دیوان عالی کشور میگوید اگر کشیش قبلاً مسلمان نبوده و توبه کند، به دلیل ارتداد اعدام نخواهد شد»، مرکز حقوق بشر در ایران (سابقا با عنوان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شناخته می شد) [Supreme Court Says No Apostasy Execution if Pastor was Never Muslim and Repents, Center for Human Rights in Iran] (26 ژوئیه 2011)، قابل دسترسی در https://www.iranhumanrights.org/2011/07/nadarkhani-no-execution-if-not-muslim-and-repents/
[283] «مرکز حقوق بشر در ایران»، رک. زیرنویس ۲۸۱.
[284] «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، اصل ۱۶۷.
[285] «حکم ارتداد به تأخیر افتاد تا کشیش بتواند توبه کند»، مرکز حقوق بشر در ایران (سابقا با عنوان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شناخته می شد) [Apostasy Verdict Delayed So Pastor Can Repent, Center for Human Rights in Iran] (20 دسامبر 2011)، قابل دسترسی در https://www.iranhumanrights.org/2011/12/nadarkhani-delay/
[286] سعید کمالی دهقان، «کشیش مسیحی ایرانی از زندان آزاد شد»، گاردین [Saeed Kamali Dehghan, Iranian Christian Pastor Released from Jail, The Guardian] (8 سپتامبر 2012)، قابل دسترسی در https://www.theguardian.com/world/2012/sep/08/iranian-christian-pastor-released-jail
[287] «اطلس زندانهای ایران، شرح حال یوسف ندرخانی»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/fa/prisoner/38/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[288] «واکنش سازمانهای مدافع حقوق بشری به محاکمه حميد پورمند کشيش ايرانی»، رادیو فردا (7 آوریل 2005)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/298260.html
[289] «وظیفۀ مسیحی (حمید پورمند)»، تارنمای کلمه، قابل دسترسی در https://bit.ly/3bsed3y (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[290] رویا کریمی مجد، «دو ایرانی مسیحی متهم به ارتداد تبرئه شدند»، رادیو فردا (30 سپتامبر 2008)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f5_two_Iranian_acquited/466883.html
[291] «خانجانی»، رک. زیرنویس ۹۷. همچنین نگاه کنید به «مکاریان»، رک. زیرنویس ۹۷ (در مورد آغاز کلیسا در رشت توضیح می دهد).
[292] «سازمان دیده بان حقوق بشر»، رک. زیرنویس ۱۰۶.
[293] نیوشا بقراطی، «دستگیری تعدادی از مسیحیان در ایران»، رادیو فردا (17 دسامبر 2006)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/f4_christian_arresting_iran/367652.html
[294] «خانجانی»، رک. زیرنویس ۹۷.
[295] «قهاری»، رک. زیرنویس ۱۲۸.
[296] «خانجانی»، رک. زیرنویس ۹۷.
[297] «قهاری»، رک. زیرنویس ۱۲۸. همچنین نگاه کنید به «آزادی فاطمه ترک کجوری با تودیع وثیقه»، رهانا (۲۲ جولای ۲۰۱۰)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3wDteYY (درمورد آزادی فاطمه ترک کجوری، همسر کشیش خانجانی، به قید وثیقه در سال ۲۰۱۰ بحث می کند).
[298]«خانجانی»، رک. زیرنویس ۹۷.
[299] همان.
[300] جواد عباسی توللی، «فشار حکومتی بر نوکیشان مسیحی»، رادیو زمانه (9 اکتبر 2019)، قابل دسترسی در https://www.radiozamaneh.com/468437/
[301] همان.
[303] «خانجانی»، رک. زیرنویس ۹۷. همچنین نگاه کنید به «حکم بی سابقه اعدام به اتهام ارتداد برای کشیش مسیحی»، مرکز حقوق بشر در ایران (7 دسامبر 2010)، قابل دسترسی در https://persian.iranhumanrights.org/1389/09/khanjani-nadarkhani-apostasy/ (در مورد جزئیات دستگیری و اتهامات کشیش خانجانی بحث می کند).
[304] «خانجانی»، رک. زیرنویس ۹۷.
[305] «شهادتنامۀ بیژن فرخ پور حقیقی»، مرکز اسناد حقوق بشر ایران (23 ژانویه 2020)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2SvPshi
[306] وی در سال 1391 در طی بازداشت گروهیِ اعضاء کلیسا دستگیر شد و به جرم اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به تحمل شش سال حبس محکوم شد. نگاه کنید به «اطلس زندانهای ایران، شرح حال محمد روغنگیر»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/en/prisoner/1887/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[307] «شهادتنامۀ مرضیه راحمی»، مرکز اسناد حقوق بشر ایران (25 ژانویه 2020)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3pZk5bl
[308] «شهادتنامه بیژن فرخ پور حقیقی»، اطلس زندان های ایران، قابل دسترسی https://prisonatlas.com/testimony5/ تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[309] «فرخ پور حقیقی»، رک. زیرنویس ۳۰۵.
[310] همان.
[311] همان.
[312] همان.
[313] همان.
[314] همان.
[315] همان.
[316]همان. همان طور که در این گزارش توضیح داده شده است، قانون مجازات اسلامی هیچ حکمی در مورد ارتداد ندارد. مبنای قانونی صدور حکم شلاق برای بیژن فرخ پور حقیقی مشخص نیست.
[317]«فرخ پور حقیقی»، رک. زیرنویس ۳۰۵.
[318] همان.
[319] همان.
[320] «وضعیت معیشتی و اشتغال در زندان چگونه است»، اقتصاد آنلاین (۳ فوریه ۲۰۲۰)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3khXztx
[321] «فرخ پور حقیقی»، رک. زیرنویس ۳۰۵.
[322] «راحمی»، رک. زیرنویس ۳۰۷.
[323] «فرخ پور حقیقی»، رک. زیرنویس ۳۰۵.
[324] «شروع محکومیت مسعود رضایی در زندان عادلآباد شیراز»، نفس در قفس ارگان خبری لیگ حقوق بشر زندانیان ایران (9 نوامبر 2014)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3kG5IVd
[325] «راحمی»، رک. زیرنویس ۳۰۷.
[326] همان.
[327] «فرخ پور حقیقی»، رک. زیرنویس ۳۰۵.
[328] سروش سرایی خادم کلیسای ایران بود. او در طی یک دستگیری جمعی اعضاء کلیسا در سال 1391 دستگیر شده بود. وی بعداً به تحمل یک سال و چهار ماه حبس محکوم شد. نگاه کنید به «اطلس زندانهای ایران، شرح حال سروش سرایی»، قابل دسترسی در https://ipa.united4iran.org/en/prisoner/1888/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[329] «راحمی»، رک. زیرنویس ۳۰۷.
[330] «مکاریان»، رک. زیرنویس ۹۷.
[331] همان.
[332] همان.
[333] همان.
[334] همان.
[335] همان.
[336] علی اکبر محمد زاده، «احکام فقهی – حقوقی مسجد»، ص.4، «دو فصل نامه علمى – اختصاصى معارف فقه علوى»، صص. 6-35، (2017)، قابل دسترسی در http://ensani.ir/file/download/article/1536734231-10128-4-2.pdf از جهت تاریخی، ذمه یک قرارداد محافظت است، که میان حاکم اسلامی و اهل کتاب که مغلوب شده اند (از جمله یهودیان، مسیحیان، صابئه و گاهی زرتشتیان و هندوها) منعقد می شد. بر طبق این قرارداد، مردان بالغ ذمه (غیر مسلمان) باید مالیاتی را از درآمد خود بپردازند. آنها همچنین از جهت طرز پوشش، شغل و سکونت تابع محدودیت ها و قوانینی بودند. در مقابل حاکم اسلامی امنیت آنان را از جهت زندگی و اموال، ادارۀ امور جامعه شان و آزادی انجام مناسک مذهبی خود، تأمین میکرد. نگاه کنید به «ذمه»، دیکشنری آکسفورد دربارۀ اسلام (2003)، قابل دسترسی در https://www.oxfordreference.com/view/10.1093/oi/authority.20110803095715324
[337] «محمد زاده»، رک. زیرنویس ۳۳۶.
[338] محمد حسن باقر نجفی، «جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام»، جلد 14، صص. 132، 7-136، (عباس قوچانی و علی آخوندی، دفتر انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه قم، 1397 (1850).
[339] سید محمد رضا موسوی گلپایگانی، «مجمع المسائل»، جلد 1، صص. 8-157 (1398) (علی کریمی جهرمی و همکاران).
[340] «فتاوای آیت الله بهجت در مورد مساجد»، تابناک نیوز (13 فوریه 2019) ، قابل دسترسی در https://bit.ly/3imqwlv
[341] «کلیسای انجیلی همدان؛ سالن اجتماعات بیمارستان و یا موزه پزشکی؟»، محبت نیوز (3 مارس 2017)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=16720
[342] «کلیساهای مسیحیان در استان خوزستان به مخروبه تبدیل شدند»، محبت نیوز (4 ژوئیه 2019)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=31710
[343] «مسائل مربوط به وقف؛ برگرفته از ترجمۀ تحریرالوسیله حضرت امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی»، شماره 19، ادارۀ کل موقوفات و مستغلات (وابسته به مرقد شاه عبدالعظیم در شهر ری)، قابل دسترسی در https://moghofat.abdulazim.com/fa/node/129 (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[344] «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، اصل 45.
[345] همان، اصل 49.
[346] «قانون نحوه اجرای اصل 49 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، 1363، ماده 3، قابل دسترسی در https://rc.majlis.ir/fa/law/show/90948
[347] ستاد اجرایی فرمان امام یک غول اقتصادی است که در حال حاضر تقریباً در هر بخشی از صنایع ایران دارای سهام است، از جمله بخشهای مالی، نفت و مخابرات. تخمین زده میشود که ارزش مستغلات، سهام شرکت ها و دیگر دارایی های ستاد اجرایی فرمان امام در مجموع حدود 95 میلیارد دلار میباشد. نگاه کنید به استیو استکلو و همکاران، «دارایی های آیت الله: امپراطوری اقتصادی پشت رهبر ایران»، رویترز [Assets of the Ayatollah: The Economic Empire Behind Iran’s Supreme Leader, Reuters] (11 نوامبر 2013)، قابل دسترسی در https://www.reuters.com/investigates/iran/#article/part1
[348] جف دی. کالگن، «خصومت نفتی هنگامی که نفت سبب جنگ میشود»، ص. 169 (2013).
[349] «استکلو و همکاران»، رک. زیرنویس ۳۴۷.
[350] دارایی های دیگر کلیسای اسقفی که مصادره شد، عبارتند از دو درمانگاه بیماران سرپایی در اصفهان و یزد، یک مزرعۀ آموزشی برای نابینایان در حومۀ اصفهان، و مدارس و خوابگاهها برای دختران و پسران. نگاه کنید به «اسپلمن»، رک. زیرنویس ۵۷ در ص. 164. همچنین نگاه کنید به «ماجرای سازمان نابینایان کریستوفل که مصادره شد»، تابناک نیوز (29 شهریور 1399)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3bYPPbH (در مورد مصادرۀ املاک موقوفه برای نابینایان شرح می دهد).
[351] محمد حسین عزیزی و همکاران، «به یاد حاج محمد نمازی (1972-1895): مؤسس بیمارستان نمازی در شیراز»، آرشیو پزشکی ایران، شماره 12 (2009)، صص. 3-322، قابل دسترسی در http://www.ams.ac.ir/AIM/09123/0021.pdf نیروی دریایی سپاه در حال حاضر مدیریت و اداره این بیمارستان را بر عهده دارد. نگاه کنید به «بیمارستان مسلمین شیراز | بیمارستان سپاه»، تارنمای ایرانین فروم، قابل دسترسی در
https://iraninform.com/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C/12630 (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[352] «سکوت نهادهای امنیتی و قضایی در مورد ترور و حذف رهبران کلیسایی در ایران»، محبت نیوز (3 اکتبر 2017)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=21271
[353] «منزل مصادرهای اسقف دهقانی در اصفهان به “عزاخانه” تبدیل شد»، محبت نیوز (20 سپتامبر 2020)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=41197
[354] حسن دهقانی تفتی، «یک چاه دو چشمه: از تفت تا وینچستر»، 1999. چند سال بعد، حکم مصادرۀ بیمارستان مسیحی که توسط فتح الله امید نجف آبادی صادر شده بود، باطل اعلام گردید و مالکیت بیمارستان به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان داده شد. نگاه کنید به رضا مختاری و مرتضی میردار، «درد و درد: خاطرات سیدرضا میرمحمد صادقی»، 2011. همچنین نگاه کنید به احسان محرابی، «متهمان و مطلعان یک ترور»، زیتون (19 فوریه 2018)، قابل دسترسی در https://www.zeitoons.com/45592 (در مورد اعدام امید نجف آبادی در طی جنگ قدرت میان گروههای انقلابی در دهۀ 1360 گفتگو می کند).
[355] «جوهر انگلیکن»، رک. زیرنویس ۷۲. بیمارستان مسیحی اصفهان در سال 1283 توسط انجمن میسیونری کلیسا ساخته شد و به کلیسای اسقفی اصفهان اهدا گردید. نگاه کنید به «بیمارستان عیسی ابن مریم»، تارنمای گشتول سیستم جامع گردشگری، قابل دسترسی در https://gashtool.com/place/16037 (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[356] «تابناک نیوز»، رک. زیرنویس ۳۵۰.
[357] «جوهر انگلیکن»، رک. زیرنویس ۷۲.
[358] «عمارت “دایره اسقفی” در اصفهان موزه میشود»، ایسنا (۱۲ جولای ۲۰۲۱)، قابل دسترسی درhttps://bit.ly/3l6Bej3
[359] «اقدام “ستاداجرایی فرمان امام” برای مصادره باغ شارون، متعلق به شورای کلیساهای جماعت ربانی»، تارنمای ملیون ایران (6 آوریل 2018)، قابل دسترسی در https://melliun.org/iran/160819
[360] «سازمان ماده 18»، رک. زیرنویس ۱۰۸.
[361] «اصلاحیۀ آیین نامه نحوه رسیدگی به پرونده های موضوع اصل 49 قانون اساسی»، تهران 1380، ماده 11، قابل دسترسی در https://www.solh.ir/regulation/7/1910
[362] «کلیسای انجیلی آشوریان تبریز تعطیل شد» شبکه خبری مسیحیان فارسی زبان (24 مه 2019)، قابل دسترسی در https://fcnn.com/?p=7710
[363] «تعطیلی و به پایین کشیدن صلیب کلیسای انجیلی آشوری تبریز، مغایر با اصول قانون اساسی است»، پایگاه اطلاع رسانی دولت (26 خرداد 1398)، قابل دسترسی در http://dolat.ir/detail/323531
[364] «یوناتن بتکلیا در بیانیهای مطرح کرد: پاسخ به شایعات پیرامون عدم توجه به کلیساها در ایران + تصاویر کلیساهای مرمت شده»، خبرگزاری مجلس شورای اسلامی (30 تیر 1398)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3oIbW9Y
[365] «جریان پلمپ کلیسای انجیلی تبریز چیست؟»، باشگاه خبرنگاران جوان (25 تیر 1398)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3qe1kzN
[366] «شبکه خبری مسیحیان فارسی زبان»، رک. زیرنویس ۳۶۲.
[367] «وزارت اطلاعات ایران و ستاد اجرایی فرمان امام کلیسای پرسبیتری آشوریان را تعطیل میکنند»، سازمان ماده 18 [Iran Ministry of Intelligence and EIKO Closes Assyrian Presbyterian Church, Article 18] (18 ژوئن 2019)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/reports/case-studies/4623/ سازمان ماده 18 یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در لندن است که از آزادی مذهبی در ایران حمایت و آن را ترویج می کند. نگاه کنید به «ما که هستیم»، سارمان ماده 18 https://articleeighteen.com/aboutus/ (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[368] «مرکز حقوق بشر در ایران»، رک. زیرنویس ۲۳۸ ص. 19.
[369] ساخت کلیسای گریگور روشنگر مقدس در تهران و پیش از انقلاب 1357 آغاز گردید اما در سال 1362 به پایان رسید. نگاه کنید به «کلیسای گریگور روشنگر مقدس (گریگور لوساووریچ ) تهران»، حوزۀ اسقفی ارامنه تهران (18 مرداد 1397)، قابل دسترسی در http://www.tehranprelacy.com/farsi/tehran-churches-fa/1924-2018080907
[370] «نطق «بت کیلیا» دربارۀ وضعیت مسیحیان ایران: جفاگران پرده از جفای خود برداشتند»، محبت نیوز (23 ژانویه 2019)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=29551
[371] «کلیسای ایرانی بسته شد، صلیب متلاشی گردید»، ورلد واچ مانیتور [Iranian Church Closed, Cross Torn Down, World Watch Monitor] (24 مه 2019)، قابل دسترسی در https://www.worldwatchmonitor.org/coe/iranian-church-closed-cross-torn-down/
[372] «محبت نیوز»، رک. زیرنویس ۳۴۲.
[373] «کلیسای ارامنه معموره بروجن»، تارنمای سیری در ایران، قابل دسترسی در https://rb.gy/tvs7hd (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[374] «کلیسایی قدیمی در کرمان تخریب شد»، بی بی سی فارسی (17 اوت 2011)، قابل دسترسی در https://www.bbc.com/persian/arts/2011/08/110817_l41_pics_church_kerman_runover همچنین نگاه کنید به «کلیسای کرمان»، تارنمای علاالدین تراول، قابل دسترسی در https://bit.ly/2Xzvotr (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021) (دربارۀ نام و تاریخچۀ کلیسای سنت آندره در کرمان توضیح میدهد).
[375] «سازمان ایران برای مسیح»، رک. زیرنویس ۸۶.
[376] «شبکه خبری مسیحیان فارسی زبان»، رک. زیرنویس ۱۷۷.
[377] «کلیسای تهران با صلیب بسیار بزرگ تخریب شد»، سازمان ماده 18 [Tehran Church with Giant Cross Demolished, Article 18] (3 نوامبر 2020)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/7152/
[378] «مسجدجامعی: شهرداری تهران در تخریب کلیسای ادوِنتیستها نقش دارد»، رادیو فردا (9 نوامبر 2020)، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/adventist-church-riun-tehran/30938112.html یک گزارش میگوید که آیت الله خمینی معتقد بود، شاخۀ ادونتیستها قادر به تبلیغ مسیحیت در میان مسلمانان نیست و بنابراین فعالیتهایش بی ضرر است. نگاه کنید به «ماجرای کلیسای “آدونتیست”/ امام خمینی: اینها لاابالی كردهاند، ولی بیدين نكردهاند»، خبرگزاری مشرق (24 بهمن 1391)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3iz4QSI
[379] رضا نجفی، «زندگان علیه مردگان؛ حاشیه ای بر پدیده تخریب قبور در ایران»، تارنمای ملیون ایران (29 مه 2018)، قابل دسترسی در https://melliun.org/iran/168637
[380] «تصویری: گورستان تاریخی ارامنه مشهد»، تارنمای خبری تحلیلی عصر ایران (20 مه 2010)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3ouq7z0 در سال 1395 این گورستان به عنوان یکی از بناهای میراث فرهنگی به ثبت رسید. نگاه کنید به «ثبت کلیسا و قبرستان ارامنۀ مشهد در فهرست آثار ملی»، محبت نیوز (18 آوریل 2016)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=8077
[381] «قبرستان تاریخی مسیحیان در کرمان زیر و رو شد»، هرانا (4 آوریل 2012)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2012/hranews/1-10565/ همچنین نگاه کنید به فاطمه علی اصغر«چرا به مردگان رحم نمیکنیم؟»، همشهری آنلاین (9 اسفند 1396)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3s4gcT8 (در مورد گورستانی صحبت میکند که در ناحیۀ باستانی قلعه دختر کرمان قرار داشت و یکی از بناهای ثبت شده میراث فرهنگی بود).
[382] «گورستان ارامنه قزوین و تخریب اثر تاریخی»، خبرگزاری ایسنا (11 آبان 1399)، قابل دسترسی در https://bit.ly/39g41dv
[383] «تخریب آرامستان تاریخی لهستانیها در اهواز؛”در” گورستان و صلیبها را بردند»، ایران وایر (21 اوت 2014)، قابل دسترسی در https://iranwire.com/fa/news/khuzestan/12119 هیئت امنای این گورستان بعداً موفق شد که بخش هایی از آن را مرمت و بازسازی کند. نگاه کنید به «مرمت قبرستان “مسیحیان اهواز” توسط متولیانش آغاز شد»، محبت نیوز (18 ژوئیه 2016)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=10605
[384] «استاندار خوزستان: قبرستان ارامنه و لهستانیها تا پایان امسال آماده بازدید گردشگران میشود»، خبرگزاری ایرنا (30 دی 1395)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3omPgvD
[385] «تخریب عمدی قبرستان مسیحیان کرمانشاه + ویدیو»، هرانا (10 ژوئن 2017)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2017/hranews/a-11002/
[386] «تخریب گورستان تاریخی مسیحیان در اصفهان»، تارنمای اطلاعات.نت ، (28 دسامبر 2019)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3uwk2p8
[387] «کلیسای انجیلی همدان، انبار و سنگ قبرهایش پارکینگ ماشینها شد!»، محبت نیوز (18 نوامبر 2019)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=36069
[388] «تخریب گسترده قبرستان مسیحیان در کرمان»، محبت نیوز (27 فوریه 2019)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=30067 همچنین نگاه کنید به «تخریب گورستان تاریخی مسیحیان در اصفهان»، هرانا (26 دسامبر 2019)، قابل دسترسی در https://www.hra-news.org/2019/hranews/a-23166/ (در مورد تخریب برخی از سنگهای قبور و صلیبها در گورستان اصفهان توضیح میدهد).
[389] «آرامستان ارامنه دولاب را دریابیم»، اعتماد آنلاین (11 دی 1399)، قابل دسترسی در https://bit.ly/2Xks2dH در حال حاضر گورستان دولاب برای بازدید عموم باز نیست. نگاه کنید به «قبرستانی شبیه موزه در دروازه دولاب تهران»، ایران وایر (29 ژوئیه 2020)، قابل دسترسی در https://iranwire.com/fa/features/39860
[390] «تخریب قبرستان ارامنه دولاب تهران توسط شهرداری به اسم مرمت»، محبت نیوز (2 ژانویه 2021)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=43060 همچنین نگاه کنید به «تخریب قبرستان ارامنۀ دولاب زیر سایۀ بی مسئولیتی خلیفه گری/دندان تیز شهرداری تهران»، محبت نیوز (20 ژوئن 2017)، قابل دسترسی در https://mohabatnews.com/?p=19132 (توضیح میدهد که بخش ارامنۀ قبرستان دولاب یکی از بناهای ثبت شدۀ میراث فرهنگی است).
[391] «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، اصل 13.
[392] همان، اصول 19 و 23.
[393] همان، اصل 14.
[394] همان، اصول 26،22، 27 و 32.
[395] همان، اصل 26.
[396] همان، اصل 64.
[397] «مرکز حقوق بشر در ایران»، رک. زیرنویس ۲۳۸ صص. 18-19.
[398] قطعنامه مجمع عمومی 217A (III) ، سند سازمان ملل A/810، ص. 71 (1948) ]از این پس قطعنامه مجمع عمومی[.
[399] «میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی»، ماده ۱۸.۱.
[400] «تفسیر عمومی شماره 22 در مورد ماده 18 (آزادی اندیشه، وجدان و مذهب)»، کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد [UN Human Rts. Comm., Gen. Comment. No. 22, art. 18 (Freedom of Thought, Conscience or Religion),] ، ( 30 جولای 1993) CCPR/C/21/Rev.1/Add.4، قابل دسترسی درhttps://www.refworld.org/docid/453883fb22.html
[401] «میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی»، ماده ۱۸.2.
[402] همان، ماده 27.
[403] همان، ماده (2)19.
[404] همان، مواد 21 و 22.
[406] «قطعنامه مجمع عمومی»، رک. زیرنویس ۳۹۸.
[407] همان.
[408] فبیان او. ریموندو، «اصول کلی حقوقی در تصمیمات دادگاه های کیفری و هیئتهای داوری بین المللی»، [Fabián O. Raimondo, General Principles of Law in the Decisions of International Criminal Courts and Tribunals]، ص. 2 (2008).
[409] «میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی»، ماده 15.
[410] همان، ماده (2) 6.
[411] «تفسیر عمومی شماره 5 در مورد ماده 6 (حق حیات)»، کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد [UN Human Rts. Comm., Gen. Comment. No. 5, art. 6 (Right to Life)] ، ( 3 سپتامبر 2019) ,CCPR/C/GC/35,قابل دسترسی در https://www.refworld.org/docid/5e5e75e04.html
[412] «ارتداد»، دیکشنری میریام وبستر [Apostasy, Merriam-Webster.com Dictionary]، قابل دسترسی در https://www.merriam-webster.com/dictionary/apostasy (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[413] «میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی»، ماده 9.
[414] «شکایات فردی و فرجام خواهی های فوری، مذاکرات»، کارگروه حبسهای خودسرانه، [Individual Complaints and Urgent Appeals, Deliberations, Arbitrary Detention WG] ، قابل دسترسی در https://www.ohchr.org/EN/Issues/Detention/Pages/Complaints.aspx (تاریخ آخرین دسترسی: 18 جولای 2021).
[415] «میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی»، ماده 7.
[416] «تفسیر عمومی شماره 20 در مورد ماده 7 (ممنوعیت شکنجه یا سایر رفتارها یا مجازات های ظالمانه، غیر انسانی یا تحقیرآمیز)»، کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد [UN Human Rts. Comm., Gen. Comment. No 20, art. 7 (Prohibition of Torture, or Other Cruel, Inhuman or Degrading Treatment or Punishment)] (1994(،HRI/GEN/1/Rev.1 at 30، قابل دسترسی در http://hrlibrary.umn.edu/gencomm/hrcom20.htm
[417] معاهدات سازمان ملل شماره 993، ص.3؛ چکیده سند D, 95- (1978)؛ سری معاهدات، سند 95-19; 6 I.L.M. 360 (1967) ]از این پس میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی[.
[418] «فعال مسیحی ایرانی از دانشگاه اخراج شد»، سازمان ماده 18 [Iranian Christian Activist Kicked Out of University, [Article 18 (23 دسامبر ۲۰۱۹)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/5254/
[419] «میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی»، رک. زیرنویس ۴۱۷.
[420] «شرایط استخدام ارتش 1400»، تارنمای ایران مشاور، قابل دسترسی در https://bit.ly/2WJq4q6 (تاریخ آخرین دسترسی: 30 جولای 2021).
[421] «فرمانده پایگاه چهارم هوانیروز ارتش: کارکنان وظیفه اقلیتهای مذهبی برای عزت کشور خدمت میکنند»، خبرگزاری ایرنا (29 دسامبر 2020)، قابل دسترسی در https://bit.ly/3xn7GQs
[422] «فرخ پور حقیقی»، رک. زیرنویس ۳۰۵.
[423] «راحمی»، رک. زیرنویس ۳۰۷.
[424] «مکاریان»، رک. زیرنویس ۹۷.
[425] «ماری محمدی میگوید نمیتواند به شغل سابقش باز گردد، دستگیری مجدد»، سازمان ماده 18 [Mary Mohammadi Told She Can’t Have Old Job Back, Arrested Again, Article 18] (21 ژانویه 2021)، قابل دسترسی در https://articleeighteen.com/news/7699/
[426] «تائید حکم زندان و تبعید و محرومیت از کار برای سه نوکیش مسیحی در بوشهر»، رادیو فردا ( 7 فوریه 2021) ، قابل دسترسی در https://www.radiofarda.com/a/31081759.html
[427] «میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی»، ماده 26.
[428] «قانون مجازات اسلامی»، ماده ۳۱۰.
[429] همان، مواد 264 و 265.
[430] «قانون مدنی»، ماده 881 (مکرر).
[431] همان، ماده 1059. همین طور نگاه کنید به «مقررات احوال شخصیة مسیحیان پروتستان ایران»، تهران (1378)، ماده 22، قابل دسترسی در https://rc.majlis.ir/fa/law/print_version/135327
[432] «مقررات احوال شخصیة مسیحیان پروتستان ایران»، مواد 25 و 27.
[433] «قانون مدنی»، ماده 1192.
[434]«قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست»، تهران (1392)، ماده 3، قابل دسترسی در https://rc.majlis.ir/fa/law/show/866926
[435] با این حال، بند الف ماده ۶ «تقیّد به انجام واجبات و ترک محرمات» را به عنوان یکی از شرایط لازم برای فرزندخواندگی برشمرده است. با در نظر گرفتن پیش زمینه های قانون گذاری در ایران، ممکن است که این ماده واجبات و محرمات اسلامی را مستفاد نموده و به این ترتیب متقاضیان غیر مسلمان را حذف کند. نگاه کنید به «قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست»، ماده 6 بند الف و بند ت.




